نمایندگان کشورها، آژانسهای ملل متحد، اتحادیه اروپا و سازمان همکاری اسلامی -چه به صورت حضوری و چه مجازی- گرد هم آمدند تا دستاوردها و چالشهای مبارزه با این بلای کهن را ارزیابی کنند.
در بیانیه وزارت خارجه حکومت طالبان در این نشست آمده است: «امارت اسلامی (حکومت طالبان) عملاً ثابت کرده است که اراده قوی و توانایی مبارزه با مواد مخدر را دارد.»
این ادعا ریشه در واقعیت آماری دارد. پس از فرمان ممنوعیت کشت کوکنار در سال ۱۴۰۱ خورشیدی، سطح زیر کشت خشخاش از ۲۳۲ هزار هکتار در ۱۴۰۱ به حدود ۱۰٬۲۰۰ هکتار در ۱۴۰۴ کاهش یافته است.
تولید تریاک نیز در سال جاری خورشیدی به ۲۹۶ تن رسیده که ۳۲ درصد کمتر از سال پیش است. درآمد دهقانان از فروش تریاک تقریباً نصف شده و بسیاری از مزارع به غلات و محصولات جایگزین روی آوردهاند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نیز از این کاهش چشمگیر ابراز رضایت کرد.
اما همین موفقیت ظاهری، تناقضی عمیق را آشکار میسازد. گزارش تازه دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر ملل متحد (UNODC) که در فبروری ۲۰۲۶ منتشر شد، نشان میدهد الگوی مصرف در داخل کشور به شدت تغییر کرده است. در میان مردان مصرفکننده، ۴۶ درصد چرس، ۱۹ درصد تریاک، ۱۱ درصد قرص «ک» و ۷ درصد متآمفتامین (شیشه) مصرف میکنند.
بدین ترتیب، مواد صنعتی -که تولیدشان آسانتر، پنهانسازیشان سادهتر و تاثیرشان بر بازار جهانی پایدارتر است- جای خالی تریاک سنتی را پر کردهاند. قیمت شیشه در داخل کشور کاهش یافته و نشانهای از افزایش عرضه محلی است.
این تغییر، بیش از یک آمار ساده است؛ تصویری از یک جامعهای است که در فقر، بیکاری و بازگشت میلیونها مهاجر غرق شده و حالا به جای تریاک سنتی، به مواد شیمیایی و سوءمصرف داروهای روانگردان پناه میبرد. مراکز درمان معتادان همچنان عمدتاً مردانهاند؛ تنها ۲۹ درصد زنان مصرفکننده به خدمات درمانی دسترسی دارند و در بسیاری از ولایات حتی یک مرکز ویژه زنان وجود ندارد. دهقانانی که کوکنار را رها کردهاند، بدون کشت بدیل واقعی و حمایت اقتصادی، در دام فقر و ناامیدی ماندهاند.
این وضعیت، مقایسهای تلخ با تجربههای موفق دیگر کشورها را پیش میکشد. در تایلند یا کلمبیا، ممنوعیت کشت تنها زمانی پایدار شد که با برنامههای گسترده جایگزینی، آموزش، اعتبار مالی و بازار تضمینی همراه گردید. افغانستان اما هنوز فاقد چنین چارچوبی است. ادعای «اراده قوی» حکومت طالبان، هرچند در عرصه سرکوب کشت موثر بوده، بدون سرمایهگذاری مشترک، هماهنگی منطقهای و اعتماد متقابل با جامعه جهانی، نمیتواند به پیروزی پایدار برسد.
گوترش درست اشاره کرد که ملل متحد از کاهش کشت کوکنار خشنود است، اما از نقض حقوق بشر، نبود حکومت فراگیر و حضور احتمالی گروههای تروریستی «ناامید» مانده است. بدون رفع این خلاءها، هیچ کشوری حاضر به سرمایهگذاری کلان در برنامههای کشت بدیل و درمان نخواهد شد.
نتیجه آنکه، افغانستان همچنان نقطه سیاه نقشه جهانی مواد مخدر باقی خواهد ماند، نه تنها به دلیل تولید، بلکه به سبب ناتوانی در تبدیل یک ممنوعیت موقت به یک استراتژی جامع و انسانی.
با این همه، حل ریشهای این معضل، نیازمند سیاست داخلی جدی، همگرایی منطقهای و همکاری جهانی است. نشست کابل میتوانست نقطه عطفی باشد، اگر فراتر از اعلام پیروزی، به عمق چالشهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بپردازد.



