حضور ۱۶ تیم آسیایی در اندونزیا، در حالی که قهرمان مسابقات هفتم فبروری معرفی خواهد شد، بار دیگر نگاهها را به جایگاه فوتسال در معادلات ورزشی قاره معطوف کرده است؛ بهویژه به تیمی چون افغانستان که در سالهای اخیر مسیر متفاوتی را پیموده است.
افغانستان اینبار با پشتوانه نخستین حضور تاریخیاش در جام جهانی ۲۰۲۴ و صعود شگفتانگیز تا مرحله یکچهارم نهایی، وارد این رقابتها میشود. این دستاورد، که در حافظه ورزشی کشور هنوز تازه است، نهتنها سطح انتظارات را بالا برده، بلکه تیم ملی فوتسال را به نماد ظرفیتهای مغفولمانده ورزش افغانستان بدل کرده است. دومین حضور افغانستان در جام ملتهای آسیا، در چنین بستری، معنایی فراتر از یک حضور تشریفاتی دارد.
پیشینه صعود افغانستان نیز بر این ادعا مهر تأیید میزند. صدرنشینی در مرحله راهیابی، با پیروزیهای قاطع ۱۰–۱ برابر مالدیف و ۸–۰ مقابل میانمار، نشان داد که این تیم صرفاً محصول یک نسل استثنایی نیست، بلکه نتیجه برنامهریزی فنی، انسجام تیمی و سرمایهگذاری تدریجی در فوتسال بهشمار میرود. آمارها گواهی میدهند که افغانستان در فوتسال، سریعتر از بسیاری از رشتههای دیگر، مسیر حرفهای شدن را طی کرده است.
با اینهمه، قرعه گروه D و رویارویی با تیمهایی چون عربستان سعودی، بار دیگر فاصله میان ظرفیت فنی و امکانات ساختاری را برجسته میسازد. عربستان با چهارمین حضور خود در جام ملتها، از ثبات مدیریتی و حمایت سیستماتیک بهرهمند است؛ در حالی که افغانستان، با وجود رشد فنی، همچنان با چالشهای زیرساختی، مالی و محدودیتهای بیرونی دستوپنجه نرم میکند. همین تناقض، رقابت را به میدان مقایسه دو الگوی متفاوت تبدیل میکند؛ پیشرفت مبتنی بر ساختار در برابر پیشرفت مبتنی بر انگیزه.
سخنان تازه ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، مبنی بر «حمایت همهجانبه از ورزشکاران» و نسبت دادن موفقیتهای ورزشی به «اتحاد و همبستگی ملت»، در ظاهر پیام مثبتی دارد؛ اما در بطن خود پرسشهایی جدی را برمیانگیزد. اگر ورزش مایه افتخار ملی است، چرا بسیاری از ورزشکاران همچنان با محدودیت، ناامنی شغلی و ملاحظات غیرورزشی روبرو اند؟ تقدیر نمادین با اهدای موتر، هرچند قابل توجه، نمیتواند جایگزین سیاست پایدار حمایتی و نهادینه شود.
مقایسه وضعیت فوتسال با سایر رشتهها نشان میدهد که هر جا سیاست کمتر مداخله کرده و مدیریت فنی مجال بروز یافته، نتیجه ملموستر بوده است. درخشش فوتسال افغانستان در سال ۲۰۲۴، ثابت کرد که استعداد و شایستگی، فراتر از معادلات سیاسی، میتواند اعتبار بینالمللی بیافریند؛ مشروط بر آنکه بهطور حرفهای حمایت شود.
با این حال، جام ملتهای فوتسال آسیا ۲۰۲۶ برای افغانستان تنها میدان رقابت نیست؛ آینهای است که هم توان ورزشی کشور را بازتاب میدهد و هم کیفیت سیاستگذاری حاکم بر ورزش را. اگر حکومت طالبان واقعاً خواهان تداوم این موفقیتها است، ناگزیر باید از حمایت شعاری عبور کرده و ورزش را، بیملاحظات سیاسی، بهعنوان سرمایه ملی بپذیرد. آینده فوتسال افغانستان، همانقدر که به پای بازیکنان گره خورده، به تصمیمهای امروز در سطوح مدیریتی و سیاسی نیز وابسته است.




