وضعیت نگران‌کننده سلامت مادران و کودکان در افغانستان

بحران سلامت مادران و کودکان در افغانستان را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک چالش بهداشتی تعریف کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از فروپاشی یک نظم اجتماعی–سیاسی دانست که در آن آموزش، توسعه انسانی، عدالت جنسیتی و سلامت عمومی به‌طور هم‌زمان تضعیف شده‌اند. تداوم این وضعیت، افغانستان را با نسلی روبه‌رو خواهد کرد که از بدو تولد در شرایط نابرابری، محرومیت و ناامنی سلامت رشد می‌کند؛
وضعیت نگران‌کننده سلامت مادران و کودکان در افغانستان

گزارش تازه‌ی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) بار دیگر واقعیت تلخ یکی از عمیق‌ترین بحران‌های انسانی افغانستان را آشکار می‌سازد؛ بحرانی که نه در میدان‌های درگیری، بلکه در مراکز درمانی فرسوده، خانه‌های بی‌امکانات و مناطق دورافتاده جان می‌گیرد. آماری که از مرگ ۵۲۱ نوزاد به ازای هر ۱۰۰ هزار تولد زنده سخن می‌گوید، صرفاً یک داده آماری نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از فروپاشی تدریجی نظام سلامت است که توان حفاظت از ابتدایی‌ترین حق انسانی، یعنی «حق زندگی»، را از دست داده است.

این وضعیت حاصل یک عامل تنها نیست، بلکه برآیند هم‌زمان چند بحران ساختاری است: کمبود شدید منابع مالی، ضعف زیرساخت‌های بهداشتی، فقدان نیروی متخصص و ناکارآمدی مدیریتی. در چنین شرایطی، نظام سلامت افغانستان توان پاسخ‌گویی به نیازهای اولیه جامعه را از دست داده و چرخه‌ای از مرگ‌های قابل پیشگیری شکل گرفته است؛ چرخه‌ای که نه بر اثر فجایع ناگهانی، بلکه در نتیجه فرسایش تدریجی یک سیستم ناکارآمد بازتولید می‌شود.

در این میان، سیاست‌های محدودکننده طالبان، به‌ویژه ممنوعیت آموزش دختران و زنان در رشته‌های پزشکی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تعمیق بحران داشته است. در جامعه‌ای که بخش بزرگی از خدمات حاملگی و مراقبت‌های بارداری بر دوش زنان متخصص است، حذف زنان از نظام آموزش پزشکی عملاً به معنای قطع جریان تأمین نیروی انسانی برای نظام سلامت است. این سیاست‌ها نه‌تنها ماهیتی ایدئولوژیک دارند، بلکه پیامدهای مستقیم و مرگ‌بار برای سلامت عمومی جامعه به‌همراه آورده‌اند.

اقدامات سازمان ملل متحد، از جمله حمایت از صدها مرکز سلامت خانواده و برنامه‌ریزی برای ارائه خدمات به میلیون‌ها نفر تا سال ۲۰۲۶، هرچند ضروری و ارزشمند است، اما در مقیاس بحران موجود، بیشتر نقش «کاهش آسیب» را ایفا می‌کند تا حل ریشه‌ای مسئله. بدون اصلاحات ساختاری، سرمایه‌گذاری پایدار و تغییر در سیاست‌های آموزشی و انسانی، این مداخلات تنها می‌توانند شدت فاجعه را مهار کنند، نه منشأ آن را از میان بردارند.

هم‌زمانی بحران سلامت با سوءتغذیه گسترده میلیون‌ها کودک، نوزاد و مادران شیرده نشان می‌دهد که مسئله صرفاً پزشکی- صحی نیست، بلکه با یک بحران چندبعدی انسانی، اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو هستیم. فقر، ناامنی غذایی، فروپاشی خدمات عمومی و سیاست‌های محدودکننده، شبکه‌ای از عوامل را شکل داده‌اند که نتیجه آن، افزایش آسیب‌پذیری مادران و کودکان در برابر بیماری، مرگ‌ومیر و محرومیت ساختاری است.

به‌صورت کلی، بحران سلامت مادران و کودکان در افغانستان را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک چالش بهداشتی تعریف کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از فروپاشی یک نظم اجتماعی–سیاسی دانست که در آن آموزش، توسعه انسانی، عدالت جنسیتی و سلامت عمومی به‌طور هم‌زمان تضعیف شده‌اند. تداوم این وضعیت، افغانستان را با نسلی روبه‌رو خواهد کرد که از بدو تولد در شرایط نابرابری، محرومیت و ناامنی سلامت رشد می‌کند؛ مسیری که آینده‌ی انسانی کشور را با مخاطرات عمیق و بلندمدت مواجه خواهد ساخت.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x