افغانستان، کشوری با تاریخ غنی و فرهنگی کهن، در محافل علمی جهان اما جایگاهی به مراتب پایینتر از پتانسیل واقعی خود دارد. دههها جنگ، ناپایداری سیاسی، و کمبود منابع مالی و زیرساختی، این کشور را از قافله پیشرفت علمی جهانی به گونه چشمگیری عقب نگه داشته است.
بر اساس گزارشهای بینالمللی مانند شاخص نوآوری جهانی (Global Innovation Index) و رتبهبندیهای دانشگاهی معتبر نظیر Times Higher Education یا QS World University Rankings، افغانستان در میان کشورهای با کمترین دستاورد علمی قرار دارد.
تولید مقالات علمی، ثبت اختراعات، و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه (R&D) در این کشور به شدت محدود است. برای مثال، تعداد مقالات منتشرشده توسط پژوهشگران افغانستانی در مجلات معتبر بینالمللی در مقایسه با کشورهای همسایه مانند ایران یا پاکستان ناچیز است.
این ضعف عمدتاً ریشه در کمبود امکانات پژوهشی، تعداد اندک اساتید دارای مدارک پیشرفته و مهاجرت گسترده نخبگان علمی دارد که به «فرار مغزها» منجر شده است.
با این وجود، نشانههایی از پیشرفت نیز دیده میشود. دانشگاههایی مانند دانشگاه پلیتخنیک کابل در برخی رتبهبندیهای خاص، از جمله ارزیابی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، توانستهاند حضوری نسبی در صحنه جهانی داشته باشند، اما این موارد استثنایی هستند و نمیتوانند نمایانگر وضعیت کلی نظام علمی کشور باشند.
آکادمی علوم افغانستان، که در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد، نیز تلاشهایی برای سازماندهی فعالیتهای علمی انجام داده، اما محدودیتهای مالی و شرایط ناپایدار کشور، دامنه تاثیرگذاری آن را هم به حداقل رسانده است.
در مقایسه با منطقه خاورمیانه، جایگاه علمی افغانستان حتی از کشورهایی با منابع متوسط مانند پاکستان یا تاجیکستان نیز عقبتر است. این درحالی است که کشورهای منطقه با سرمایهگذاری کلان در علم و فناوری، فاصلهای قابل توجه با افغانستان ایجاد کردهاند.
این شکاف نه تنها در تولیدات علمی، بلکه در زیرساختهای آموزشی و پژوهشی نیز مشهود است. برای نمونه، در حالی که سایر کشورهای در حال توسعهی منطقه، سالانه هزاران مقاله علمی در مجلات معتبر منتشر میکند، سهم افغانستان در این حوزه به سختی به چند ده مقاله میرسد.
بازگشت طالبان به قدرت این وضعیت را وخیمتر کرده است. محدودیتهای شدید بر آموزش، بهویژه ممنوعیت تحصیل دختران در مقاطع بالاتر از ششم، نیمی از جمعیت کشور را از مشارکت در توسعه علمی محروم کرده است.
خروج صدها استاد و پژوهشگر از کشور و قطع ارتباط با نهادهای علمی بینالمللی، انزوای علمی افغانستان را تشدید کرده و ظرفیتهای باقیمانده را به تحلیل برده است. این سیاستها نه تنها به کاهش تولیدات علمی منجر شده، بلکه امید به جذب همکاریهای بینالمللی را نیز کمرنگ کرده است.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که طالبان ممکن است در آینده، برای کسب مشروعیت جهانی، به بهبود زیرساختهای علمی روی آورند. اما در شرایط کنونی، فقدان سرمایهگذاری، نبود برنامهریزی منسجم، و ادامه ناپایداری سیاسی، هرگونه چشمانداز مثبت را با تردید مواجه میکند.
در مقابل، پتانسیلهای نهفتهای نیز وجود دارد؛ افزایش تعداد دانشآموزان و دانشجویان (حدود ۶ میلیون نفر در سالهای اخیر) و بازگشت برخی تحصیلکردگان از خارج، میتواند بستری برای بهبود فراهم کند، مشروط بر اینکه ثبات برقرار شود و اصلاحات اساسی در نظام آموزشی و پژوهشی صورت گیرد.
به صورت کلی، جایگاه علمی افغانستان در جهان امروز، با وجود پیشینهی تاریخی غنی و پرافتخار، در سطحی پایین و شکننده قرار دارد. افغانستان برای همگام شدن با پیشرفتهای علمی جهانی به صلح پایدار، سرمایهگذاری هوشمندانه و بازسازی زیرساختهای خود نیاز دارد. تا زمانی که این شرایط فراهم نشود، شکاف میان ظرفیتهای بالقوه و وضعیت کنونی همچنان عمیق و چشمگیر باقی خواهد ماند.