نویسنده: ز. نظری
انقلاب اسلامی ایران، برخلاف همه انقلابهای قرن بیستم، نه محصول حزب بود، نه کودتا، نه حمایت قدرتهای خارجی؛ بلکه زاییده ایمان، اخلاق و اراده مردمی بود که در برابر امپراتوری تبلیغاتی و سیاسی غرب ایستادند.
۲۲ بهمن نه فقط سالروز سقوط یک نظام سلطنتی، بلکه روز طلوع مردمی ترین انقلاب جهان معاصر است. انقلابی که برخلاف همه قواعد قدرت، از دل کوچهها و مساجد برخاست، نه از اتاقهای فکر سیاست مداران. این انقلاب نه تنها چهره سیاسی ایران را تغییر داد، بلکه مفاهیم آزادی، استقلال، عدالت و کرامت انسانی را از قالب شعارهای غربی خارج کرد و در متن ایمان و خرد جمعی مردم جای داد. امروز، در چهل وهفتمین سالگرد پیروزی آن، بازخوانی فلسفه مردمی و انسانی انقلاب اسلامی بیش از هر زمان ضروری است.
انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، حادثهای نبود که صرفاً ساختار قدرت را جابهجا کند؛ بلکه تحولی بود که روح یک ملت را از اسارت به خودآگاهی رساند.
در زمانی که جهان دو قطبی میان شرق و غرب تقسیم شده بود و ملتها در چارچوب بازی قدرتها معنا مییافتند، مردم ایران با رهبری فقیهی فرزانه و اندیشمندی مردمی «امام خمینی (ره) » تصمیم گرفتند از «وابستگی به قدرت» به «اتکاء ی به خدا و مردم » عبور کنند. این گذار، نه تنها نقطه آغاز تاریخ جدید ایران، بلکه نقطه شکست تئوریهای کلاسیک سیاست غربی درباره انقلابها بود.
در این میان، غرب و به ویژه ایالات متحده، که خود را حامی دموکراسی و حقوق بشر میخواند، از سقوط شاه یعنی متحد استراتژیک اش دچار خشم و سردرگمی شد. همین خشم بعدها در قالب تحریمها، جنگ روانی، کودتاها و فشارهای بینالمللی ادامه یافت؛ زیرا حقیقتی آشکار شده بود که غرب تاب دیدنش را نداشت: مردم، بدون سلاح، با ایمان و آگاهی، میتوانند نظامی وابسته به ابرقدرتها را سرنگون کنند!
بر خلاف انقلابهای بزرگ قرن بیستم مانند انقلاب روسیه یا فرانسه که حاصل درگیریهای طبقاتی یا نزاعهای ایدئولوژیک بودند، انقلاب اسلامی ایران بر محور ایمان، اخلاق و خرد جمعی مردم شکل گرفت.
بازار تعطیل شد، دانشگاهها به کانون آگاهی بدل شدند، و مساجد به رسانههای مردمی. زنان در کنار مردان فریاد «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سر دادند.
در هیچ نقطهای از جهان، چنین همصدایی میان تودههای مختلف مردم، با چنین گسترهای از ایمان و فرهنگ، سابقه نداشت.
انقلاب اسلامی برخلاف تصور غربیها، انقلابی صرفاً مذهبی نبود، بلکه آگاهی دینی با آگاهی اجتماعی درهم آمیخت. امام خمینی به مردم آموخت که دینداری به معنای انفعال نیست؛ بلکه دین یعنی مسئولیت در برابر ظلم و فساد.
از همین رو، انقلاب اسلامی ایران در فلسفه خود «انسانِ متعهد و خردورز» را محور قرار داد. این همان نقطهای بود که قدرتهای جهانی از درک آن عاجز ماندند.
امریکا که خود را نماد دموکراسی معرفی میکرد، در تمام دوران مبارزات ملت ایران، در کنار شاه ایستاد؛ شاهی که نه با رأی مردم، بلکه با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حمایت سیا بر سر کار بود.
سیاستمداران امریکایی از «حقوق بشر» سخن میگفتند، اما در همان حال، ساواک با چراغ سبز مستشاران امریکایی، هزاران مبارز ایرانی را شکنجه میکردند.
امروز نیز همین معیار دوگانه ادامه دارد: تحریمهایی که جان کودکان و بیماران را هدف میگیرد، در قاموس غرب «فشار سیاسی» نام دارد؛ اما در منطق وجدان انسانی، چیزی جز تروریسم اقتصادی نیست.
با پیروزی انقلاب اسلامی، مفهوم «قدرت از مردم» در جهان اسلام دوباره معنا یافت. ملتهایی که تا پیش از آن، به سرنوشت خود تسلیم بودند، دریافتند که اراده جمعی میتواند نظامهای وابسته را فرو ریزد.
از لبنان تا یمن، از بوسنی تا امریکای لاتین، الهام از گفتمان انقلاب اسلامی به تدریج تبدیل به موجی شد که خواب قدرتهای جهانی را آشفته کرد.
انقلاب اسلامی ایران تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه یک فلسفه انسانی و الهی است. فلسفهای که میگوید انسان میتواند بر محور ایمان، آگاهی و عدالت، سرنوشت خویش را رقم زند؛ بیآنکه نیازی به تکیه بر قدرتهای بیگانه داشته باشد.
در روزگار ما، که رسانههای بزرگ جهانی تلاش دارند ملتها را به فراموشی و بیتفاوتی بکشانند، یادآوری ۲۲ بهمن یعنی یادآوری این حقیقت که خرد مردمی و ایمان به حق، میتواند معادلات جهانی را دگرگون کند.
برای مردم ایران، ۲۲ بهمن تنها جشن یک پیروزی نیست؛ بلکه تذکر دوبارهای است به خودِ تاریخی ما که آزادی و استقلال را از میان خون، صبر و آگاهی به دست آوردیم.
و برای مردم آزادهٔ جهان، این روز پیامی دارد جاودانه:
هیچ قدرتی بزرگ تر از اراده آگاه و متحد مردم نیست!



