افغانستان، کشوری با تاریخچهای پیچیده و پر از فراز و نشیبهای تلخ، امروز در وضعیت بیسابقهای قرار دارد که حاصل ناتوانی و خطاهای سیاسی و مدیریتی رهبران مختلف است. در پی سلطه طالبان و سیاستهای آنها، کشور به ورطهای از بحرانهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی کشیده شده است که هر روز ابعاد آن وسیعتر میشود. در این میان، وضعیت زنان، آوارگان، بحران غذایی و اقتصادی تنها بخشی از داستان دردناک افغانستان است.
دیوید لوین، کارشناس برجسته امور افغانستان، در نشست امنیتی هرات هشدار داده است که: «وضعیت افغانستان ممکن است به سرعت تغییر کند و خطر جنگ داخلی میتواند کشور را به وضعیت سال 1992 بازگرداند.»
این هشدار را باید جدی گرفت. طالبان، با لجاجت خود در عدم ایجاد حکومت همهشمول و درک نادرست از واقعیات اجتماعی افغانستان، احتمال دارد به خطرات ناشی از درگیریهای داخلی دامن بزنند. آیا طالبان واقعا قصد دارند افغانستان را به آشوبی همانند دوران جنگهای داخلی 1990 بازگردانند؟ اگر چنین است، باید به آنان یادآوری کرد که این بحرانها چیزی جز ویرانی و خونریزی برای مردم کشور به ارمغان نمیآورد. در این میان، آنها باید بدانند که هیچ کشور و ملت دلیلی برای تحمل جنگهای بیپایان را ندارد.
افغانستان امروز در بحرانهایی عمیق به سر میبرد که به هیچ وجه نباید از چشم جامعه جهانی پنهان بماند. برنامه جهانی غذا به وضوح اعلام کرده است که افغانستان با بحران گرسنگی، بیخانمانی و مشکلات اقتصادی مواجه است. میزان کمکهای بشردوستانه در سطحی بسیار پایین است و بسیاری از مردم از جمله زنان و کودکان در معرض خطر مرگ و فقر قرار دارند.
طالبان باید بدانند که با اعمال سیاستهای خود و قطع کردن دسترسی زنان به تحصیل و کار، آنها نه تنها آینده این نسل را نابود کردهاند، بلکه موجب گرسنگی و مرگ بسیاری از این افراد نیز شدهاند. آیا طالبان هیچ شرم و حیایی از این اعمال دارند؟ آیا درک نمیکنند که همین رفتارهای آنان باعث افزایش فحشا، بدبختی و گرسنگی در میان مردم شده است؟
دبیرکل سازمان ملل متحد، آنتونیو گوترش، بهطور واضح اعلام کرده است کهک «در افغانستان یک رژیم مردسالار زنان را از حقوق اولیهشان محروم کرده است.»
طالبان باید بدانند که هیچ دینی، هیچ شریعتی و هیچ اصول اخلاقی نمیتواند تبعیض علیه زنان و محرومیت آنها از حقوق بشر را توجیه کند. اسلام بهوضوح به تحصیل زنان و احقاق حقوق آنها تأکید کرده است، و این واقعیت که یک غیرمسلمان مجبور به گوشزد کردن این اصول دین مقدس اسلام به طالبان است، واقعاً شرمآور است.
طالبان باید از پیامهای اسلام و سنت پیامبر (ص) درس بگیرند و بدانند که هیچچیز نمیتواند توجیهی برای سرکوب و خشونت علیه زنان باشد.
طالبان در حالی که همچنان بر سیاستهای خود تأکید دارند، باید بدانند که با انزوای بینالمللی مواجه هستند. کشورهای مختلف از جمله امریکا، با وضع تحریمها و قوانین ضد طالبان، از دسترسی این گروه به منابع مالی و کمکهای بشردوستانه جلوگیری کردهاند. سوال اینجاست که طالبان با خودخواهی و بیتوجهی به منافع مردم افغانستان و نگرانیهای جهانی، چه آیندهای برای خود و کشورشان تصور میکنند؟
همانطور که در وضعیت اوکراین شاهد آن بودیم، هیچ چیز نمیتواند بهطور مداوم برای یک گروه غیر مردمی حمایت مالی فراهم کند، و طالبان باید متوجه این واقعیت تلخ باشند. اکنون وقت آن است که از اشتباهات گذشته خود درس بگیرند، به خواستههای مردم گوش دهند و به سمت آشتی و تشکیل یک حکومت همهشمول حرکت کنند.
علاوه بر مشکلات داخلی، بحران مهاجرت و اخراج پناهجویان مردم ما از کشورهای همسایه وضعیت را به شدت پیچیدهتر کرده است. این وضعیت به شدت بر اقتصاد و زندگی اجتماعی مردم افغانستان فشار وارد کرده و به تبع آن بحران انسانی در حال تشدید است. در چنین شرایطی، رهبران سیاسی افغانستان باید پاسخگو باشند.!
آیا میتوانند تحمل کنند که به دلیل تصمیمات نادرست شان، مردم افغانستان اینچنین در اقصی نقاط جهان آواره و بیخانمان شوند؟ متأسفانه، بیشتر رهبران سیاسی و جهادی افغانستان به جای حل مشکلات و ایجاد وفاق ملی، بر اساس خودخواهی و جاهطلبیهای شخصی خود کشور را به ورطه نابودی کشاندهاند.
چالشهای امنیتی از سوی دیگر؛در حالی که طالبان مدعی برقراری امنیت در افغانستان هستند، گزارشها نشان میدهند که هنوز تهدیدات امنیتی در سطح وسیعی در کشور وجود دارد. گروههایی مانند داعش و مخالفان طالبان به شدت فعال هستند و وضعیت امنیتی کشور همچنان شکننده است. طالبان باید بدانند که ادعای تأمین امنیت در شرایطی که کشور همچنان درگیر حملات تروریستی و ناآرامیهای داخلی است، تنها یک شعار پوچ است. آیا واقعاً زمان آن نرسیده که طالبان به خواستههای مردم افغانستان گوش دهند و یک حکومت همهشمول و عادلانه تشکیل دهند که همه اقوام و گروهها در آن سهم داشته باشند؟
در نهایت، طالبان باید به این نکته توجه داشته باشند که سیاستهای انحصاری و بیتوجهی به خواستههای مردم به نابودی خودشان منتهی خواهد شد. زمان آن رسیده که این گروه دست از لجاجت برداشته و به مردم افغانستان احترام بگذارند. تنها راه برونرفت از این بحرانهای پیچیده، ایجاد حکومتی همهشمول است که در آن تمامی اقوام و گروهها بدون تبعیض، در روند تصمیمگیریها و آینده کشور مشارکت داشته باشند. هرگونه سرکوب و بیتوجهی به خواستههای مردم تنها به تشدید بحرانها خواهد انجامید و نهایتاً باعث سقوط طالبان خواهد شد.
مردم افغانستان نباید هرگز اجازه دهند که تاریخ این ظلم و فساد را فراموش کند. رهبران سیاسی و جهادی افغانستان به ویژه طالبان باید درک کنند که دیگر دوران قدرتنمایی و خودخواهیهای فردی به پایان رسیده است و تنها با احترام به حقوق که دین مقدس اسلام به انسان بخشیده و احترام به حقوق بشر و عدالت میتوانند آیندهای بهتر برای مردم افغانستان بسازند.
نویسنده: دکترلنگرزاد