شهرک‌سازی اسرائیل؛ مانع ساختاری صلح پایدار در منطقه

تأکید مکرر بر «غیرقانونی بودن» شهرک‌ ساری رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که مسئله صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه نقض آشکار قواعد پذیرفته‌شده جهانی است که مشروعیت هرگونه تغییر یک‌جانبه در وضعیت سرزمین‌های اشغالی را زیر سؤال می‌برد.
شهرک‌سازی اسرائیل؛ مانع ساختاری صلح پایدار در منطقه

بیانیه مشترک ۲۰ کشور اسلامی، عربی و اروپایی را می‌توان نشانه‌ای از شکل‌گیری نوعی اجماع بین‌المللی علیه سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل در کرانه باختری دانست؛ اجماعی که فراتر از مرزبندی‌های سیاسی و فرهنگی، بر یک اصل حقوقی مشترک تکیه دارد: غیرقانونی بودن شهرک‌سازی و مغایرت آن با حقوق بین‌الملل. تأکید مکرر بر «غیرقانونی بودن» شهرک‌ها نشان می‌دهد که مسئله صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه نقض آشکار قواعد پذیرفته‌شده جهانی است که مشروعیت هرگونه تغییر یک‌جانبه در وضعیت سرزمین‌های اشغالی را زیر سؤال می‌برد.

از منظر راهبردی، اشاره به «الحاق عملی و غیرقابل‌قبول» کرانه باختری بیانگر نگرانی عمیق از تغییر ماهیت تدریجی اشغال به نوعی الحاق در عمل است؛ روندی که بدون اعلام رسمی، با گسترش کنترل، شهرک‌سازی و تغییر ساختارهای اداری و امنیتی محقق می‌شود. چنین وضعیتی نه‌تنها امکان شکل‌گیری یک راه‌حل سیاسی پایدار را از بین می‌برد، بلکه مفهوم دولت مستقل فلسطینی را به‌صورت ساختاری تضعیف می‌کند و عملاً گزینه‌های دیپلماتیک آینده را محدود می‌سازد.

پیوند دادن تحولات کرانه باختری با روندهای مربوط به غزه و ثبات منطقه‌ای نیز نشان می‌دهد که بحران فلسطین دیگر یک مسئله محلی یا دوجانبه نیست، بلکه به یک متغیر امنیتی منطقه‌ای تبدیل شده است. هرگونه تشدید تنش در این جغرافیا می‌تواند زنجیره‌ای از بی‌ثباتی سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی در کل منطقه ایجاد کند و ابتکارات صلح را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی بی‌اثر سازد.

تأکید بیانیه بر توقف خشونت شهرک‌نشینان و مجازات عاملان آن، به بعد انسانی و حقوق بشری بحران اشاره دارد. این بخش از متن، مسئله را از سطح سیاست و دیپلماسی به سطح زندگی روزمره مردم فلسطین می‌کشاند و نشان می‌دهد که اشغال صرفاً یک وضعیت حقوقی یا ژئوپلیتیک نیست، بلکه تجربه‌ای عینی از ناامنی، بی‌حقوقی و خشونت ساختاری است. گزاره‌هایی مانند «عدم به‌رسمیت شناختن حق زندگی برای فلسطینیان» نیز بیانگر ادراکی عمیق از ماهیت تبعیض‌آمیز و غیرانسانی این سیاست‌هاست که فراتر از منازعه ارضی، به بحران کرامت انسانی تبدیل شده است.

در مجموع، این بیانیه را می‌توان تلاشی برای بازتعریف مسئله فلسطین در قالب سه محور اصلی دانست: حقوق بین‌الملل، امنیت منطقه‌ای و حقوق بشر. ترکیب این سه محور نشان می‌دهد که مخالفت با سیاست‌های اسرائیل صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نیست، بلکه ادعایی اخلاقی، حقوقی و امنیتی است که مشروعیت بین‌المللی دارد. با این حال، چالش اصلی در فاصله میان «محکومیت سیاسی» و «اقدام عملی» نهفته است؛ جایی که اگر این اجماع به ابزارهای فشار واقعی تبدیل نشود، خطر آن وجود دارد که این بیانیه نیز به فهرست بلند محکومیت‌های بی‌اثر افزوده شود، در حالی که واقعیت میدانی همچنان به سمت تثبیت اشغال و تضعیف امکان صلح پایدار حرکت کند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x