اقتصاد گروگان امنیت؛ مرزهای بسته و فروپاشی اعتماد میان پاکستان و طالبان

بسته‌شدن طولانی‌مدت گذرگاه‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان را باید فراتر از یک اختلاف امنیتی مقطعی تحلیل کرد؛ این وضعیت در واقع تلاقی سه بحران هم‌زمان است: بحران امنیتی، بحران اعتماد سیاسی، و بحران وابستگی ساختاری اقتصادی.
اقتصاد گروگان امنیت؛ مرزهای بسته و فروپاشی اعتماد میان پاکستان و طالبان

بسته‌شدن طولانی‌مدت گذرگاه‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان را باید فراتر از یک اختلاف امنیتی مقطعی تحلیل کرد؛ این وضعیت در واقع تلاقی سه بحران هم‌زمان است: بحران امنیتی، بحران اعتماد سیاسی، و بحران وابستگی ساختاری اقتصادی. گزارش شبکه خبری NPR درباره گیرماندن رانندگان در نزدیکی گذرگاه تورخم تنها نمود عینی یک مسئله عمیق‌تر است که ریشه در روابط ناپایدار دو طرف دارد.

از منظر امنیتی، پاکستان تلاش می‌کند کنترل مرز را به‌عنوان ابزار فشار راهبردی به کار بگیرد و طالبان را مسئول فعالیت گروه‌های شبه‌نظامی بداند. این رویکرد نه‌تنها بیانگر بی‌اعتمادی شدید میان دو طرف است، بلکه نشان می‌دهد مرز دیگر صرفاً یک خط جغرافیایی نیست، بلکه به یک اهرم سیاسی تبدیل شده است. در مقابل، طالبان با رد این اتهامات، بسته‌شدن مرزها را اقدامی سیاسی–اقتصادی تفسیر می‌کنند که هدف آن تضعیف ساختار اقتصادی افغانستان است. این تقابل روایتی، مانع شکل‌گیری هرگونه چارچوب همکاری پایدار امنیتی شده است.

از منظر اقتصادی، بحران مرزی نشان‌دهنده وابستگی ساختاری افغانستان به مسیرهای ترانزیتی پاکستان است. توقف صدها موتر باربری حامل سمنت، مواد غذایی و دارو تنها یک اختلال لجستیکی نیست، بلکه ضربه مستقیم به امنیت غذایی، ثبات بازار و توان وارداتی کشور وارد می‌کند. در سوی دیگر، بخش خصوصی پاکستان نیز از این انسداد متضرر شده که نشان می‌دهد این بحران ماهیتی دوطرفه دارد، اما هزینه‌های آن به‌صورت نامتوازن بر اقتصاد شکننده افغانستان تحمیل می‌شود.

از منظر ژئوپلیتیکی، تلاش طالبان برای تنوع‌بخشی مسیرهای تجاری به‌سوی هند، ایران و چین، نشانه‌ای از یک تغییر جهت استراتژیک است. تمرکز بر ترانزیت از طریق بندر چابهار و درخواست همکاری از هند، تلاشی برای کاهش وابستگی به پاکستان و خروج از انحصار جغرافیایی مسیرهای سنتی است. این سیاست اگرچه در بلندمدت می‌تواند استقلال ترانزیتی افغانستان را تقویت کند، اما در کوتاه‌مدت با محدودیت‌های زیرساختی، هزینه‌های بالا و موانع سیاسی جدی مواجه است.

در مجموع، بحران مرزی پاکستان و طالبان را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف مرزی یا امنیتی دانست؛ این بحران بازتاب یک تضاد عمیق‌تر میان منطق «امنیتی‌سازی مرزها» از سوی پاکستان و منطق «اقتصادی‌سازی بقا» از سوی طالبان است. تا زمانی که چارچوبی نهادی برای مدیریت امنیت مرزی، تضمین ترانزیت تجاری و تفکیک منازعات سیاسی از جریان تجارت شکل نگیرد، مرز همچنان ابزار فشار باقی خواهد ماند نه بستر همکاری. تداوم این وضعیت نه‌تنها اقتصاد افغانستان را فرسوده‌تر می‌کند، بلکه پاکستان را نیز از مزایای ژئو‌اقتصادی موقعیت ترانزیتی‌اش محروم می‌سازد و زمینه را برای بازتعریف مسیرهای منطقه‌ای تجارت به زیان هر دو طرف فراهم می‌کند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x