نگاه یک میهمان: حکایتی از تعلق و تداوم انقلاب مردمی‌ در ایران

انقلاب‌های بزرگ تاریخ، اغلب از نگاه نخبگان و نظریه ‌پردازان روایت می‌شوند. اما حقیقت جنبش‌های مردمی در بطن زندگی روزمره، در مساجد محله‌ها، در هیئت‌های عاشورایی و در گفتگوهای سرِ چهارراه‌ها جریان دارد. من به عنوان یک مهاجر افغانستانی که بیش از دو دهه از عمرم را در ایران گذرانده‌ام، شاهد این حقیقت زنده بوده‌ام
نگاه یک میهمان: حکایتی از تعلق و تداوم انقلاب مردمی‌ در ایران

چه می‌شود اگر روایت انقلاب اسلامی را نه از بلندای تئوری‌های سیاسی، بلکه از دید یک مهاجر هموطن (محمد یونس احمدی) بشنویم که سال‌ها در محله‌های ایران زندگی کرده، در هیئت‌های مذهبی حاضر شده و نفسِ مردم را لمس کرده است؟ این نوشتار با نگاهی خردمندانه و مبتنی بر تجربه زیسته، مردمی بودن انقلاب ایران را از دل مثال‌های عینی و مشاهدات اجتماعی روایت می‌کند، تصویرسازی‌های رسانه‌های معاند را به چالش می‌کشد، پیوند فرهنگی ایران و افغانستان را برجسته می‌سازد و تمایز بنیادین میان «کودتا» و «انقلاب مردمی» را تبیین می‌نماید.

محمد یونس احمدی:

انقلاب‌های بزرگ تاریخ، اغلب از نگاه نخبگان و نظریه ‌پردازان روایت می‌شوند. اما حقیقت جنبش‌های مردمی در بطن زندگی روزمره، در مساجد محله‌ها، در هیئت‌های عاشورایی و در گفتگوهای سرِ چهارراه‌ها جریان دارد. من به عنوان یک مهاجر افغانستانی که بیش از دو دهه از عمرم را در ایران گذرانده‌ام، شاهد این حقیقت زنده بوده‌ام: انقلاب اسلامی رویدادی تاریخی نیست که در موزه‌ها محبوس باشد؛ جریانی است مداوم که مردم، سازندگان اصلی و ادامه‌ دهندگان آن هستند. این روایت، پاسخی است به آنانی که از دور، با معیارهای غربی و رسانه‌ای می‌خواهند واقعیتی را که نفس می‌کشد، تحلیل کنند.

مردمی بودن انقلاب، ادعایی تاریخی نیست؛ قابل مشاهده در صحنه اجتماعی امروز ایران است. کافی است به تجمعات خودجوش مردم در مناسبت‌های مذهبی و ملی نظر افکند. حضور میلیونی در راهپیمایی ۲۲ دلو/بهمن فارغ از هرگونه اجبار اداری تنها یک نمونه است. اما فراتر از آن، نهادهای مردمی‌ای که پس از انقلاب شکل گرفتند، گواه این مدعاست: «جهاد سازندگی» که با همت جوانان انقلابی به روستاها رفت، «بسیج» به عنوان نهادی کاملاً مردمی که در دفاع مقدس و خدمات اجتماعی پیشگام شدند، و هزاران «هیئت مذهبی» که کانون خودجوش فرهنگی-اجتماعی مردم ایران شده‌اند. اینها نهادهایی تحمیلی نیستند، بلکه از بطن جامعه و برآمده از باورهای مردم جوانه زده‌اند. منابع معتبری چون گزارش‌های میدانی جامعه ‌شناسان داخلی و خارجی و نیز اسناد تاریخیِ حضور اقشار مختلف در انقلاب اسلامی ایران (کارگران، بازار، دانشجویان، روحانیون، زنان) بر این چند صدایی و گستردگی مردمی صحه می‌گذارند.

من در محله‌های جنوب تهران و اطراف حرم حضرت عبدالعظیم و همینطور در محله های طلاب مشهد مقدس زندگی کرده‌ام. در این دو از محله های تهران و مشهد مقدس، انقلاب را در «تکیه»های محل دیده‌ام. مردمی که خودشان برای عزاداری محرم چادر می‌زنند، خودشان غذا پخش می‌کنند، خودشان برنامه اجرا می‌کنند. این روحیه خودجوش و غیردولتی، دقیقاً همان روح حاکم بر انقلاب اسلامی است. مردم نه منتظر دستور می‌مانند و نه چشم به حمایت مالی دولت دارند. آنها «صاحب انقلاب» هستند. همین مردم در روزهای دفاع مقدس، فرزندانشان را به جبهه فرستادند و امروز در مواجهه با مشکلات اقتصادی، با همان روحیه مقاومت می‌کنند. این انقلاب، «مال آنها»ست.

رسانه‌های معاند غالباً تصویری از یک حکومت کاملاً سرکوبگر و مردمی کاملاً منفعل ارائه می‌دهند، و این حالی ست که تصویر با واقعیتی که من دیده‌ام، فاصله نجومی دارد. بله، انتقاد و اعتراض وجود دارد – که خود نشانه حیات جامعه است، اما پایه‌های نظام، هنوز بر پذیرش بخش بزرگی از مردم استوار است. این پذیرش را می‌توان در پایمردی‌های مردم در صحنه‌های مختلف دید. رسانه‌های غربی، با بزرگ‌ نمایی یک اعتراض و نادیده گرفتن حضور میلیونی در دیگر مناسبت‌ها، در حال «مهندسی ادراک» هستند. آنها نمی‌توانند درک کنند که حمایت از یک نظام می‌تواند با انتقاد از عملکردهای خاص همراه باشد. این پیچیدگی جامعه ایران است که در قالب‌های ساده‌ اندیشانه غربی نمی‌گنجد.

من به عنوان یک افغانستانی، عمیقاً حس نزدیکی فرهنگی با مردم شریف ایران را درک می‌کنم. این پیوند تنها در زبان و ادبیات مشترک نیست، بلکه در اشتراک عمیق مذهبی و ارزشی ریشه دارد. انقلاب اسلامی ایران با شعار استقلال، آزادی و عدالت، برای بسیاری از مردم افغانستان که سال‌ها زیر سلطه استعمار و استبداد بوده‌اند، الهام‌بخش بوده است. ما در افغانستان نیز طالب حکومتی مبتنی بر ارزش‌های دینی و مردمی هستیم. میزبانی میلیون‌ها افغانستانی در ایران با همه مشکلاتش نشان‌دهنده همین اشتراک در عواطف انسانی و دینی است. مردم ایران در دل خود، جایگاهی برای برادران و خواهران افغانستانی قائلند.

کودتا عملی محدود، نظامی و اغلب طراحی شده توسط قدرت‌های خارجی یا گروهی نخبه است که قدرت را از بالا و با زور تصاحب می‌کند. اما انقلاب مردمی مانند انقلاب اسلامی ایران، جنبشی گسترده، عمیق و طولانی‌مدت است که از بطن توده‌های مختلف مردم با آرمان‌های مشترک می‌جوشد. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که انقلاب ایران:

رهبری فرهمند و مقبول داشت (آیت الله امام خمینی) که مردم او را برگزیدند، نه اینکه او با زور بر مردم تحمیل شود، پشتوانه اجتماعی گسترده از بازار، دانشگاه، روستا، شهر، زن و مرد، پیر و جوان داشت.

شعارها و اهداف اش (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) در طیف وسیعی از جامعه مورد مطالبه بود، قدرت بی‌بدیل توده‌های مردم در به ثمر نشاندن آن مثل تظاهرات میلیونی، اعتصابات سراسری عامل اصلی پیروزی بود، نه طراحی یک گروه نظامی خاص.

این مؤلفه‌ها، انقلاب ایران را به الگویی از یک قیام عمیقاً مردمی و عدالت ‌خواهانه تبدیل می‌کند که در تقابل کامل با مفهوم کودتا قرار دارد.
آمریکا که خود را مدافع حقوق بشر و قوانین بین‌الملل می‌داند، بزرگ ‌ترین نقض‌کننده این اصول است. تحریم‌های ظالمانه و «تروریسم اقتصادی» علیه ایران که مستقیماً بر زندگی مردم عادی تأثیر می‌گذارد و حمایت بی‌قید و شرط از رژیم کودک کش صهیونیستی در کشتار مردم فلسطین، دخالت در امور داخلی کشورها، و تشکیل دادگاه‌های یک ‌جانبه، نشان می‌دهد که معیارهای واشنگتن نه اخلاق و قانون، بلکه منافع استعماری است. انقلاب اسلامی در اصل، قیامی علیه همین رفتارهای استکباری بود.

و در نتیجه می توان گفت که؛ انقلاب اسلامی ایران، یک «رویداد» نیست، یک «فرآیند» است. فرآیندی که در ۲۲ دلو ۵۷ به اوج رسید، اما در اراده مردم برای ساختن جامعه‌ای مبتنی بر ارزش‌های خود تداوم یافت. این انقلاب، موزه‌ای نیست که دیروز گشوده شده باشد؛ کارگاهی است که امروز نیز مردم در آن مشغول کارند، با همه سختی‌ها، خطاها و دستاوردها.

خیلی دوست دارم حرف دلم را به ملت همتبار و شریف ایران بگویم که: روایت رسانه های معاند، ما را از حقیقت دور می‌کند. گاهی لازم است که از نگاه یک میهمان همدل و دوست، عظمت خانه خود را ببینید. شما ملتی هستید که تاریخ را نه با پذیرش تقدیر، که با ساختن سرنوشت خود نوشتید. این قدرت را دارید که دولت تان را با نقد سازنده و مشارکت هوشمند به جلو ببرید. یادتان نرود که کلید پیشرفت، در دستان جمعی شماست که می‌تواند عملکرد دولت را اصلاح کند و به جلو راند.

و این را باید گفت که؛ انقلاب اسلامی، داستان مردم ایران است؛ داستانی که قهرمانان اش، توده‌های بینام و نشانی هستند که تاریخ را در کوچه‌هایشان می‌سازند. ۲۲ دلو، تنها یادآور روزی است که این قدرت خفته، بیدار شد و فریاد زد: «ما می‌توانیم». و این فریاد، هرگز خاموش نخواهد شد، در خاتمه سخنانم برای ملت شریف ایران از صمیم قلبم پیروزی، سربلندی و موفقیت در زمینه های اقتصادی، علمی، فرهنگی و نظامی را از بارگاه خداوند بخشنده و مهربان تمنا دارم!

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x