میراث کلاشینکف؛ نیت پاک، واقعیت تلخ

میخائیل تیموفیویچ کلاشنیکف، مخترع تفنگ مشهور «آ-کا-۴۷» است؛ سلاحی که نه تنها تاریخ نظامی قرن بیستم را شکل داد، بلکه در دهه‌های اخیر نماد خشونت و جنگ‌های بی‌رحمانه نیز شده است.
میراث کلاشینکف؛ نیت پاک، واقعیت تلخ

امروز، ۲۳ دسامبر، سالروز درگذشت میخائیل تیموفیویچ کلاشنیکف، مخترع تفنگ مشهور «آ-کا-۴۷» است؛ سلاحی که نه تنها تاریخ نظامی قرن بیستم را شکل داد، بلکه در دهه‌های اخیر نماد خشونت و جنگ‌های بی‌رحمانه نیز شده است. میخائیل کلاشنیکف، مردی که خود را یک تعمیرکار خودآموخته و عاشق مهندسی می‌دانست، در طول زندگی خود حدود ۱۵۰ مدل سلاح کوچک طراحی کرد. اما مشهورترین اختراع او، تفنگی بود که بیش از صد میلیون قبضه از آن در سراسر جهان ساخته شد و هنوز هم در دست نیروهای نظامی و گروه‌های مختلف به کار گرفته می‌شود.

کلاشنیکف خود بارها بر نیت اولیه‌اش تأکید داشت: «اسلحه کلاشنیکف را برای جلوگیری از پیشروی آلمان بسوی شوروی و به خاطر وطنم ساختم و قصد نداشتم این اسلحه در عملیات تروریستی مورد استفاده قرار گیرد.» او در سال‌های پایانی زندگی‌ اش با دیدن تصاویر تفنگ خود در دست گروه‌های تروریستی، از جمله القاعده و دیگر جریان‌های خشونت‌طلب، پرسش بزرگی را مطرح کرد: «چطور این اسلحه به دست آن‌ها رسیده است؟»

این پرسش، قلب واقعیت تلخ امروز ما را نمایان می‌کند: سلاحی که برای دفاع از خاک و مردم ساخته شده بود، به ابزاری برای کشتار غیرنظامیان تبدیل شد. گروه‌های تروریستی چون داعش در افغانستان، عراق و سوریه و دیگر گروه‌های تروریستی در افغانستان و کشورهای همسایه، با بهره ‌گیری از این سلاح‌ها، هر روز خون مسلمانان و غیرنظامیان را ریخته و ادامه می‌دهند. واقعیت تلخ این است که بسیاری از این جنگ‌ها، مستقیم یا غیرمستقیم، به تحریک و حمایت کشورهای غربی، به ویژه امریکا و اسرائیل، شکل گرفته‌اند؛ کشورهایی که به نام مبارزه با تروریسم، عملاً گروه‌های خشونت ‌طلب را مسلح و تقویت کرده‌اند و به جنایات شان مشروعیت عملی بخشیده‌اند. از منظر دین مقدس اسلام و حقوق بشر، کشتار انسان به هیچ عنوان قابل توجیه نیست و این خشونت‌ها محکومیت جهانی دارند.

بیشتر بخوانید:  جنگِ شاگرد و استاد؛ وقتی بومرنگِ ترور برگشت!

از سوی دیگر، روسیه امروز با چالش دیگری روبروست: بیش از ۸۰٪ حجم بازارهای جهانی از نمونه‌های تقلبی مسلسل کلاشنیکف پر شده و این امر سالانه ۲ میلیارد دالر خسارت به اقتصاد این کشور وارد می‌کند. این واقعیت، نشان‌دهنده اهمیت کنترل تولید و صادرات سلاح و پیامدهای جهانی آن است.

در افغانستان بیش از چهار دهه است که همین اسلحهٔ ساده اما مرگبار (کلاشینکف) در دست گروه‌های تروریستی به ابزار اصلی کشتار تبدیل شده و هر روز جان هموطنان ما را می‌ستاند، زخمی که هنوز التیام نیافته و خانواده‌هایی که داغدار مانده‌اند.
این تفنگ که زمانی برای دفاع از خاک ساخته شد، در بیابان‌ها و کوچه‌های ما تبدیل به نمادی از رنج شده؛ گلوله‌هایش خانه‌ها را ویران کرده، کودکان را یتیم ساخته و جامعه را از هم پاشانده است.
خون‌هایی که در این چهار دهه ریخته شده فریادِ عدالت و صلح مردم افغانستان است؛ یادآوری‌ای تلخ که باید به عمل، پاسخ‌گویی جهانی و پایان چرخهٔ تولید، قاچاق و کاربرد سلاح منجر شود.

با همه این تلخی‌ها، می‌توان از کلاشنیکف درس‌های عمیقی آموخت. او مردی بود که به رغم شهرت جهانی و قدرت اختراعات اش، هیچگاه نیت خود را فراموش نکرد و همواره بر دفاع از سرزمین و مردمش تأکید داشت. سخنان او، امروز بیش از هر زمان دیگری، ما را به تأمل و تفکر وادار می‌کند: چگونه ابزارها و اختراعات انسانی می‌توانند هم به پیشرفت و هم به نابودی بشر بیانجامند و مسئولیت ما در استفاده صحیح از دانش و تکنولوژی تا چه حد حیاتی است.

بیشتر بخوانید:  طالبان: ترور اکرام‌الدین سریع دسیسه استخباراتی پاکستان بود

به باور نگارنده ی این مطلب؛ هیچ سلاح و هیچ قدرتی نمی‌تواند جایگزین خرد، همدلی و عدالت شود. تاریخ می‌آموزد که نیت و اخلاق، همواره از ابزارهای قدرت مهم ‌ترند. امروز، در سالروز درگذشت کلاشنیکف، از همه ما دعوت می‌کنیم که نه تنها به یاد تاریخ بنشینیم، بلکه به فکر ساختن جهانی باشیم که سلاح‌ها برای دفاع مشروع و زندگی انسان‌ها به کار رود، نه برای خونریزی و ترور.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x