افشای پرونده اپستین، پرده از حقیقت تلخی برداشت، همان نظام سیاسی که دم از حقوق بشر و دموکراسی و آزادی میزند، در پشت درهای بسته، سیستمی سازمان یافته از تجاوز، آدم خواری و قاچاق کودکان را مدیریت میکند. مطلب پیش رو، پیوند عمیق میان فساد اخلاقی در قلب غرب و خشونت سیاسی آن در جهان اسلام را آشکار میسازد.
غرب مدرن، همواره خود را پیشتاز تمدن، حافظ حقوق بشر و نجات دهنده ملتهای “عقبمانده” قلمداد کرده است. اما پرونده جفری اپستین، همچون شعلهای، پردههای دروغین این ادعاها را سوزاند و چهرهای شیطانی از ساختار قدرت حاکم بر ایالات متحده امریکا، اروپا و متحدان صهیونیست آن را به نمایش گذاشت. این تنها رسوایی یک فرد تبهکار نیست؛ بلکه نماد فساد سیستماتیک و ریشه داری است که از اتاقهای بسته جزایر خصوصی تا میدانهای جنگ غزه، یمن، عراق، سوریه و افغانستان، یک منطق واحد را دنبال میکند: منطق سلطه، بهره کشی و نابودی انسانیت.
جفری اپستین یک غول رسوایی منفرد نبود. او حلقه اتصال یک شبکه پیچیده متشکل از سران سیاسی (ترامپ، کلینتون، بوش)، سرمایه داران جهانی (گیتس، ماسک)، شاهزادگان عرب، سیاستمداران اروپایی و نهادهای جاسوسی چون موساد بود.
این شبکه، نمونه عینی “اکوسیستم فساد” در نظام سرمایه داری غرب است که در آن، قدرت سیاسی، ثروت اقتصادی و فساد اخلاقی در هم تنیدهاند تا حاکمیت یک اقلیت فاسد بر اکثریت مردم جهان را تداوم بخشند. قتل مرموز اپستین در زندان، نه یک خودکشی، که قتل سیستماتیک برای حفظ اسرار این شبکه بود. همان نظامی که کودکان را در جزیره اپستین قربانی هوسهای شیطانی میکند، همان نظام، کودکان فلسطینی را در غزه با بمبهای صهیونیستی قتلعام میکند. خشونت علیه کودکان، چه در اتاقهای بسته باشد چه در میدان جنگ، از یک منطق منحط سلطه و بیاعتنایی به مقدس ترین حقوق انسانی سرچشمه میگیرد.
غرب، به ویژه امریکا، دهههاست با پرچم دروغین “دفاع از حقوق زنان” به افغانستان حمله کرده، آن را اشغال نموده و هزاران غیرنظامی را به خاک و خون کشیده است. اما پرونده اپستین نشان میدهد که این مدعیان دروغین حقوق بشر، حتی از ابتداییترین حقوق زنان و کودکان خود نیز حمایت نکرده اند و نمیکنند. سؤال اینجاست: غربیهایی که نتوانستند از کودکان خود در برابر شبکهای از متجاوزان ثروتمند و قدرتمند در قلب نیویورک و لندن محافظت کنند، چگونه جرات میکنند ادعای “نجات زنان افغانستان” را داشته باشند؟ روایت “غرب نجات دهنده” یک فریب بزرگ رسانهای است. رسوایی اپستین، چهره واقعی غرب را نشان میدهد: جامعهای که ارزش زن و کودک در آن، به کالایی برای مبادله در مهمانیهای شبانه نخبگان فاسد تقلیل یافته است.
فسادی که در جزیره اپستین رخ داد، جدا از جنایات جنگی غرب در یمن، غزه، عراق، سوریه و افغانستان نیست. اینها دو روی یک سکهاند. سیستمی که برای لذتجویی اربابان خود، کودکان را میدزدند و مورد تجاوز قرار میدهد، همان سیستم برای حفظ منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی خود، ملتها را به ورطه جنگ میکشد، کودکان یمنی را گرسنه میگذارد و خانوادههای فلسطینی را آواره میکند و گروه های تروریستی و جنایتکار چون داعش را حمایت می کند. ریشه هر دو، نگاهی ابزاری به انسان و تقدس زدایی از کرامت انسانی است. حمایت بی قیدوشرط امریکا و برخی حکام عرب از رژیم صهیونیستی کودک کش، تنها یک همپیمانی سیاسی نیست؛ بلکه اشتراک در یک منظومه فکری فاسد است. کسانی که در مهمانیهای جنسی اپستین شرکت داشتند، همان کسانی هستند که برای کشتار مردم غزه، چراغ سبز نشان میدهند.
ملتهای مسلمان، به ویژه مردم غیور ایران، عراق، یمن، لبنان و افغانستان، باید این افشاگری بزرگ را فرصتی برای بازتعریف هویت خود بدانند. تمدن اسلامی، با تکیه بر اخلاق قرآنی و سیره پیامبر اکرم(ص)، حرمت والایی برای انسان، به ویژه زنان و کودکان قائل است. در مقابلِ این سیستم منحط غربی که کودکان را قربانی هوس میکند، اسلام، کودکان را “امانت الهی” و “گلهای بهشت” میداند. ما باید به داشتههای اخلاقی و دینی خود افتخار کنیم و اجازه ندهیم رسانههای غربی با روایتسازیهای دروغین، فرهنگ اصیل اسلامی ما را تحقیر کنند. قدرت واقعی، در اصالت اخلاقی و استقلال فرهنگی است، نه در تقلید کورکورانه از الگوهای فاسد غربی.
رسانههای جریان اصلی غرب، که بخشی از همان سیستم فاسد هستند، سالها پرده پوشی کردند و امروز نیز تنها به افشای بخشی محدود از پرونده اکتفا میکنند. وظیفه ما، تقویت نگاه انتقادی به این رسانهها و افشای سیاست دوگانه آنهاست. چرا همین رسانهها که کوچکترین انتقاد از غرب را “توطئه” میخوانند، در قبال کشتار مردم غزه سکوت اختیار کردهاند؟ افکار عمومی جهان، به ویژه در جهان اسلام، باید علیه این شبکه فاسد جهانی متشکل از سیاستمداران امریکایی، سرمایه داران صهیونیست و حکام مرتجع عرب بسیج شوند. فشار افکار عمومی میتواند این شبکه شوم را منزوی کند.
پرونده اپستین، صرفاً یک رسوایی جنسی نیست؛ اعلام ورشکستگی اخلاقی تمدن غرب است. این پرونده ثابت کرد که پشت شعارهای فریبنده “دموکراسی” و “حقوق بشر”، نظامی شیطانی نهفته که نه تنها از تروریسم و فحشا حمایت میکند، که خود بانی بزرگ ترین تروریسم علیه بشریت است. از جزیره اپستین تا کشتارگاه غزه و یمن، یک خط سیر فکری واحد حاکم است: نادیده گرفتن کرامت انسانی برای تأمین لذت و قدرت نخبگان حاکم. وقت آن است که ملتهای مسلمان با اتکا به ارزشهای اصیل دینی و فرهنگی خود، در برابر این سیستم جهانی فساد ایستادگی کنند و روایت حقیقی خود را از حقوق انسان، عدالت و صلح به جهان عرضه نمایند. آینده از آن ملتهایی است که توانستهاند در برابر این فساد سیستماتیک، پاکدامنی اخلاقی و استقلال فرهنگی خود را حفظ کنند!



