طعم تلخ بومرنگ تروریسم و تجاوز به حاکمیت افغانستان

پاکستان نزدیک به نیم قرن است که از افراط‌گرایی به عنوان ابراز سیاست خارجی خود در افغانستان استفاده می‌کند. ارتش پاکستان در تازه ‌ترین تجاوز خود،مناطقی در پکتیکا و ننگرهار را به بهانه مبارزه با طالبان پاکستانی (TTP)  بمباران کرد که به کشته شدن دست‌کم 17 غیرنظامی انجامید.
طعم تلخ بومرنگ تروریسم و تجاوز به حاکمیت افغانستان

نیم قرن حمایت از خونریزی در افغانستان و نقض آشکار حقوق بشر؛ اسلام‌آباد چگونه قربانیانش را در افغانستان بمباران می‌کند؟
ارتش پاکستان در تازه ‌ترین تجاوز خود، شام شنبه دوم حوت ۱۴۰۴، مناطقی در پکتیکا و ننگرهار را به بهانه مبارزه با طالبان پاکستانی (TTP)  بمباران کرد که به کشته شدن دست‌کم ۱۷ غیرنظامی انجامید. این ششمین حمله مرگبار پاکستان به خاک افغانستان از زمان بازگشت طالبان به قدرت در چهار سال گذشته است.

پاکستان نزدیک به نیم قرن است که از افراط‌گرایی به عنوان ابراز سیاست خارجی خود در افغانستان استفاده می‌کند. در دهه ۱۹۸۰، در حالی که ملت افغانستان علیه اشغال‌گری شوروی می‌جنگید، پاکستان با حمایت غرب، نه تنها از مجاهدین واقعی، بلکه از گروه‌های نفوذی و افراطی نیز حمایت کرد که توسط استخبارات نظامی این کشور (ISI) پرورش یافتند. این گروه‌ها که هسته‌های اولیه القاعده، حزب گلبدین حکمتیار و بعد ها طالبان پاکستانی (TTP)  را تشکیل دادند تا به جان مردم افغانستان بیفتند که امروز به جان خود پاکستان نیز افتاده اند. خون هزاران افغان در آن دوران، با مباشرت مستقیم اسلام‌آباد ریخته شد.

پس از سقوط طالبان در ۲۰۰۱، پاکستان در حالی که رسماً متحد ائتلاف بین‌المللی در مبارزه با تروریسم خوانده می‌شد، پناهگاه‌های امنی برای رهبران مخالف دولت افغانستان در شهرهای کویته و پیشاور فراهم آورد. دولت جمهوری افغانستان بارها با ارائه شواهد قطعی، پاکستان را متهم کرد که از یک سو کمک‌های بین‌المللی برای مبارزه با ترور را دریافت می‌کند و از سوی دیگر، ماشین جنگ در افغانستان را روشن نگه می‌دارد. هزاران انسان افغانستانی در این دو دهه، قربانی سیاست‌های دوگانه اسلام‌آباد شدند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت، پاکستان نه تنها دست از دخالت برنداشت، که حملات خود را تشدید کرد. مرور این شش حمله مرگبار، چهره واقعی پاکستان را آشکار می‌سازد:

  • اپریل ۲۰۲۲: حملات هوایی به خوست و کنر با ۴۷ کشته، عمدتاً غیرنظامیان.
  • مارچ ۲۰۲۴: بمباران پناهگاه‌های ادعایی در خوست و پکتیکا که منجر به کشته شدن هشت زن و کودک شد.
  • دسامبر ۲۰۲۴: حمله به پکتیکا با ۴۶ کشته شامل زنان و کودکان.
  • اکتبر ۲۰۲۵: حملات گسترده به کابل، پکتیکا، خوست و ننگرهار که به درگیری‌های مرزی و کشته شدن ۳۷ غیرنظامی از دید یوناما انجامید.
  • نوامبر ۲۰۲۵: حمله به خوست، کنر و پکتیکا که در ولسوالی گربز خوست، ۹ کودک و یک زن شهید شدند.
  • فوریه ۲۰۲۵: حمله به ننگرهار و پکتیکا با ۱۷ کشته جدید.

این آمار وحشتناک، نشان می‌دهد که هدف اصلی پاکستان، مبارزه با تروریسم نیست، بلکه کشتن غیرنظامیان و تحت فشار قرار دادن کابل است.

پاکستان امروز با بحران عمیق امنیتی ناشی از تحریک طالبان پاکستانی (TTP) مواجه است. ریشه این بحران، به دهه‌ها حمایت خود پاکستان از گروه‌های افراطی بازمی‌گردد. ناتوانی ارتش پاکستان در مهار این گروه‌ها در مناطق قبیله‌ای خود، باعث شده تا همواره افغانستان را به عنوان بهانه‌ای برای فرار از مسئولیت معرفی کند. اما حملات هوایی به خاک افغانستان، نه تنها TTP را تضعیف نمی‌کند، که بر محبوبیت آن‌ها می‌افزاید و چرخه خشونت را تکمیل می‌کند.

پاکستان مانند کسی است که در خانه همسایه آتش می‌اندازد، اما وزش باد، شعله‌ها را به خانه خودش بازمی‌گرداند. ده‌ها سال حمایت از گروه‌های تندرو، ایجاد مدارس جهادی و پرورش ایدئولوژی افراطی برای نیل به اهداف سیاسی، امروز به یک هیولای سرکش تبدیل شده که خود پاکستان را بلعیده است. عملیات‌های مرگبار در بنو، باجور و اسلام‌آباد، همه نشانه‌های بازگشت همان تروریسمی است که خود پرورانده بودند.

دادگاه دین مقدس اسلام: قرآن کریم کشتن انسان‌های بی‌گناه را هم‌تراز با کشتن تمام بشریت می‌داند (مائده، ۳۲). تجاوز به خانه همسایه و کشتن کودکان، مصداق بارز “محاربه” و “فساد فی الارض” است. پاکستان با این جنایات، از تمام اصول اخلاقی و دینی فاصله گرفته است.

دادگاه حقوق بشر و قوانین بین‌الملل: حملات هوایی به مناطق غیرنظامی، بدون توجه به اصل تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان، مصداق “جنایت جنگی” است. منشور ملل متحد هرگونه حمله مسلحانه به خاک کشور دیگر را ممنوع کرده است. گزارش‌های یوناما که کشته شدن ده‌ها غیرنظامی در این حملات را تأیید می‌کند، سند محکومیت پاکستان در محاکم بین‌المللی است.

دادگاه همسایگی: فرهنگ شرقی و اصول همسایه‌ داری، احترام به حریم و خون همسایگان را ایجاب می‌کند. پاکستان با جنایت نزدیک به پنج دهه و این شش تجاوز اخیر و صدها شهید، پل‌های پشت سر خود را برای همیشه ویران کرده است.

پاکستان باید یک بار برای همیشه درک کند که دوران استفاده از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی به سر آمده است. روزهایی که می‌شد با پرورش گروه‌های افراطی در افغانستان، “عمق استراتژیک” ایجاد کرد، برای همیشه تمام شده است. آتشی که اسلام‌آباد در افغانستان شعله‌ور ساخت، امروز کاخ‌های امنیتی خودشان را در اسلام‌آباد، لاهور و راولپندی به خاکستر تبدیل کرده است.

این شش حمله مرگبار که حاصل آن صدها کشته، ده‌ها کودک بی‌گناه و مادران داغدار است، نشانه ضعف و بن‌بست سیاسی پاکستان است، نه قدرت آن. هر بمبی که بر سر غیرنظامیان افغانستان فرو می‌ریزد، نفرت عمیق‌تری در دل دو ملت می‌کارد و راه هرگونه همکاری آینده را مسدود می‌کند.

اکنون پاکستان در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد: یا دست از مداخله بردارد، مرزها را به رسمیت بشناسد و به درمان ریشه‌های تروریسم در داخل کشور خود بپردازد؛ یا با ادامه این جنایات، خود را در انزوای کامل منطقه‌ای و محکومیت جهانی غرق کند. تاریخ هرگز جنایتکاران را نخواهد بخشید؛ به ویژه آنهایی که به نام دین، خون کودکان را مباح می‌دانند. وجدان بیدار بشریت و خون صدها شهید افغانستانی، پاکستان را هرگز از این اتهام مبرا نخواهد کرد.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x