نویسنده: ز. نظری:
در مادرید، جهان برای حقوق زنان افغانستان برخاست، اما در کابل، طالبان به نام اسلام، همان حقوق را سلب کردند.
در سومین نشست جهانی «صدای ما را بشنوید» در مادرید، فوزیه کوفی، ریچارد بنت و میشل باشله، از چهرههای برجسته حقوق بشر، از عمق فاجعه انسانی در افغانستان گفتند؛ جایی که از میان ۲۶۰ فرمان طالبان، ۱۶۱ فرمان علیه زنان صادر شده است. این در حالی است که اسلام، همان دینی که طالبان مدعی اجرای آناند، کرامت زن را تا مرتبهی مادرِ انسان و آموزگارِ نسلها بالا برده است. تناقض میان گفتار طالبان و آموزههای اصیل اسلامی، نه تنها در داخل افغانستان، بلکه در وجدان جهانیان فریاد میکشد.
در روزهایی که صدای آزادی خواهی زنان افغانستان در گوش تاریخ طنینانداز است، جهان در شهر مادرید برای عدالت و کرامت زنان و دختران افغانستان گرد هم آمد. در حالی که فوزیه کوفی از واقعیتی تلخ سخن گفت: «طالبان به زنان اجازه گدایی میدهند، اما اجازه پزشک شدن نه، چون پزشک شدن به آنان کرامت میدهد.»
گزارشگر ویژه سازمان ملل، ریچارد بنت، اقدامات طالبان را «جنایت علیه بشریت» خواند و پیشنهاد کرد برای اداره این گروه از نظام «آپارتاید جنسیتی» استفاده شود.
در همین نشست، میشل باشله تأکید کرد که مبارزه زنان افغانستان دیگر صرفاً مسئلهای داخلی نیست، بلکه به یک مبارزه جهانی برای کرامت انسان بدل شده است.
اما پرسش بنیادین این است: چگونه ممکن است گروهی که خود را «حکومت اسلامی» مینامد، در تضاد کامل با قرآن، سنت نبوی و موازین اخلاقی، به حذف نیمی از جمعیت کشور دست بزند؟ آیا چنین حکومتی، اسلامی است یا انحرافی در پوشش اسلام؟
خانم فوزیه کوفی، عضو پیشین پارلمان افغانستان، در سخنان خود از آماری تکاندهنده پرده برداشت: «از ۲۶۰ فرمان طالبان، ۱۶۱ فرمان مستقیماً علیه زنان صادر شده است.» این یعنی بیش از شصت درصد سیاستهای طالبان بر پایه حذف، محدودیت و انکار کرامت زنان و دختران کشور است.
خانم کوفی گفت: «طالبان میگویند امنیت آوردهاند؛ مگر در قبرستان امنیت نیست؟»
جملهای که تصویر دقیقی از وضعیت کنونی افغانستان است؛ کشوری که در آن، سکوت و خفقان با امنیت اشتباه گرفته میشود.
اسلام اما، چنانکه در قرآن کریم (سوره اسراء، آیه ۷۰) آمده است، کرامت را موهبتی الهی برای همه انسانها میداند:«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ…» خداوند فرزندان آدم را گرامی داشت، نه مردان را بر زنان، نه قومی را بر قوم دیگر.
پیامبر اسلام (ص) نیز در خطبه حجةالوداع فرمود:«با زنان نیکی کنید که آنان امانت خدا نزد شما هستند.»
خطاب به طالبان باید گفت: اگر مدعی پیروی از پیامبر اسلامید، چرا سنت او را در کرامت بخشی به زنان فراموش کردهاید؟ چگونه ممکن است حکومتی که خود را اسلامی مینامد، به زنان اجازه کسب علم و دانش و کار کردن ندهد و آنان را غیر مستقیم به گدایی تشویق کند؟
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در این نشست طالبان را متهم کرد به ایجاد نظامی بر پایه «آپارتاید جنسیتی» و خواستار مشروط سازی تعامل جهانی با طالبان به رعایت حقوق بشر شد. او گفت: «اقدامات طالبان علیه زنان جنایت علیه بشریت است.»
اسلام نیز هرگونه تبعیض بر اساس جنسیت، قوم، یا رنگ را نفی کرده است. چنانکه پیامبر اسلام (ص) در حدیثی معروف میفرماید: یعنی «مردم برابرند چون دندانههای شانه.»
و در قرآن (حجرات، آیه ۱۳) آمده است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ.» یعنی: برترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست!
طالبان اما، نه تنها تقوا را ملاک قرار ندادهاند، بلکه قومیت، جنسیت و مذهب را معیار حکومت ساختهاند. لغو رسمیت مذهب جعفری و حذف اقوام غیرپشتون از ساختار قدرت، نشان از حکومت تک قومی و ضداسلامی آنان دارد؛ حکومتی که در تضاد آشکار با اصول «شورا» و «عدالت» در اسلام است.
میشل باشله، رئیس جمهور پیشین شیلی و کمیسر عالی سابق حقوق بشر، گفت: «مبارزه زنان افغانستان دیگر صرفاً مسئله داخلی نیست، بلکه به مبارزهای جهانی برای کرامت انسان بدل شده است.»
او تأکید کرد که «زنان افغانستان به همبستگی نمادین نیاز ندارند، بلکه به اقدامات عملی و جدی احتیاج دارند.»
این در حالی ست، قرآن کریم بارها بر مسئولیت جمعی انسانها در برابر ظلم تأکید کرده است:
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ.»
یعنی: و به کسانی که ستم کرده اند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید که آتش شما را فراخواهد گرفت ودر آن حال شما را جز خدا هیچ سرپرستی نیست، سپس یاری نمی شوید. (سوره هود، آیه ۱۱۳)
جهان امروز، به ویژه جوامع مسلمان، باید در برابر این ظلم آشکار ساکت نمانند. طالبان نه تنها زنان را از حق آموزش و کار محروم کردهاند، بلکه با حذف آنان از عرصه عمومی، نیمی از توان تمدنی جامعه را نابود کردهاند.
دین مقدس اسلام، اصل شورا را اساس حکومت میداند، چنانچه قرآن کریم (شوری، آیه ۳۸) می فرماید:«وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ.» و اصل عدالت را رکن جامعه میخواند.
طالبان با تشکیل حکومتی تک قومی و تک مذهبی، نه به شورا پایبندند و نه به عدالت. لغو رسمیت مذهب جعفری، حذف اقوام هزاره، تاجیک، ازبک و دیگر اقوام از ساختار قدرت، و نادیده گرفتن تنوع فرهنگی افغانستان، نقض آشکار هم آیات قرآن و هم اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
ماده یکم: هر کس میتواند بدون هیچ گونه تمایز مخصوصا از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادیهایی که در اعلامیه حاضر ذکر شدهاست، بهرهمند گردد.
ماده دوم: به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی، اداری و قضایی یا بینالمللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. گواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خودمختار بوده یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد.
ماده هفتم: همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به گونهای برابر از حمایت قانون بهرهمند شوند.
طالبان باید بدانند که «امت اسلامی» به معنای حذف دیگران نیست؛ بلکه همان گونه که امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر فرمودند: «مردم یا برادر دینی تو هستند یا همانند تو در آفرینش.»
پس چگونه ممکن است به نام اسلام، برادر دینی و هموطن خود را حذف کنید؟
طالبان باید دریابند که هیچ حکومتی با ظلم و تبعیض پایدار نمانده است. اگر دروازه های لیسه ها و دانشگاهها را به روی دختران بستید، در حقیقت درهای آینده را بر روی ملت خود بستید. اگر زنان را از کار و فعالیت محروم کردید، ستونهای جامعه را فرو ریختید.
اسلام نه دین زندان، بلکه دین آگاهی است. پیامبر (ص) فرمود: «کسب علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»
شما چگونه واجب الهی را ممنوع اعلام میکنید؟
جهان امروز با دقت مینگرد. نشست مادرید تنها آغاز فریادی جهانی است. اگر طالبان مسیر خود را اصلاح نکنند، نه در تاریخ جایگاهی خواهند داشت و نه در وجدان مردم.
سرنوشت هیچ ملتی با حذف نیمی از پیکر آن ملت آباد نشده است. طالبان امروز در برابر انتخابی تاریخی قرار دارند:
یا به اسلام واقعی بازگردند، اسلامی که زنان را مایه رحمت، علم را واجب، و عدالت را شرط ایمان میداند، یا همچنان در مسیر انحراف و استبداد بمانند و در حافظه تاریخ بهعنوان حکومتی ضداسلام و ضدانسان ثبت شوند.
اسلامِ پیامبر، اسلامِ علم و رحمت و عدالت است؛ نه اسلامِ تحجر و تبعیض!
و جهان، به ویژه زنان افغانستان، دیگر خاموش نخواهند ماند.
خداوند در سوره رعد، آیه ۱۱ می فرماید: «إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ.»
یعنی: خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر اینکه آنان خود را تغییر دهند.




