مودی در کنست: از درد مشترک تا شریک شدن در کشتار جمعی
سفر نارندرا مودی به فلسطین اشغالی و اعلام همبستگی «قطعی» با بنیامین نتانیاهو، نه صرفاً یک تغییر موضع دیپلماتیک، که یک چرخش وجودی در سیاست خارجی هند است. جایی که دهلی نو با انتخاب «منفعت راهبردی» به قیمت کنار گذاشتن اصول انسانی و تاریخی، خود را در مقابل یک میلیارد و نیمی از مسلمانان جهان و وجدان بیدار بشریت قرار داده است.
اعلامیه «ما درد شما را احساس میکنیم» نارندرا مودی در پارلمان رژیم صهیونیستی، تنها یک جمله دیپلماتیک نیست؛ سندی است بر این مدعا که دولت کنونی هند، اخلاق را فدای تجارت، و عدالت را قربانی فناوری کرده است. هنگامی که رهبری با جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری، با «قاطعیت کامل» در کنار جنگی بایستد که دیوان بینالمللی دادگستری از آن به عنوان «نسلکشی احتمالی» یاد کرده، معنایی جز تأیید کشتار کودکان غزه ندارد.
نارندرا مودی در سخنرانی خود در کنست گفت: «هیچ دلیلی نمیتواند قتل غیرنظامیان را توجیه کند. هیچ چیز نمیتواند تروریسم را توجیه کند.»
اینجا جای پرسش است: آقای مودی! آیا چشمان شما و دوربینهای جهان به مدت ۱۵ ماه، تصاویر بیش از ۵۰ هزار کودک و زن بیگناه فلسطینی را ندید که در بمباران بیمارستانها، مکاتب و منازل مسکونی غزه به شهادت رسیدند؟ آیا صدای فریاد مردمی که زنده زنده زیر آوار سوختند به گوش شما نرسید؟ مگر نه اینکه ارتش اسرائیل به صِراحت به شفاخانهها حمله کرد و غیرنظامیان را آماج حملات بمب های ساخت امریکا قرار داد؟ این چه نوع «درد مشترکی» است که شما تنها برای کشته شدگان نظامی اسرائیلی احساس میکنید و برای صد ها برابر آنان در فلسطین، نه تنها احساس ناراحتی نمیکنید، بلکه در جنایات و کشتار کودکان و زنان فلسطینی با اسرائیل کودک کش همسویی می کنید؟
شما با این رویکرد احمقانه، دست خود را به خون کودکانی فلسطینی آلوده کردهاید که هرگز در حمله هفتم اکتبر نقشی نداشتند. محکوم کردن حماس در حالی که تروریسم دولتی اسرائیل را تأیید میکنید، بزرگترین ریاکاری سیاسی قرن است.
مودی با این سیاست ابلهانه، نه تنها هند را در منطقه به چالش میکشد، که با یک تیر، چند نشانه رفته است:
- جمعیت ۲۰۰ میلیونی مسلمانان هند، بخش جداییناپذیر این کشور هستند. نزدیکی دهلی به اسرائیل، این اقلیت بزرگ را در موقعیت بسیار دشوار هویتی و امنیتی قرار میدهد و آتش خشم را در دل آنان شعله ورتر میسازد.
- از خیابانهای لندن و پاریس تا دانشگاههای امریکا، و از خیابان سیدنی تا خیابان های توکیو و سئول میلیونها انسان آزاده علیه نسلکشی در غزه تظاهرات کردند. آنها اکنون مودی را نه به عنوان یک رهبر دموکرات، که به عنوان شریک جنایتکارانی میبینند که در برابر چشمان جهان، کودکان را میکشند. نفرت از اسرائیل، دامن دولتمردان هند (دولت مودی) را خواهد گرفته.
مودی با امضای قراردادهای دفاعی و فناوری با اسرائیل کودک کش، در واقع با سرنوشت کل مردم هند قمار میکند. تجربه تاریخی نشان داده است که اسرائیل هیچگاه دوست قابل اعتمادی برای کشورهای غیرغربی نبوده است. این پیمانها، هند را به یک بازار مصرف برای فناوریهای جنگی و سایبری رژیم صهیونیستی تبدیل خواهد کرد.
دیری نخواهد پایید که همان طور که اسرائیل بخشهایی از سرزمینهای فلسطین را غصب کرده، با ابزارهای امنیتی و اطلاعاتی که در اختیار دهلی میگذارد، به تدریج بر ساختارهای تصمیمگیرنده هند نفوذ خواهد کرد.
علاوه بر این، نباید از سیاستهای پنهان فرهنگی اسرائیل غافل شد. اسرائیل برای تضعیف بنیانهای اخلاقی جوامع هدف، همواره از ابزار «گسترش فحشا و بیبندوباری» بهره برده است تا جوامع را از درون پوسیده و مطیع سازد. دولت مودی با این همکاری، دروازههای نفوذ بی فرهنگی و بی اخلاقی را به روی تلآویو باز میکند که پیامدهای آن نسلهای آینده هند را نیز در برخواهد گرفت.
سه دهه است که اسرائیل با پروپاگند واهی «ده قبیله گمشده»، به دنبال یهودی جلوه دادن پشتونهای افغانستان و پاکستان است. هدف اصلی این پروژه دروغین، ایجاد بهانهای تاریخی برای نفوذ و حضور در قلب آسیاست.
امروز که مودی به آغوش اسرائیل رفته، خطر دوچندان میشود. اگر امارت اسلامی به دلیل اختلافات مرزی یا ایدئولوژیک با پاکستان، فکر نزدیکی به هند مودی را در سر بپروراند، اشتباه راهبردی جبران ناپذیری مرتکب خواهد شد. زیرا این نزدیکی، تنها یک رابطه دوجانبه با دهلی نیست؛ این یک پذیرش غیرمستقیم نفوذ اسرائیل در کابل از طریق هم پیمان هندیاش است.
اسرائیل تشنه نفوذ در افغانستان است و با دست یابی به این هدف، میتواند امنیت کل منطقه را نشانه رود. افغانستان هرگز نباید اجازه دهد سرزمین اش به محل بازی رژیمی تبدیل شود که ۷۵ سال است جز اشغال، جنایت و فتنهانگیزی، حرفی برای گفتن نداشته است. ما باید دشمن خود را در لباس دوست هندی تشخیص دهیم.
هندِ نارندرا مودی، امروز در حال جدا شدن از صف کشورهای مستقل و عدالت خواه و پیوستن به ائتلاف شرارت است. این چرخش، نه تنها اعتبار تاریخی هند را در جهان جنوب بر باد داد، که این کشور را به هدفی مشروع برای خشم امت اسلامی و تمام انسانهای آزاده جهان تبدیل کرد.
کشورهای اسلامی و همسایه هند این اقدام مودی را باید به مثابه یک هشدار جدی بدانند؛ دهلی نو به پایگاهی برای نفوذ اطلاعاتی، امنیتی و فرهنگی رژیم صهیونیستی در جنوب آسیا تبدیل شده است و یا می شود. این جریان را باید جدی گرفت. از پاکستان و بنگلادش تا اندونزی و مالزی، و از ایران تا افغانستان، باید هوشیار باشند که امروز، تروریسم دولتی اسرائیل، یک شریک جدید و خطرناک در شبه قاره پیدا کرده است. تاریخ از مودی به عنوان رهبری یاد خواهد کرد که اخلاق را فدای قدرت، و آینده ملت اش را گروگان جنایتکاران بینالمللی کرد.




