امروز، ۲۶ دلو/بهمن، سیوهفتمین سالگرد روزی است که آخرین سرباز ارتش سرخ شوروی، با عبور از پل دوستی حیرتان، خاک افغانستان را ترک کرد.
این روز نه تنها پایان یک اشغال دهساله بود، بلکه نماد جاودان مقاومت یک ملت در برابر یکی از بزرگترین ماشینهای جنگی تاریخ معاصر شد.
جنرال بوریس گروموف، فرمانده آخرین نیروهای شوروی، هنگام گام نهادن بر خاک ازبکستان با صدایی که لرزش خستگی در آن موج میزد، گفت: «هیچ سربازی پشت سر من باقی نمانده است.»
این جملهی کوتاه، پایان رسمی یک حماسه خونین را اعلام کرد؛ حماسهای که از کودتای خونین هفت ثور ۱۳۵۷ آغاز شده بود و با تهاجم مستقیم شوروی در جدی ۱۳۵۸ به اوج رسید.
شوروی که خود را ابرقدرت بیرقیب میدانست، با ادعای «کمک برادرانه» وارد خاک افغانستان شد. اما آنچه در عمل رخ داد، یک تجاوز تمامعیار بود؛ تجاوزی که ده سال طول کشید، بیش از ۱۵ هزار سرباز شوروی را به کام مرگ فرستاد، بیش از ۵۳ هزار تن را زخمی کرد و صدها هواپیما و هزاران تانک را به غنیمت کوهها و درههای افغانستان درآورد.
برای مردم افغانستان اما هزینه به مراتب سنگینتر بود. بیش از یک میلیون و نیم کشته، میلیونها آواره، صدها هزار معلول و ویرانی گستردهای که هنوز هم سایهاش بر پیکر این سرزمین سنگینی میکند.
جالب توجه است که قدرتمندترین ارتش جهان، مجهز به پیشرفتهترین تسلیحات، در برابر مردمی که با تفنگهای کهنه و ایمان استوار ایستاده بودند، به زانو درآمد.
مقاومت مجاهدین نه تنها شوروی را فرسود، بلکه ضربه نهایی را بر پیکر اقتصادی و سیاسی آن وارد کرد و در فروپاشی این امپراتوری کمونیستی نقشی انکارناپذیر ایفا نمود.
امروز، وقتی به ۲۶ دلو مینگریم، بیش از آنکه صرفاً یک روز تاریخی باشد، درسی عمیق است؛ این درسی تاریخی یادآوری میکند که هیچ تهاجمی، هر قدر عظیم و سازمانیافته، نمیتواند اراده یک ملت متحد را درهم بشکند.
نگاهی به تاریخ جنگهای معاصر از افغانستان گرفته تا ویتنام نشان میدهد که متجاوزان، حتی اگر ابرقدرت باشند، در خاک بیگانه همیشه بازندهاند.
با این همه، ۲۶ دلو نه فقط روز خروج شوروی است؛ بلکه روز یادآوری است که آزادی، هرگز ارزان به دست نمیآید و مقاومت، همیشه پیروز نهایی است. این پیام، همچنان برای امروز و فردای افغانستان زنده و پرمعناست.




