افغانستان در حال تجربه یکی از تاریکترین دورههای تاریخ خود است، دورهای که در آن نهتنها آزادیهای فردی و اجتماعی، بلکه ابتداییترین حقوق انسانی مانند حق درمان و بهداشت نیز در معرض تهدیدی جدی قرار گرفته است. گزارشهای اخیر از خروج گسترده پزشکان زن از بیمارستانها و کاهش ارائه خدمات درمانی، پرده از فاجعهای برداشته که نهتنها زنان، بلکه کل جامعه افغانستان را تحت تأثیر قرار داده است.
طالبان، بهعنوان یک گروه با ایدئولوژی افراطی، زنان را از آموزش و کار منع میکنند، اما همزمان نیازمند حضور آنان در نظام بهداشتی هستند. این تناقض زمانی آشکارتر میشود که زنان خود طالبان نیاز به درمان پیدا میکنند.
آیا در چنین شرایطی پزشکان مرد، که طالبان اصولاً مخالف تعامل آنان با زنان هستند، باید این بیماران را معاینه و درمان کنند؟ آیا دست زدن پزشک مرد به بدن یک زن بیمار برای نجات جان او، از دیدگاه طالبان یک گناه محسوب میشود یا یک ضرورت شرعی؟ این تناقضها نشاندهنده سیاستهای غیرواقعبینانه و ناکارآمد این گروه در اداره یک کشور است.
افغانستان کشوری با ساختار اجتماعی به شدت سنتی است، جایی که بسیاری از خانوادهها اجازه نمیدهند زنانشان توسط پزشک مرد معاینه شوند. این مسئله باعث میشود که زنان بیمار از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کرده و در نتیجه، میزان مرگومیر زنان، خصوصاً در دوران بارداری و زایمان، بهشدت افزایش یابد. از دست رفتن کادر درمانی زن به این معناست که در آینده نهچندان دور، افغانستان با یک فاجعه بهداشتی مواجه خواهد شد که جان هزاران زن و کودک را خواهد گرفت.
مسئول مستقیم این بحران بدون شک طالبان هستند که با سیاستهای زنستیزانه خود، زیرساختهای اجتماعی و پزشکی کشور را نابود کردهاند. اما نباید نقش جامعه جهانی را نیز نادیده گرفت. جامعه بینالمللی، پس از خروج نیروهای خارجی، افغانستان را به حال خود رها کرد و با قطع کمکهای بشردوستانه، بحران اقتصادی و درمانی را تشدید کرد. سازمانهای جهانی نظیر صلیب سرخ و پزشکان بدون مرز، به دلیل محدودیتهای طالبان، فعالیتهای خود را در افغانستان کاهش دادهاند، که این امر بحران را دوچندان کرده است.
طبق گزارش رسانه ها گفته می شود که یک زن بیمار که شوهرش از اعضای طالبان بوده، برای درمان فوری باید عمل جراحی می شده، اما چون شوهرش به پزشک عمل اعتماد نداشته لذا اجازه عمل همسرش را نمیدهد!
سیاستهای طالبان نهتنها افغانستان را از لحاظ سیاسی و اقتصادی منزوی کرده، بلکه بنیانهای اجتماعی و بهداشتی کشور را نیز از بین برده است. خروج گسترده پزشکان زن و محدودیتهای اعمالشده در نظام درمانی، زندگی میلیونها زن را به خطر انداخته است. اگر جامعه بینالمللی و مردم افغانستان برای حل این بحران اقدامی نکنند، در آیندهای نهچندان دور شاهد یک نسلکشی خاموش خواهیم بود که قربانیان آن زنان و کودکان بیدفاع خواهند بود.
نویسنده: ز. نظری