در روزگاری که سوریه زیر آوار تجاوزات اسرائیل و خیانت جریانهای تروریستی چون جبهه النصره و داعش ناله میزند، محمد الجولانی مزدور سابق و دستپرورده امریکا و اسرائیل، در قامت رئیس خودخوانده دولت سوریه، با ادعاهایی پوچ، تلاش میکند چهرهی خونین خود را با نقاب «مصلحت ملی» بپوشاند. اما تاریخ، حافظه مردم سوریه و اسناد جنایاتش، اجازه نمیدهند این لکه ننگ، تطهیر شود.
منطقه خاورمیانه بار دیگر در میانهی آشوبهای سیاسی، حملات بیامان رژیم اسرائیل و مانورهای رسانهای مزدوران وابسته به قدرتهای استعماری، شاهد یک تراژدی تازه است؛ در این میان، محمد الجولانی که دیروز در صفوف داعش و جبههالنصر، فرمان قتل کودکان و زنان را صادر میکرد اما امروز در لباس “حکمران”، از صلح، توافق و مصلحت دم میزند. او در نخستین بیانیهی تلویزیونی پس از حملات هوایی اسرائیل به دمشق، حرفهایی زد که نهتنها رنگ و بوی حقیقت نداشت، بلکه توهین به حافظهی جمعی مردم سوریه بود.
زمانی که الجولانی میگوید: «ما منافع سوریها را بر هرج و مرج ترجیح دادیم.»، سؤال اساسی این است: تو که دیروز خون درویشان و علویان و ایزدیها را در خیابانها جاری ساختی، امروز از کدام منافع حرف میزنی؟ آیا منافع ملت سوریه یعنی بریدن سر کودکان، نوجوانان و تجاوز به دختران علوی و کرد ها؟ یا ویرانی بیمارستانها، مکاتب و خانههای مردم در پوشش “جهاد فی سبیل الله”؟ وقتی که نتوانستی با ارباب ات یعنی اسرائیل مقابله کنی، بهانه آوردی که مصلحت مردم مانع جنگ شده است. اگر ذرهای غیرت داشتی، در برابر بمبارانهای رژیم صهیونیستی فریاد میزدی، نه اینکه به دروزیها حمله کنی و بعد در ظاهرِ توافق، شکست خود را پنهان نمایی.
وقتی الجولانی می گوید: «به جای جنگ با اسرائیل، به توافق با شیوخ دروزی اولویت دادیم»، باید از او پرسید: اگر به دنبال صلح بودی، چرا به مناطق دروزینشین حمله کردی؟ چرا زنان و کودکان را قتلعام کردی؟ حقیقت آن است که گروه تو مانند همیشه فقط در برابر بیدفاعان زنان و کودکان علوی «شیر» است و وقتی مقابل مردمی چون دروزیها که مقاومت نشان دادند قرار میگیرد، به ناچار دم از توافق میزند.
ادعای اینکه «از جنگ هراسی نداریم اما مصلحت را ترجیح دادیم»، فریبی نخنما، فرسوده و بی مایه ست. الجولانی و گروه خونریز او هرگز جرئت ایستادگی در برابر مردان واقعی، ارتشهای مستقل یا حتی دفاع از خاک سوریه در برابر تجاوز مستقیم اسرائیل کودک کش را نداشتهاند و ندارند. همه میدانند داعش و جبهه النصره از آغاز ساخته و پرداخته امریکا، اسرائیل، و سعودی بودند. کسانی که هنرشان در بریدن سر کودکان، تجاوز به زنان و ویرانسازی زیرساختهای ملی خلاصه میشود، نمیتوانند دم از «وحدت ملی» بزنند!
وقتی الجولانی میگوید «ما جهت مقابله با تلاشهای اسرائیل برای تجزیه سوریه بسیار توانا هستیم»، باید پاسخ داد: نخیر! شما ابزار تجزیه بودید، نه دشمن آن. شما و داعش سلاحهای اسرائیلی به دست داشتید، آموزشدیدگان نیروهای ویژه اسرائیل بودید و حقوقبگیر سازمان سیا. تا دیروز اسرائیل از شما برای تخریب سوریه و کودک کشی استفاده کرد، امروز که مأموریتتان تمام شده مثل نوار بهداشتی دور انداخته شدید؛ جسارت کنید، اسرائیل خودش شما را نابود خواهد کرد.
وقتی جولانی تروریست به دروزیها میگوید: «ما هرگونه تلاشی برای کشاندن شما به دست یک طرف خارجی را رد میکنیم»، جای پرسش است که آیا خودش تا دیروز بازیچه و پیادهنظام امریکا، اسرائیل و ترکیه نبود؟ چگونه کسی که از آخور خارجیها میخورد، امروز نگران نفوذ بیگانگان در میان ملت سوریه شده است؟
جولانی میگوید: «اگر کرامت مردم تهدید شود، آماده مبارزهایم»، جای تأسف دارد. آیا کرامت مردم سوریه تهدید نشد وقتی اسرائیل زیرساختهای بهداشتی، آب و برق، مراکز درمانی و آموزشی، زیر بنا های اقتصادی و نظامی دمشق و حلب را با خاک یکسان کرد؟ کجا بودی ای خائن؟ کدام مبارزه را آغاز کردی؟ تو فقط در برابر نوزادان بیپناه شمشیر کشیدی، نه دشمنان خارجی!
اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، شریک و حامی اصلی جولانی بود؛ او نهتنها مسیر انتقال سلاح و مهمات برای جبهه النصره را باز کرد، بلکه بارها در عملیاتهای پنهان نظامی از آنها حمایت لجستیکی و اطلاعاتی نمود. امروز اگر او ذرهای غیرت اسلامی داشت، در برابر تجاوزات اسرائیل به سوریه موضع میگرفت، اما همانند جولانی، با سکوتی ذلیلانه به دفاع از تجاوز و ظلم ادامه میدهد. همانطور که گروه های تروریستی لکه ننگنی بر جبین مسلمانان و بشریت است، اردوغان نیز لکه ننگیست بر جبین مسلمانان و بشریت؛ کسی که اسلام را وسیلهای برای تجارت و قدرت کرد، نه عدالت و آزادگی.
آنچه امروز در چهره محمد الجولانی میبینیم، نه یک رهبر سیاسی، بلکه یک عامل سوخته تروریستی است؛ مأموریتی که دیگر تاریخ انقضایش گذشته. او و امثال او، فرزندان تاریکیاند؛ فرزندانی که با دستان اسرائیل زاده شدند و با تفکر وهابیت پرورش یافتند، تا ویرانی، تجزیه و خونریزی را در خاورمیانه جاری سازند.
اما تاریخ گواه است که در سرزمین شامات، مردم بهپا میخیزند، حافظه دارند و فریب نخواهند خورد. هرچند جولانیها، اردوغانها و اربابانشان امریکا و اسرائیل تلاش کنند حقیقت را پنهان سازند، خون شهیدان شیعیان، علویان، دروزی ها، ایزدی ها و کرد ها در خاک سوریه و عراق فریاد خواهد زد:
ما قربانی ترور بودیم، اما فریب نمیخوریم!