نشست «افغانستان همدل ۳» با مشارکت نخبگان افغانستانی در ایران، بیانیهای صادر کرد که فراتر از یک اعلامیه سیاسی، نشاندهنده همگرایی تاریخی-فرهنگی و واکنشی خردمندانه به بحرانهای منطقهای است.
در فضای آشفته خاورمیانه، جایی که جنگ، تروریسم و دخالتهای خارجی روابط ملتها را تحتالشعاع قرار داده، نشست «افغانستان همدل ۳» در مشهد مقدس، رویدادی نمادین و ارزشمند است. این گردهمایی نه تنها بازتابی از همزیستی دیرینه فرهنگی میان افغانستانیها و ایرانیان است، بلکه پاسخی جمعی به تهدیدات فرامنطقهای محسوب میشود. بیانیه پایانی این نشست را میتوان متنی دانست که در آن، منطق تاریخی، اخلاقی و سیاسی در هم آمیخته تا موضعی مشترک در برابر بحرانهای امروز جهان اسلام شکل گیرد.
بیانیه پایانی نشست «افغانستان همدل ۳» را میتوان از دو منظر تحلیل کرد:
1. بعد نمادین: این بیانیه تاکیدی است بر پیوندهای ناگسستنی تاریخی و فرهنگی میان مردم افغانستان و ایران. در شرایطی که مهاجران افغانستانی در ایران، بخشی از جامعه میزبان را تشکیل میدهند، چنین اعلام همبستگی نشاندهنده درک عمیق از سرنوشت مشترک است.
2. بعد سیاسی: محکومیت تهدیدات امریکا علیه ایران و تاکید بر «تقابل جهانبینیها»، بازتابی از نگرانی عمیق نسبت به الگوی مداخلهجویی غرب در منطقه است. استفاده از مفاهیمی مانند «ستون خیمه مقاومت» و «تهدید مشترک»، نشان میدهد که شرکتکنندگان، امنیت ایران را جدا از امنیت کل منطقه نمیدانند.
چرا باید این بیانیه را تحسین نمود:
- از موضعی فعالانه، به جای انفعال، به بحرانهای منطقه پاسخ میدهد.
- بر پایه اشتراکات فرهنگی و دینی، گفتگوی منطقهای را ترویج میکند.
- صدای مهاجران را به عنوان ذینفعان مستقیم تحولات سیاسی، به گوش میرساند.
امریکا و اسرائیل: بازیگران بحرانساز
تاریخ معاصر خاورمیانه بدون اشاره به نقش امریکا و اسرائیل ناقص است. این دو بازیگر به واسطه اقداماتی چون:
حمایت از گروههای تکفیری در سوریه و عراق در دهه گذشته، جنگهای ویرانگر در عراق، افغانستان و یمن، و نقض مکرر حاکمیت کشورها تحت عنوان «مبارزه با تروریسم»، به عاملی برای ناامنی پایدار تبدیل شدهاند. ادعای مبارزه با تروریسم در حالی مطرح میشود که شواهد نشان میدهد سیاستهای آنان به رشد گروههای افراطی دامن زده است.
مثال افغانستان: امریکا در سال ۲۰۰۱ با شعار دموکراسی و مبارزه با تروریسم وارد افغانستان شد، اما پس از دو دهه، با خروجی آشفته، جامعهای را رها کرد که با بیش از ۲۰ گروه تروریستی فعال دست به گریبان است. این خروج بیمسئولیت، نه تنها افغانستان را در آستانه فروپاشی کامل قرار داد، بلکه ثبات منطقه را نیز تهدید کرد.
چرایی حمایت نخبگان افغانستانی از ایران:
حمایت شرکتکنندگان افغانستانی از جمهوری اسلامی ایران را میتوان با دلایل متقن توضیح داد:
1. اشتراک تهدید: هر دو کشور قربانی تروریسمِ تغذیه شده توسط بازیگران خارجی بودهاند.
2. پیوندهای فرهنگی و زبانی: اشتراکات تاریخی، ادبی و دینی، همگرایی را طبیعی ساخته است.
3. حمایت ایران از مهاجران: میزبانی میلیونها افغانستانی در ایران، علیرغم چالشهای اقتصادی، عملی اخلاقی و انسانی تلقی میشود.
4. مخالفت مشترک با سلطه خارجی: تجربه اشغال و تحریم افغانستان توسط امریکا و تحریمهای ظالمانه علیه ایران، دیدگاهی مشترک نسبت به مداخلهجویی غرب ایجاد کرده است.
این حمایت، نه یک موضع احساسی، بلکه انتخابی مبتنی بر درک واقعیتهای جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی منطقه است.
بیانیه نشست «افغانستان همدل ۳» را باید فرصتی برای تأمل دانست. در جهانی که قدرتهای بزرگ با شعارهای دوگانه، امنیت کشورهای کوچک را قربانی منافع خود میکنند، همگرایی منطقهای مبتنی بر احترام متقابل، تنها راه برونرفت است. به جای اینکه ملتها در دام تقابلهای ساختگی غرب و شرق گرفتار شوند، میتوانند با تکیه بر اشتراکات خود، الگویی از همکاری مبتنی بر عدالت و استقلال را پایه ریزی کنند.
سوال اساسی این است: آیا زمان آن نرسیده که کشورهای منطقه، با دوری از بازی «تفرقه بینداز و حکومت کن»، گفتگویی مستقل را برای امنیت جمعی آغاز کنند؟ شاید پاسخ در همنواییهایی مانند نشست مشهد مقدس نهفته باشد؛ همنواییهایی که یادآور میکنند در برابر امواج سهمگین تحولات جهانی، همبستگی میتواند تنها لنگر نجات باشد.



