نویسنده: م. کهریزنوی
سخنان رهبر انقلاب اسلامی ایران در دیدار با مردم شهر آذربایجان این کشور، تنها یک واکنش به تهدیدات نظامی رئیسجمهور امریکا نبود؛ بلکه نمایشی از تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه و اعلان پایان دوران «ناوهای ترسناک» بود. جایی که یک رهبرِ بومیِ منطقه، بدون هراس از پنتاگون، از سلاحی سخن میگوید که ابرقدرتها را به اعماق تاریخ میفرستد. برای ما (مردم افغانستان) که طعم بیست سال اشغال و وعدههای دروغین دمکراسی سازی و مبارزه دروغین با تروریزم امریکا را چشیدهایم، این پیام نه فقط یک تحلیل سیاسی، که روایتی از دردِ مشترک و الگویی از مقاومت است.
این سخن رهبر انفلاب اسلامی ایران که ایراد شد: «رئیسجمهور امریکا به تکرار میگوید که؛ “ارتش ما قوی ترین ارتش دنیا است.”، قوی ترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آن چنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. مدام میگویند؛ “ما ناو فرستادیم طرف ایران.”، خیلی خوب، ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است، امّا خطرناک تر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.»
این سخن آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در شرایطی ایراد شد که رئیس جمهور امریکا به تازگی از اعزام ناوهای جنگی به خلیج فارس سخن گفته بود. اما رهبر ج.ا.ایران با این پاسخ، مستقیماً به عمق استراتژی بازدارندگی اشاره کردند؛ قدرت حقیقی در نمایش تسلیحات نیست، در توانایی نابود کردن تهدید قبل از وقوع است. ایشان همچنین با اشاره به شکایت و اعتراف ترامپ که گفته بود ۴۷ سال است که امریکا موفق نشده که جمهوری اسلامی در ایران را نابود کند، خطاب به ترامپ گفتند: «تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی.»
این نگاه، ما را به یاد دوران انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) میاندازد که شعار «نه شرقی، نه غربی» را سر لوح سیاست نظام ایران قرار داده و ملتی را از قید استعمار رهانید.
ایالات متحده امریکا برای دههها تلاش کرده است تا با تربیت مهره های وطن فروش، کشورهای مستقل را به زانو دربیارورد. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران علیه دولت مصدق تا حمایت از دیکتاتوریهای خونریز در امریکای لاتین مانند آرژانتین و شیلی ، دست CIA به خون ملتها آغشته است. این کشور همواره تلاش کرده با نقاب دمکراسی، بر کشورهای مسلمان و مستقل زورگویی کند. امروز نیز اقتصاد دانان غربی مانند جفری ساکس اعتراف میکنند که سیاست خارجی و دستگاه امنیتی نظامی امریکا (پنتاگون و سیا) همیشه در پی تغییر حکومتها از طریق کودتا و انقلابهای رنگی است.
تجربه مردم افغانستان زخم کهنهتر از همه، تجربه مستقیم اشغال است. امریکا بیست و چهار سال قبل با بهانه مبارزه با تروریسم و آوردن دمکراسی، به افغانستان لشکر کشید. اما نتیجه چه بود؟ یافته های تحلیلگران وطنی و خارجی، این اشغال برای غارت منابع عظیم لیتیوم افغانستان (که در باتریها و جنگافزارهای مدرن استفاده میشود) و حفاظت از مزارع خشخاش طراحی شده بود. واشنگتن با تحمیل حکومتهای دست نشاندهای چون حامد کرزی و اشرف غنی، زیربناهای فرهنگی و اجتماعی ما را متزلزل کرد و در نهایت، پس از دو دهه جنایت، همراه با همان دستنشاندهها (با آن صحنه شرمآور فرار اشرف غنی با پولهای بیت المال) از کشور گریخت.
در نقطه مقابل این ذلت، جمهوری اسلامی ایران ایستاده است. آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران امروز (۲۸ دلو/بهمن ۱۴۰۴) از تریبون رسمی، به ایالات متحده امریکا هشدار داد که اگر ناو بیاوری، سلاح ما تو را به قعر دریا میفرستد. این همان میراث ۴۷ ساله امام خمینی (ره) است که ملت ایران را از زیر یوغ استعمار و استثمار امریکا نجات داد و کشوری ساخت مستقل، که امروز به عنوان یک قدرت بلامنازع سیاسی، نظامی و فرهنگی در خاورمیانه شناخته میشود. این اعتماد به نفس، ریشه در تجربهای دارد که امریکا طی ۴۷ سال نتوانسته نظام جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ همانگونه که ترامپ اعتراف کرد که: «۴۷ سال است که امریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد.»
این سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران برای ما یک پیام عمیق دارد، آن اینکه: تنها کسی میتواند «ناوِ» دشمن را غرق کند که بر «ساحلِ» ایمان و وحدت ملی ایستاده باشد!
ما به چشم دیدیم که کشوری (امریکا) که داعیه دار قوی ترین ارتش دنیا بود، چگونه از افغانستان فرار کرد. راز ماندگاری جمهوری اسلامی ایران در این ۴۷ سال، نه در بمب اتم، که در اعتماد به نفس ملی، رهبری حکیمانه و درس گرفتن از تاریخ است.
ما باید از این رویدادها بیاموزیم. باید بدانیم که نجات از چنگال استکبار، تنها با تکیه بر هویت اسلامی و ملی خود ما ممکن است، نه با وابستگی به بتهای بزرگ و کوچک. امروز که امریکا با سرافکندگی از افغانستان فرار کرده، اما هنوز در فکر توطئه برای ملتهای منطقه است، پیام رهبر انقلاب اسلامی ایران یک هشدار هوشمندانه به همه مردم منطقه است که اگر متحد و بیدار باشیم، میتوانیم «ناوِ» هر متجاوزی را به قعر زباله دان تاریخ بفرستیم. و اگر غافل شویم، سرنوشت ما جز «اشرف غنی»های فراری و کشوری غارت شده، چیز دیگری نخواهد بود. بیایید بیندیشیم که «قدرت» واقعی در ناوهای جنگی است یا در ارادهای که میتواند آنها را به قعر دریا بفرستد؟



