در گزارشی تازه تاجالدین اویوالی، نماینده صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) در افغانستان، فاش کرده که بیش از نیمی از کودکان خردسال کشور در عمق فقر شدید غذایی غوطهورند. این واقعیت تلخ، نه تنها یک آمار خشک، بلکه فریادی خاموش از سوی میلیونها کودک بیگناه است که آیندهشان در معرض نابودی قرار گرفته. است
اویوالی روز گذشته (سهشنبه، ۲۸ دلو) در صفحه ایکس خود تأکید کرده: «در حالی که یونیسف تغذیه سالم کودکان در خانه را ترویج میکند، استفاده از غذاهای تجاری برای نوزادان روز به روز افزایش یافته است.»
او بر ضرورت ایمنی و کیفیت این غذاها پافشاری کرده و از همکاری با کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) برای تنظیم و کنترل واردات آنها سخن گفته، تا سلامت نسل نوپای افغانستان تضمین شود و از آسیبهای جبرانناپذیر جلوگیری گردد.
این بحران عمیق، ریشه در دهههای پرتلاطم جنگ، بیثباتی سیاسی و تحریمهای اقتصادی دارد که دسترسی به منابع غذایی را برای خانوادههای افغان به کابوسی تبدیل کرده است. یونیسف پیشتر هشدار داده بود که فقر غذایی نه تنها جسم کودکان را ضعیف میکند، بلکه رشد ذهنی و شناختی آنها را نیز برای همیشه مختل میسازد، و این چرخهای از عقبماندگی را به ارمغان میآورد.
در همین راستا، آمارهای تکاندهنده حکایت از عمق فاجعه دارند. حدود ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال از سوءتغذیه حاد رنج میبرند، در حالی که برنامه جهانی غذا (WFP) گزارش میدهد خانوادهها با گرسنگی فزاینده و کمبود شدید مواد مغذی روبرو هستند. با وجود توزیع محدود اقلام غذایی و درمانی توسط نهادهای امدادی، گستردگی فقر و محدودیت منابع، تلاشها را ناکافی جلوه میدهد و نیاز به اقدامات گستردهتر را برجسته میسازد.
با این حال، تناقضی آشکار در سیاستهای حاکم وجود دارد؛ افغانستان کنوانسیون بینالمللی حقوق کودک را امضا کرده، اما اجرای عملی آن در سایه محدودیتهای ایدئولوژیک و عدم اولویتبندی، به حاشیه رانده شده است. این ناکارآمدی ساختاری، کودکان را بیش از پیش در برابر آسیبها بیدفاع میگذارد و ضرورت اصلاحات فوری در رویکردهای حکومتی را فریاد میزند.
در مقایسه با دیگر کشورهای بحرانزده مانند یمن یا سومالی، افغانستان یکی از شدیدترین موارد سوءتغذیه را تجربه میکند، وضعیتی که ناامنی مداوم، بیکاری گسترده و بیثباتی اقتصادی، این قشر آسیبپذیر را دوچندان تحت فشار قرار داده است. سازمان نجات کودکان نیز از رنج ۳.۷ میلیون کودک حکایت دارد و خواستار توجه جهانی فوری برای جلوگیری از نسلکشی خاموش میشود.
به نظر میرسد بدون حمایت قانونی محکم و ساختارهای رفاهی پایدار، از جمله دسترسی برابر به آموزش، صحت و تغذیه، چرخه فقر و خشونت ادامه خواهد یافت. مشکلات فراروی کودکان افغان، از خشونت فیزیکی و جنسی گرفته تا کار شاقه و عدم دسترسی به تعلیم، تنها با سیاستهای محدودکننده فعلی تشدید میشود و نیازمند بازنگری اساسی در اولویتهای حاکمیت است.
علاوه بر این، تأثیرات بلندمدت سوءتغذیه بر جامعه افغان نباید نادیده گرفته شود؛ کودکانی که امروز از کمبود ویتامینها و پروتئینها رنج میبرند، فردا نیروی کار ضعیف و جامعهای ناپایدار را شکل خواهند داد. این تهدید نه تنها انسانی، بلکه اقتصادی و اجتماعی است که میتواند ثبات منطقه را نیز به چالش بکشد.
با این همه، جلوگیری از این فاجعه انسانی بزرگتر، مستلزم اولویتبخشیدن به کودکان در برنامههای بشردوستانه بینالمللی و فشار بر حکومت برای اصلاح سیاستهای محدودکننده است. افزایش منابع مالی، تقویت همکاریهای جهانی و حمایت جمعی از حقوق کودک، تنها راه نجات نسل آینده افغانستان از این تهدید خاموش و ویرانگر خواهد بود، پیش از آنکه دیر شود.



