سفیر فرانسه در سخنانی اعلام کرد که گروه حاکم در افغانستان «یک گروه اسلام گرای قومی» است که شیوه اعمال قدرت آنان افغانستان را به سمت جنگ های قومی گذشته سوق می دهد.
وی معتقد است که این موضوع برای افغانستان بسیار ویران کننده و وحشت ناک است.
به ادعای «دیوید مارتینون»، طالبان برای مدتی در افغانستان هستند و شهروندان این کشور باید برای افغانستان بعد از طالبان آمادگی داشته باشد.
سفیر فرانسه در افغانستان با اشاره به نقص حقوق بشر در این کشور، مدعی شد که کُشتار و نقض حقوق بشر در افغانستان، به گواهی مورخان بدتر از شرایط «قرون وسطی» است.
دولتها در مورد طالبان رویکرهای متفاوتی دارند؛ برخی از آنان طالبان را گروه افراطی و فاقد صلاحیت حکومتداری میدانند، اما عدهای دیگر، نگاه امیدوارانه داشته و منتظرند تا طالبان در رویکرهای خویش تغییر ایجاد کنند. براساس نظر دسته اول، شیوهی حکمرانی طالبان به نحوی است که آنان نه جایگاه ملی در میان مردم دارند و نه جایگاه بینالمللی. زیرا طالبان افغانستان را بر اساس معیارهای گروهی، مدیریت میکنند و به خواستهی عموم مردم اهمیتی قائل نمیباشد. کسانیکه چنین نگاهی به طالبان دارند، امارت اسلامی را ناپایدار داسته و آینده افغانستان را بستر تغییر و تحول میدانند.
از طرفی دیگر، عدهای به طالبان نگاه امیدوارانه داشته و معتقدند که آنان باگذر از مرحلهی آشفته فعلی در سیاستهای خویش تجدید نظر و زمینه یک حکومت فراگیر را در افغانستان ایجاد خواهد نمود و حقوق زنان را نیز به رسمیت میشناسد؛ اما این خوشبینی و انتظار، نزدیک به یکونیم سال طول کشیده، اما رویه طالبان کماکان تغییری نیافته است.
با وجود تلاش و رایزنی که طالبان داشته، تعدادی از کشورها روابط سیاسی با طالبان برقرار کردهاند، اما آنان نتوانسته اند اعتماد جامعه جهانی را بهدست آورند، زیرا طالبان در موارد متعددی متهم به نقض حقوق بشر، سلب آزادی بیان، شکنجه و زندانی نمودن مخالفان و فعالان امور زنان و… میباشد. محروم ساختن زنان از حق تحصیل و کار، بزرگترین ضربه به نیمی از جمعیت افغانستان بوده که سرنوشت آنان را به سوی سیاهی سوق داده و همین نقض حقوق زنان، بزرگترین عامل برای نگاه منفی به افکار و عملکرد طالبان است.
مردم افغانستان و جامعه جهانی از انتظاری که برای تغییر رویکرد طالبان کشیده اند خسته و ناامید شدهاند و طالبان نیز ارادهای برای تصمیمات جدید نداشته و تعامل برخی کشورها و سازمانهای بینالمللی را دلیلی بر مقبولیت و مشروعیت خویش میپندارد؛ در حالیکه همان کشورهای در ارتباط با طالبان، دلیل تعامل خود را تسهیل خدمات و کمک به مردم افغانستان و همچنین جلوگیری از بحران در منطقه اعلام کردهاند.
با این حال طالبان نمیتواند خود را حکومتی با پشتوانهی ملی و مقبولیت بینالمللی فرض کنند، چون نه مردم افغانستان و نه دیدگاه جامعهی جهانی در سیاست طالبان جایگاهی ندارد.
به نظر میرسد که طالبان در آینده با چالشهای گوناگونی مواجهگردد؛ زیرا حکومتی که حمایت و پشتوانه مردمی نداشته باشد، دستخوش تحولاتی میگردد که حاکمان آن قدرت کنترل و مهار آن را نخواهد داشت.
طالبان نمیتواند خود را حکومتی با پشتوانهی ملی و مقبولیت بینالمللی فرض کنند، چون نه مردم افغانستان و نه دیدگاه جامعهی جهانی در سیاست طالبان جایگاهی ندارد.

لینک کوتاه: https://memar.press/?p=39181
۲ سال پیش
شماره خبر 39181
منتشر شده در 4:37 ب.ظ
Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email