چگونه ایران بازی جنگ ترکیبی امریکا و اسرائیل را بُرد؟

ایران، با تمام هزینه‌های سنگین، راه مقاومت و خوداتکایی را پیموده و امروز به عنوان یک قدرت تعیین‌کننده در معادلات منطقه ایستاده است. آیا زمان آن نرسیده که کشورهای منطقه، به جای تکرار اشتباه تاریخی وابستگی، به سمت یک اتحادیه‌ای مبتنی بر منافع مشترک، احترام متقابل و امنیت جمعی حرکت کنند؟
چگونه ایران بازی جنگ ترکیبی امریکا و اسرائیل را بُرد؟

مقاله پروفسور جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، افشاگرانه به تحلیل تلاش‌های نافرجام ایالات متحده و اسرائیل برای تغییر نظام در ایران می‌پردازد. این تحلیل نشان می‌دهد که چگونه ایران با هوشمندی و اقتدار، توطئه‌ای چندوجهی را خنثی کرده و بر آسیب‌پذیری دشمنانش در منطقه تأکید کرده است.

پروفسور جان مرشایمر، از چهره‌های شاخص واقع‌گرایی تهاجمی، در تحلیلی کم‌نظیر، پرده از همکاری استراتژیک ایالات متحده و اسرائیل برای ایجاد بی‌ثباتی و تغییر نظام در ایران برداشته است. اهمیت این تحلیل نه تنها در اعتبار علمی نویسنده آن، بلکه در تأیید مستقیم ادعاهای جمهوری اسلامی ایران درباره ماهیت تحرکات اخیر و جنگ روانی-تبلیغاتی گسترده علیه آن است. مرشایمر با شجاعت علمی، روایت مسلط رسانه‌های غربی را به چالش کشیده و واقعیتی را برملا می‌کند که قدرت‌های هژمون تمایلی به بازگویی آن ندارند.

پنج مؤلفه کلیدی در تحلیل  سخنان مرشایمر:

  1. افشای پروژه تغییر نظام ایران و شکست آن

مرشایمر به صراحت تأکید می‌کند که آنچه در ایران رخ داد، یک «تلاش برای سرنگونی دولت» و حتی «تجزیه ایران» بود که از الگوی ثابت رفتاری امریکا و اسرائیل در منطقه (مانند سوریه) پیروی می‌کرد. این اعتراف، مشروعیت کامل موضع ایران در قبال این تحرکات را تأیید می‌کند. مهم‌تر از آن، تأکید او بر شکست این استراتژی به دلیل «مدیریت سریع و قاطعانه» دولت ایران، نقاط قوت نظام جمهوری اسلامی ایران در مدیریت بحران، امنیت ملی و وحدت نیروهای مسلح این کشور را برجسته می‌سازد.

  1. بی‌اعتبارسازی روایت رسانه‌های غربی

مقاله مرشایمر به وضوح نشان می‌دهد که پوشش رسانه‌های جریان اصلی غربی، بخشی از یک «پروپاگاندا» برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و خارجی بوده است. مرشایمر تأکید دارد که این رسانه‌ها با سانسور نقش محوری عوامل خارجی (موساد و سیا) و بزرگ‌ نمایی ادعای خودجوش ‌بودن اعتراضات در ایران، در واقع به عنوان «بلندگوی» پروژه تغییر رژیم عمل کرده‌اند. این تحلیل، هوشیاری ملت ایران در تشخیص جنگ ترکیبی (سایبری، روانی، اقتصادی) را موجه و ضروری جلوه می‌دهد.

  1. تأیید نقش محوری قطع ارتباطات (استارلینک)

یکی از نقاط درخشان تحلیل مرشایمر، اشاره به نقش حیاتی «قطع استارلینک» توسط ایران به عنوان «عنصر کلیدی در موفقیت دولت ایران» است. این گزاره، نه تنها اقدام فنی-امنیتی ایران را تحسین می‌کند، بلکه به طور غیرمستقیم بر حق حاکمیت ملی کشورها در کنترل فضای سایبری خود در برابر ابزارهای خرابکارانه قدرت‌های خارجی صحه می‌گذارد. این اقدام، ضربه‌ای مهلک به معماری ارتباطی طراحی‌شده توسط دشمن وارد آورد.

  1. بازتعریف نتیجه جنگ ۱۲ روزه: پیروزی ایران

مرشایمر روایت غربی از «پیروزی بزرگ اسرائیل و امریکا» در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ را به چالش کشیده رد می کند و با استدلال نظامی نشان می‌دهد که ایران پیروز میدان بود. استدلال او مبتنی بر:

  • تمایل بیشتر اسرائیل به پایان جنگ به دلیل اتمام ذخایر دفاع موشکی.
  • برتری روزافزون ایران در استفاده از موشک‌های بالستیک و کروز.
  • آسیب‌ پذیری مداوم اسرائیل در برابر ایران حتی پس از جنگ.
    این تحلیل، ادعاهای ایران مبنی بر قدرت بازدارندگی و ضربه‌ پذیری عمق استراتژیک رژیم صهیونیستی را تقویت می‌کند.
  1. تردید در موفقیت حمله به تأسیسات هسته‌ای و انگیزه ‌بخشی برای بازدارندگی

مرشایمر با زیر سؤال بردن ادعای نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای ایران و اشاره به گزارش آژانس اطلاعات دفاعی امریکا (DIA) مبنی بر «تأخیر چندماهه» به جای نابودی، ضعف عملیات نظامی امریکا را نشان می‌دهد. مهم ‌تر آنکه، او به درستی نتیجه می‌گیرد که چنین حملاتی، انگیزه ایران برای «دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای» را تقویت می‌کند. این منطق، کاملاً عقلانی و مبتنی بر نظریه واقع‌گرایی روابط بین‌الملل است؛ تهدید وجودی، کشورها را به سمت ابزارهای بازدارانه سوق می‌دهد.!

و در نتیجه با توجه به تحلیل مرشایمر و به ویژه با توجه به آنچه در چهار دههء اخیر آنچه در خاور میانه و منطقه گذشت در میان دولت‌های خاورمیانه، ایران تنها نظامی است که با تکیه بر اراده ملی، استقلال رأی و قدرت بازدارندگی بومی، در برابر زورگویی‌های سه‌گانه امریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای‌شان ایستاده است. نقشه‌های شوم این ائتلاف برای:

  • تجزیه کشورهای منطقه (طرح خاورمیانه جدید)
  • تضعیف حاکمیت ملی دولت‌ها
  • ایجاد جنگ نیابتی و فروپاشی اقتصادی
  • ترویج افراطی‌گری برای توجیه حضور نظامی

بارها و بارها توسط قدرت تحلیل، دیپلماسی فعال و مقاومت هوشمندانه دولت مردان ایران به چالش کشیده شده و ناکام مانده‌است. ایران ثابت کرده است که می‌توان در برابر پیشرفته ‌ترین سلاح‌ها و پیچیده‌ترین جنگ‌های ترکیبی ایستادگی کرد، بدون آنکه کرامت ملی و حق تعیین سرنوشت خویش را به حراج بگذارد.

تحلیل پروفسور مرشایمر، تنها یک گزارش دانشگاهی نیست؛ بلکه آینه‌ای است که شکست پروژه هژمونی غرب در منطقه را نشان می‌دهد. این سؤال اساسی را باید پرسید: اگر این ائتلاف با تمام قدرت تبلیغاتی، اطلاعاتی، اقتصادی و نظامی خود، نتوانسته است در برابر ایران که تنها بر اراده ملت و خوداتکایی تکیه دارد، پیروز شود، پس ادعای «آرمان‌گرایی دموکراتیک» و «نظم‌بخشی» و «دمکراسی» دروغین آنان چه ارزش و اعتباری دارد؟

به دولت‌های خاورمیانه و کشورهای عربی باید گفت: وابستگی امنیتی، اقتصادی و سیاسی به قدرت‌های خارجی، نه امنیت می‌آورد، نه عزت. تاریخ معاصر منطقه گواه است که این قدرت‌ها، متحد دائمی ندارند، منافع دائمی دارند. آنان امروز با شما علیه ایران هم‌پیمان می‌شوند و فردا خود عامل فروپاشی شما خواهند بود. اقتدار واقعی، نه در سفارتخانه‌های خارجی، که در اراده ملت‌ها و همبستگی منطقه‌ای نهفته است.

ایران، با تمام هزینه‌های سنگین، راه مقاومت و خوداتکایی را پیموده و امروز به عنوان یک قدرت تعیین‌کننده در معادلات منطقه ایستاده است. آیا زمان آن نرسیده که کشورهای منطقه، به جای تکرار اشتباه تاریخی وابستگی، به سمت یک اتحادیه‌ای مبتنی بر منافع مشترک، احترام متقابل و امنیت جمعی حرکت کنند؟ آینده خاورمیانه را نه واشنگتن و تل‌آویو، که پایتخت‌های خود منطقه باید رقم بزنند. انتخاب با شماست: ادامه بازی در زمین دیگران با قواعد آنان، یا تعریف یک بازی جدید با قواعد مبتنی بر عدالت و استقلال.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x