روابط پاکستان و افغانستان همواره با چالشهای امنیتی همراه بوده و مرز طولانی بین دو کشور از دیرباز منطقهای ناامن محسوب میشود. اظهارات اخیر عاصم افتخار احمد، نماینده دایمی پاکستان در سازمان ملل، که وضعیت امنیتی را برای کشورش «غیرقابل تحمل» خوانده، نشاندهنده تحول مهمی در موضع اسلامآباد است. پاکستان که در گذشته از طالبان افغانستان به عنوان اهرم تأثیرگذاری حمایت میکرد، اکنون به صراحت این گروه را به پناه دادن و حمایت از گروههای مسلح متهم میکند. این اتهامات بر افزایش چشمگیر حملات تروریستی فرامرزی از خاک افغانستان در سالهای اخیر تأکید دارد.
نماینده پاکستان با اشاره به توافق دوحه، طالبان را متهم کرده که به تعهدات خود در زمینه جلوگیری از تروریسم فرامرزی عمل نکردهاند. این اشاره، تلاش پاکستان برای استفاده از ابزار دیپلماتیک و بینالمللی برای تحت فشار قرار دادن طالبان را نشان میدهد. گزارش مجله فارین افرز نیز مؤید این ادعاست که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، حملات تروریستی در پاکستان افزایش یافته و مرز بین دو کشور به یکی از نگرانکنندهترین نقاط امنیتی در جنوب آسیا تبدیل شده است.
عوامل متعددی در تشدید این وضعیت نقش دارند. گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) به عنوان اصلیترین تهدید امنیتی برای پاکستان، فعالیت خود را از خاک افغانستان گسترش داده است. از سوی دیگر، حکومت طالبان ممکن است فاقد اراده و ظرفیت کامل برای کنترل تمام گروههای فعال در قلمرو خود باشد، یا اینکه حفظ رابطه با برخی گروههای شورشی را به عنوان اهرم فشار در مناسبات منطقهای ضروری بداند. علاوه بر این، بحران اقتصادی عمیق در افغانستان، بستری برای جذب و فعالیت گروههای افراطی فراهم کرده است.
پیامدهای این تنشهای امنیتی برای منطقه قابل توجه است. تنشهای مرزی افزایش یافته و پاکستان اقدام به عملیاتهای نظامی در خاک افغانستان کرده است. این ناامنی ثبات کل جنوب آسیا را تحت تأثیر قرار داده و مشروعیت طالبان را در عرصه بینالمللی تضعیف میکند. دیگر همسایگان افغانستان، مانند ایران و کشورهای آسیای مرکزی، نیز نگران سرریز این ناامنی به قلمرو خود هستند.
در چشمانداز کوتاهمدت، احتمال افزایش درگیریهای مرزی وجود دارد. طالبان میان فشارهای داخلی، حفظ روابط با گروههای شورشی و تلاش برای کسب مشروعیت بینالمللی گرفتار شده است. پاکستان نیز احتمالاً به اقدامات نظامی محدود ادامه خواهد داد، اما در عین حال به دنبال تشکیل ائتلافهای منطقهای و بینالمللی برای اعمال فشار بیشتر بر طالبان است. نقش بازیگران خارجی مانند چین و روسیه در مدیریت این بحران میتواند تعیینکننده باشد.
در مجموع، اظهارات تند نماینده پاکستان در سازمان ملل نشاندهنده عمق شکاف امنیتی بین اسلامآباد و کابل است. این وضعیت نه تنها ثبات داخلی پاکستان را تهدید میکند، بلکه میتواند به بحرانی فرامرزی تبدیل شود. حل این معضل نیازمند رویکردی چندجانبه است که شامل فشار دیپلماتیک، مشارکت مؤثر منطقهای و بازنگری در سیاستهای داخلی طرفین میشود. بدون اقدام مؤثر و فوری، مرز افغانستان و پاکستان همچنان کانون ناامنی در جنوب آسیا باقی خواهد ماند و ثبات منطقه را با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد.



