روز جهانی آموزش یعنی روز پاسداشت اندیشه و پژوهش است.این روز را به دانش آموزان، دانشجویان و معلمین و استاتید که در واقع سربازان خط مقدم تعلیم و تربیت هستند، صمیمانه تبریک عرض می کنیم.
روز جهانی آموزش، یک روز بزرگداشت بینالمللی سالانه است و هر سال در ۲۴ جنوری برگزار میشود که به تعلیم و تربیت اختصاص دارد.
افغانستان کشوری با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی است، که متاسفانه دههها جنگ، سیاستهای تفرقهافکنانه و ضعف زیرساختهای فرهنگی موجب آسیب به وحدت اجتماعی و همدلی میان اقوام مختلف شده است. در این میان، آموزش و پرورش میتواند بهعنوان ابزاری قدرتمند برای بازسازی انسجام ملی و تقویت تفاهم اجتماعی میان اقوام مختلف در افغانستان عمل کند. این قلم با بررسی تجارب نظامهای آموزشی کشورهای پیشرفته و تحلیل وضعیت آموزش در افغانستان، راهکارهایی را برای ارتقاء همدلی و همزیستی مسالمتآمیز در کشور ارائه میدهد.
آموزش و پرورش بهعنوان رکن اصلی توسعه انسانی، نقشی بنیادین در شکل دهی به هویت ملی و تقویت همدلی و تفاهم اجتماعی ایفا میکند. در کشورهای پیشرفته، سیستمهای آموزشی بهعنوان ابزارهای قدرتمند برای بازسازی اجتماعی و ایجاد جامعهای منسجم و هماهنگ مورد استفاده قرار میگیرند. افغانستان با تاریخ غنی علمی خود، از مکتب بلخ تا حوزههای علمی هرات، این ظرفیت را دارد که از مسیر آموزش و آگاهی، به سوی جامعهای با هویت مشترک و متکثر حرکت کند.
در جوامع اسلامی نیز علم و دانش از جایگاه والایی برخوردار است و در آموزههای دینی اسلام، تأکید زیادی بر اهمیت علم و احترام به دانشمندان و اندیشمندان شده است. این آموزهها میتوانند مبنای فرهنگی و دینی محکمی برای بازسازی نظام آموزشی افغانستان و ایجاد وحدت میان اقوام مختلف کشور باشند.
آموزش و پرورش؛ زیربنای توسعه و تفاهم اجتماعی در کشورهای پیشرفته
در کشورهای پیشرفتهای مانند جاپان و آلمان، پس از جنگهای ویرانگر جهانی، آموزش بهعنوان ابزار بازسازی اجتماعی و روانی به کار گرفته شد. جاپان با تمرکز بر فرهنگ احترام، کار گروهی و آموزش اخلاقی، نسلی ساخت که به اقتصاد، علم و همدلی جمعی وفادار ماند. در آلمان، پس از سقوط نازیسم، آموزش دموکراتیک و چندفرهنگی نهادینه شد تا نسلهای آینده از تکرار افراطگرایی و تفرقهافکنی جلوگیری کنند. کشور چین نیز با سرمایهگذاری گسترده در نظام آموزش عمومی، توانسته است نابرابریهای منطقهای را کاهش دهد و حس هویت ملی را تقویت کند.
این کشورها نشان دادهاند که چگونه آموزش میتواند در ترمیم زخمهای اجتماعی و فرهنگی عمل کند و به ایجاد بستری برای همدلی و همزیستی مسالمتآمیز کمک کند. افغانستان با استفاده از چنین تجارب میتواند به بازسازی ساختارهای اجتماعی خود و تقویت وحدت ملی بپردازد.
تجربه کشورهای منطقه در استفاده از آموزش برای وحدت اجتماعی
در کشور همسایه ما ایران، با وجود تنوع قومی و زبانی، نظام و دولت این کشور با تقویت زبان فارسی بهعنوان زبان مشترک و ترویج آموزشهای چند زبانه، انسجام ملی را ارتقا داده است. در برخی ولایت ها (استانها)، آموزش زبان مادری بهعنوان ابزاری برای افزایش مشارکت فرهنگی اقوام مختلف در نظر گرفته شده است. در هند، با رعایت اصول سکولاریسم و احترام به تنوع فرهنگی، نظام آموزشی این کشور توانسته است وحدت در کثرت را محقق سازد. با استفاده از آموزش دوزبانه و تاکید بر آموزشهای چند فرهنگی، هند به جامعهای موفق در پذیرش تنوع تبدیل شده است.
این کشورها به ویژه ایران و هند، با نظامهای آموزشی خود توانستهاند به یک مدل موفق برای افغانستان تبدیل شوند. در این نظامها، آموزش بهعنوان ابزاری برای تقویت وحدت و تفاهم میان اقوام مختلف عمل کرده است.
جایگاه علم و دانش در سنت اسلامی
در اسلام، علم بهعنوان یکی از بزرگ ترین فضایل انسانی شناخته میشود. پیامبر اسلام (ص) فرمودهاند: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ»(کسب علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.)
این حدیث گویای اهمیت علم و دانش در دین مقدس اسلام است. پیامبر اسلام تأکید کردهاند که علم بهعنوان یک فریضه بر هر مسلمان واجب است. این موضوع میتواند بهعنوان دلیلی برای اهمیت تعلیم و تربیت در تمام جوامع اسلامی، به ویژه در افغانستان، مطرح شود.
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در سخنی دیگر فرمودهاند: «علم قدرت (سلطان) است؛ هر که آن را بیابد، چیره میگردد و هر که نداشته باشد، مغلوب میشود..» در این حدیث، علم بهعنوان یک قدرت نافذ معرفی شده که فرد را قادر میسازد در مواجهه با چالشها و مشکلات زندگی، بر دیگران فائق آید. این جمله اهمیت فراوان علم را بهعنوان یک عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی نشان میدهد.
علم میتواند قدرتی بزرگ تر از عبادتهای ظاهری باشد. دانشمندان با علم خود میتوانند به طور مستقیم بر تفکر و رفتار افراد تاثیر بگذارند و از بسیاری از انحرافات اجتماعی جلوگیری کنند.
چالشهای آموزش و پرورش در افغانستان
آموزش در افغانستان سالها با مشکلاتی چون کمبود زیرساختها، تعصبات قومی و مذهبی، سانسور، نبود مربیان آموزشدیده و تبعیض در محتوای درسی، مکاتب خیالی (در بیست سال حکومت کرزی و غنی) مواجه بوده است. بسیاری از کتابهای درسی به طور مرکزگرایانه طراحی شدهاند و فرهنگهای مختلف اقوام افغانستان را به درستی نمایندگی نمیکنند. آموزش اگر اخلاق و صداقت نیاموزد و مدارا و بخشش نپرورد، صرفاً دانایی اندک و سطحی ست و نه دانایی عمیق و نجات بخش.
این چالشها نشان میدهند که برای ایجاد تحولی پایدار در افغانستان، نظام آموزشی باید بهگونهای بازسازی شود که تمامی اقوام و فرهنگها را به طور برابر و بدون تعصب کور و تحریف در بر بگیرد.
راهکارهای فرهنگی و تربیتی برای بازسازی وحدت ملی
۱. آموزش چندفرهنگی و چندزبانه:
باید در نظام آموزشی افغانستان زبانها، آداب و سنتهای اقوام مختلف گنجانده شود و بهجای تمرکز بر یک زبان خاص، ارزشهای مشترک انسانی چون عدالت، صداقت و احترام ترویج یابد.
۲. آموزش شهروندی و مدارا:
از دوره ابتدایی باید مفاهیم حقوق بشر، تفاهم میانفرهنگی و گفتگو با دیگران به طور جدی در برنامههای درسی گنجانده شود.
۳. بازنگری در محتوای کتابهای درسی:
کتاب های درسی باید از هرگونه تعصب، کلیشه سازی، تاریخ سازی دروغین و برتریجویی آزاد باشند و تلاش شود که نگاه جامع و مشترک به فرهنگهای مختلف افغانستان داشته باشند.
۴. تربیت معلمان چندفرهنگی:
آموزش معلمان از اقوام و مذاهب مختلف با دید باز و آموزشهای ویژه در حوزههای دینی-مذهبی، روان شناسی، اجتماعی و مدارا، یکی از راهکارهای موثر برای ارتقاء همدلی و تفاهم اجتماعی است.
۵. همکاری منطقهای:
تبادل تجربه با کشورهای منطقه مانند ایران و هند در حوزه طراحی نظام آموزشی چند فرهنگی، میتواند به افغانستان کمک کند تا با الهام از تجارب موفق این کشورها، سیستم آموزشی خود را بازسازی کند.
آموزش، راهی برای درمان زخمهای روانی و همافزایی اجتماعی
تحقیقات دانشگاههای بینالمللی نشان میدهند که آموزش نه تنها به انتقال دانش می پردازد بلکه باعث تقویت حس تعلق اجتماعی، عزت نفس و احساس ارزشمندی در کودکان و نوجوانان میشود. در جوامع پساجنگی، آموزش و پرورش بهعنوان ابزاری برای ترمیم روان جمعی و بازسازی جامعه عمل میکند. نلسون ماندلا در این باره گفته است: «آموزش نیرومندترین سلاحی است که میتوان از آن برای تغییر جهان استفاده کرد.»
افغانستان برای عبور از بحرانهای هویتی و اجتماعی خود، نیازمند یک انقلاب فرهنگی در آموزش است. تجربه کشورهای موفق نشان داده است که تنها از مسیر آموزش میتوان هم ملت ساخت و هم صلح و امنیت پایدار. برای تحقق این هدف، باید نظام آموزشی کشور با بازنگری جدی در محتوای درسی، تربیت معلمان توانمند و مشارکت فعال مردم و اراده ملی به ابزاری برای وحدت، اخلاقگرایی و فهم متقابل تبدیل شود. سخن فردوسی در اینجا بهخوبی گویای ضرورت توجه به علم و دانش است: «توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود» و همچنین مولانا نیز در تأکید بر اهمیت زبان آموزش میگوید: «آدمی مخفیست در زیر زبان / این زبان پرده ست بر درگاه جان». بیایید زبان آموزش را به زبانی برای همدلی، مهرورزی و وحدت بدل کنیم.Top of FormBottom of Form
افغانستان برای عبور از بحرانهای هویتی و اجتماعی خود، نیازمند یک انقلاب فرهنگی در آموزش است. تجربه کشورهای موفق نشان داده که تنها از مسیر آموزش میتوان هم ملت ساخت و هم صلح. برای تحقق این هدف، باید نظام آموزشی افغانستان با بازنگری جدی در محتوای درسی، تربیت معلمان توانمند و مشارکت فعال مردم و اراده ملی به ابزاری برای وحدت، اخلاقگرایی و فهم متقابل تبدیل شود. سخن سعدی در اینجا بهخوبی گویای ضرورت توجه به علم و دانش است: «توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود» و همچنین مولانا نیز در تأکید بر اهمیت زبان آموزش میگوید: «آدمی مخفیست در زیر زبان / این زبان پردهست بر درگاه جان». بیایید زبان آموزش را به زبانی برای همدلی، مهرورزی و وحدت بدل کنیم.
منابع:
- ماندلا، نلسون. سخنرانیها و مقالات منتخب.
- فردوسی. شاهنامه.
- مولوی. مثنوی معنوی.
- بانک جهانی، گزارش توسعه آموزش در افغانستان، ۲۰۲۰.
- تجربه نظام آموزشی ایران و هند (مطالعات تطبیقی آموزشی).
- نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی.
- بحارالانوار.




