در بررسی مناسبات ذهنی و عاطفی مردم افغانستان نسبت به چهرههای منطقهای، نام جنرال شهید قاسم سلیمانی جایگاهی متمایز دارد. این جایگاه نه حاصل فضاسازیهای رسانهای است و نه نتیجه روابط رسمی و دیپلماتیک؛ بلکه ریشه در تجربهای عینی و برداشتهایی دارد که در بستر تحولات پرتنش منطقه شکل گرفتهاند.
نخستین عامل تأثیرگذار در این نگاه، نوع مواجهه انسانی او با مسئله افغانستان بود. در شرایطی که کشور طی دههها میدان رقابت قدرتها و قربانی جنگهای نیابتی بوده، رویکرد سردار سلیمانی بر فهم واقعیتهای اجتماعی و انسانی افغانستان استوار بود. او افغانستان را نه صرفاً از منظر معادلات امنیتی، بلکه بهعنوان جامعهای آسیبدیده میدید که ثبات و آرامش، مهمترین مطالبه مردم آن است. همین نگاه، زمینه شکلگیری نوعی اعتماد و همدلی در میان افکار عمومی افغانستان را فراهم کرد.
عامل مهم دیگر، نقش او در مقابله با جریانهای افراطی و خشونتطلب بود؛ جریانهایی که زندگی روزمره مردم افغانستان را بهطور مستقیم تهدید میکردند. برای جامعهای که سالها با ناامنی، انفجار و بیثباتی زیسته است، مبارزه با تروریسم یک مفهوم انتزاعی یا سیاسی نیست، بلکه مسئلهای حیاتی و ملموس به شمار میآید. از این رو، هر کنشی که به تضعیف این جریانها منجر میشد، بهطور طبیعی با نگاه مثبت و احساس قدردانی همراه بود.
در کنار این موارد، رویکرد فرامذهبی و فراقومی سردار سلیمانی نیز در شکلگیری این تصویر نقش داشت. در کشوری با تنوع گسترده قومی و مذهبی مانند افغانستان، هرگونه نگاه تفرقهمحور میتواند زمینهساز بحرانهای تازه شود. در مقابل، تأکید بر همگرایی، همکاری و پرهیز از شکافهای هویتی، رویکردی بود که برای بسیاری از افغانها معنا و اهمیت ویژهای داشت و با تجربه تاریخی آنان همخوانی نشان میداد.
از سوی دیگر، سبک رفتاری و منش فردی او نیز در این نگاه بیتأثیر نبود. سادگی، پرهیز از نمایشهای تبلیغاتی و حضور عملی در میدان، تصویری متفاوت از یک فرمانده نظامی ارائه میداد؛ تصویری که با ذهنیت عمومی جامعه افغانستان ـ که نسبت به شعارزدگی حساس است ـ همخوانی بیشتری داشت. در چنین فضایی، صداقت رفتاری و عملگرایی بیش از هر عامل دیگری به ایجاد اعتماد کمک میکند.
در مجموع، نگاه مثبت جامعه افغانستان به جنرال شهید قاسم سلیمانی حاصل ترکیبی از تجربههای میدانی، نگاه فراملیتی، نوع تعامل او با واقعیتهای اجتماعی افغانستان و نقشآفرینیاش در مواجهه با ناامنیهاست. این نگاه بیش از آنکه بر پایه تبلیغ یا موضعگیری رسمی باشد، از برداشتهای اجتماعی و تجربه مردم شکل گرفته است. از همین رو، جایگاه او برای افغانها نه در قالب یک چهره نظامی، بلکه بهعنوان کنشگری تأثیرگذار در معادلات امنیتی و انسانی منطقه تعریف میشود.



