۲۶ دلو ۱۳۶۷ نقطهای سرنوشتساز در تاریخ معاصر افغانستان است، روزی که نشان داد اراده و خواست مردم، حتی در برابر یک ابرقدرت جهانی، میتواند سرنوشت یک ملت را رقم بزند. جنگ ده ساله با اتحاد جماهیر شوروی علیرغم برتری نظامی و تجهیزات پیشرفته، نتوانست مشروعیت مردمی را در افغانستان ایجاد کند و حکومت دستنشانده را پایدار نگه دارد. مقاومت مردم، مبتنی بر باور به استقلال، هویت ملی و ارزشهای فرهنگی، محور اصلی شکست شوروی بود و نشان داد که قدرت واقعی در پشتوانه و حمایت مردم نهفته است، نه صرفاً در سلاح و ارتش.
مجاهدین افغانستان با حداقل امکانات و بهرهگیری از تاکتیکهای چریکی، توانستند یک ارتش مجهز و قدرتمند را در جنگ فرسایشی زمینگیر کنند. اما این پیروزی تنها یک موفقیت نظامی نبود؛ بلکه تجلی اراده جمعی و مشروعیت مردمی بود. حکومت کابل هرگز توسط مردم پذیرفته نشده بود و تکیهگاه آن تنها حمایت اشغالگران بود. این تجربه نشان داد که هیچ حکومتی، حتی اگر با منابع گسترده و قدرت خارجی پشتیبانی شود، بدون مشروعیت واقعی و مشارکت مردم، پایدار نخواهد بود.
پیامدهای این پیروزی، فراتر از صحنه نبرد بود. تاریخ افغانستان و نمونههای مشابه جهانی نشان دادهاند که حکومتهای مستبد و دستنشانده، اگر مشروعیت مردمی نداشته باشند، محکوم به زوال و شکست هستند. ۲۶ دلو به وضوح نشان داد که مشروعیت مردمی و خواست جمعی، قویترین عوامل پایداری یا فروپاشی حکومتها هستند و قدرت نظامی بدون این پشتوانه، ناکام خواهد ماند.
این روز علاوه بر اهمیت سیاسی و نظامی، نماد هویتی و فرهنگی نیز شده است. نسلها با این رویداد بزرگ تربیت شدهاند و ۲۶ دلو در حافظه جمعی افغانستان به سمبل مقاومت مشروع، همبستگی و پیروزی اراده مردم بر زور و اشغال تبدیل شده است. همچنین برای تحلیلگران سیاسی و نظامی جهان، این تجربه درس مهمی است از ناکامی قدرتهای نظامی در جنگهای نامتقارن و ضرورت مشروعیت و حمایت اجتماعی برای هر حکومت.
۲۶ دلو نه تنها پایان اشغال شوروی بود، بلکه نمادی از پیروزی مشروعیت و اراده مردم بر زور و سلطه خارجی شد. این روز نشان میدهد که ملتها، حتی با کمترین منابع مادی، میتوانند با وحدت، ایمان و اراده، بر قویترین ارتشهای جهان پیروز شوند و حکومتی را که مشروعیت ندارد، ناکام گذارند. تاریخ افغانستان با این روز، الگویی ماندگار از مقاومت مشروع و اهمیت بنیادین مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود ارائه داده است.




