نیک پاند، رئیس بخش ماینپاکی دفتر هیئت نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) بهتازگی اظهار داشته است: « کودکان بیشترین قربانیان این تهدیدها هستند و ۸۰ درصد تلفات را تشکیل میدهند؛ کودکانی که اغلب در نتیجه تماس با مهمات منفجرنشده هنگام بازی زخمی یا جان خود را از دست میدهند..»
این کابوس از تهاجم ارتش سرخ در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. در آن دوره میلیونها مین ضدنفر، ماین ضدتانک، بمبهای خوشهای و مهمات دستساز در سراسر خاک کشور پراکنده گردید. جنگهای داخلی دهه ۱۹۹۰ و سپس درگیریهای دو دهه اخیر، حجم این مواد مرگبار را چندین برابر کرد. نتیجه این است که از سال ۱۹۸۹ تاکنون بیش از ۴۵ هزار نفر کشته یا زخمی شدهاند و کودکان با حدود ۳۰ هزار قربانی -یعنی تقریباً دو سوم کل آمار- بیشترین آسیب را دیدهاند.
با وجود پاکسازی بیش از ۳۸۰۰ کیلومتر مربع زمین و انهدام حدود ۱۴ میلیون قطعه مهمات انفجاری، هنوز حدود ۱۲۱۰ کیلومتر مربع زمین آلوده باقی مانده است که شامل ۵۲۴۵ منطقه خطر شناساییشده میشود. این مناطق، زمینهای زراعتی، مراتع، جادهها، مکتبها و حتی مراکز درمانی را تهدید میکنند. بیش از یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از مردم افغانستان در مجاورت مستقیم این تهدید زندگی میکنند.
پس از بازگشت طالبان و برقراری امنیت نسبی در بسیاری از مناطق، انتظار میرفت که روند پاکسازی شتاب بیشتری بگیرد؛ اما واقعیت کاملاً برعکس است. تعداد نیروهای متخصص ماینپاکی از حدود ۱۵ هزار نفر در سال ۲۰۱۱ به چیزی بین ۱۳۰۰ تا ۲۷۵۰ نفر کاهش یافته است. کمبود بودجه، افت شدید کمکهای بینالمللی و محدودیتهای عملیاتی باعث شده که بسیاری از برنامههای پاکسازی در آستانه تعطیلی کامل قرار گیرند.
این وضعیت نه تنها میراث جنگ را زنده نگه میدارد، بلکه با نسل آینده افغانستان نیز تسویهحساب تلخی میکند. کودکان در ماههای اخیر ۷۷ تا ۸۹ درصد کل قربانیان را تشکیل میدهند؛ همان نسلی که قرار بود در آرامش و امنیت رشد کند، اکنون در سادهترین بازیهای کودکی خود با مرگ روبرو میشود.
تجربه کشورهای پس از جنگ مانند کامبوج و بوسنی نشان میدهد که پاکسازی سریع و موثر نیازمند سه عنصر اصلی است: اراده سیاسی قوی، همکاری بیقیدوشرط با نهادهای بینالمللی و تخصیص منابع ملی کافی. افغانستان از نظر ظرفیت انسانی و فنی این توانمندی را دارد؛ آنچه کم است، اولویتدهی واقعی و عملی به این بحران پنهان و طولانیمدت است.
حکومت کنونی طالبان، با تکیه بر ثبات نسبی ایجادشده، میتواند و باید تمرکز ویژهای بر سه محور بگذارد؛ پاکسازی گسترده اراضی آلوده، آموزش عمومی و همگانی درباره خطرات ماین، و حمایت همهجانبه از قربانیان و خانوادههایشان. گسترش همکاری با نهادهای بینالمللی مرتبط نه تنها جان انسانها را نجات میدهد، بلکه به توسعه اقتصادی، بازگشت امن آوارگان و افزایش اعتماد عمومی نیز کمک شایانی میکند.
آگاهی عمومی، گزارش فوری اشیای مشکوک و سرمایهگذاری فوری، از موثرترین راههای خروج از این چرخه مرگبار است. اگر امروز اقدام جدی صورت نگیرد، فردا کودکان بیشتری زیر آوار این میراث جنگ مدفون خواهند شد و تاریخ، همه ما را در برابر این فاجعه مسئول خواهد دانست.



