روز عرفه، نقطه اوج بندگی در مناسک حج و یکی از عظیمترین فرصتهای تربیتی در اسلام است. عرفه، فقط یک وقوف جسمانی در صحرای عرفات نیست؛ بلکه یک ایستگاه روحی برای مکاشفه درون، توبه، دعا و بازسازی معنوی انسان است. این مقاله میکوشد فلسفه اعمال عرفه را از منظر دینی، روانشناختی و اخلاقی بررسی کرده و نشان دهد که چگونه این روز میتواند جان خسته انسان معاصر را بیدار و جان تازهای در او بدمد. این قلم تأملی در فلسفه عرفه و تأثیر آن بر روان، اخلاق و تقوای انسان است.
در تقویم اسلامی، روزهایی هستند که افق زندگی انسان را روشنتر میسازند، اما در میان این روزها، «روز عرفه» جایگاهی ویژه دارد. پیامبر اکرم (ص) :
ما مِن یَومٍ أکثَرَ أن یُعتِقَ اللَّهُ فِیهِ عَبدَاً مِنَ النّارِ مِن یَومِ عَرَفَهَ. یعنی: خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه ، بندگان را از آتش دوزخ نمیرهاند
امام علی علیه السلام : مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبٌ لاتُغفَرُ إلّا بِعَرَفَاتٍ. یعنی: برخی از گناهان جز در عرفات بخشوده نمیشوند.
لذا روح و حقیقت حج در وقوف در عرفات خلاصه میشود. اما این وقوف چه مفهومی دارد؟ چرا باید میلیونها انسان با یک جامه ساده، در یک صحرا گرد آیند و ساعاتی را در دعا و تضرع بگذرانند؟ و این حضور و این دعا چه تأثیری در جان و روان و تقوای انسان دارد؟
وقوف در عرفات، نه فقط توقف جسم در مکانی خاص، بلکه وقوف دل در برابر حقیقت مطلق است. در این روز، انسان با خود، با گذشتهاش، با اشتباهاتش و با آیندهاش روبهرو میشود. در واقع، عرفه آئینهای است که حقیقت انسان را به خودش نشان میدهد؛ آنگاه که نه مقام، نه ثروت، نه قومیت، هیچکدام هویتساز نیست، تنها یک بنده ساده خدا هستی که آمدهای بگویی: اللّهُمَّ إِنّي عَبْدُكَ الذَّليلُ الرّاجِعُ إِلى رَحْمَتِكَ. (خدایا! من بنده خوار و نیازمند توام که به سوی رحمتت بازگشتهام.)
این جمله از فرازهای دعای عرفه منسوب به امام حسین (علیهالسلام) است؛ یکی از عارفانهترین و پرمحتواترین ادعیه اسلامی، که در روز عرفه توسط آن حضرت در صحرای عرفات خوانده شد.
از جلوههای اصلی این روز، دعاهای عرفه است؛ بهویژه دعای حضرت حسین بن علی (ع) که مجموعهای از عمیقترین اندیشههای عرفانی، توحیدی و انسانشناختی است. در این دعا، انسان از یک موجود ناتوان و فقیر، به موجودی امیدوار و سربلند تبدیل میشود؛ زیرا مخاطب او «ارحم الراحمین» است.
دعا در عرفه، تکرار خشک واژهها نیست، بلکه یک نوع بازآفرینی روح است؛ نوعی گفتوگوی زنده و قلبی میان انسان و پروردگار، که التیامبخش زخمهای عمیق روان است.
روانشناسان میگویند یکی از نیازهای روان انسان، «تخلیه عاطفی» است. در عرفه، انسان فرصت دارد بدون قضاوت شدن، بدون نگاه تحقیرآمیز، نزد خدای خود اعتراف کند، گریه کند، بخواهد، و بازسازی شود. اشکهای عرفه، بار روانی یک سال را از دل انسان میشوید و او را آماده یک شروع نو میسازد.
تقوا در اسلام، آگاهی لحظهبهلحظه از حضور خداوند است. اعمال عرفه، از استغفار و دعا گرفته تا تمرکز بر حضور الهی، بهتدریج یک ضمیر اخلاقی حساس و فعال در انسان پدید میآورد. عرفه، تمرین حضور در محضر خداست. کسی که این حضور را تجربه کند، بعد از آن در برابر گناه، ظلم، دروغ و فریب، هوشیارتر خواهد بود.
در عرفه، همه انسانها در یک لباس، در یک میدان و با یک دعا ایستادهاند. این نماد روشن برابری و وحدت است؛ پیامی برای جهانی که گرفتار تبعیض نژادی، قومگرایی، تعصبات مذهبی و جنگهای بیهوده است. عرفه به ما یاد میدهد که انسانبودن، قبل از هر هویت قومی و مذهبی، اساس کرامت ماست.
روز عرفه، روز بیداری است؛ بیداری از غفلت، از خودخواهی، از فراموشی خدا، و از بیخبری نسبت به حقیقت خویش. این روز، انسان را از پوستههای تظاهر بیرون میآورد و او را به باطن خویش نزدیک میسازد.
اگر عرفه را فقط به صحرای عرفات محدود کنیم، عظمت آن را تقلیل دادهایم. عرفه، فرصتی جهانی برای اصلاح نفس، تزکیه روح، و آغاز بندگی آگاهانه است.
بیایید عرفه را در دل خود برگزار کنیم؛ حتی اگر در عرفات نیستیم، اما اگر در خویشتن وقوف کنیم، به حقیقت عرفه رسیدهایم.
نویسنده: م. نظری