اظهارات تند خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، درباره احتمال عملیات نظامی در خاک افغانستان، بار دیگر سایه تهدید را بر روابط شکننده اسلامآباد و کابل گسترانده است.
او با اشاره به حضور جنگجویان تحریک طالبان پاکستان (TTP/تیتیپی) در افغانستان، این اقدام را برای حفظ امنیت ملی پاکستان ضروری دانسته و هشدار داده که چشمپوشی از این تهدید، کشورش را به نابودی میکشاند.
این موضعگیری که با ادعای وجود «پناهگاه امن» برای تیتیپی در افغانستان همراه شده، تنشهای مرزی ماههای اخیر را به اوج رسانده و منطقه را در آستانه بحرانی تازه قرار داده است.
پاکستان معتقد است که حملات تروریستی در خاکش از افغانستان طراحی میشود و طالبان یا توان کنترل تیتیپی را ندارند یا انگیزهای برای این کار نشان نمیدهند.
در مقابل، طالبان این اتهامات را رد کرده و قاطعانه میگویند که خاکشان علیه هیچ کشوری به کار گرفته نخواهد شد.
با این حال، تهدید نظامی خواجه آصف، اراده اسلامآباد برای تعقیب دشمن در هر نقطهای را نشان میدهد و یادآور سیاستهای تهاجمی گذشته پاکستان است که اغلب به جای حل مشکلات، آنها را پیچیدهتر کردهاند.
به باور برخی تحلیلگران، پاکستان به جای اتهامزنی مداوم به کابل، باید ریشه ناامنی را در سیاستهای داخلی خود جستوجو کند. سرزنش پیوسته افغانستان و انداختن بار مشکلات امنیتی بر دوش همسایه، نهتنها تنشها را کم نمیکند، بلکه شکاف بیاعتمادی میان دو کشور را عمیقتر میسازد.
تاریخ روابط کابل و اسلامآباد گواه آن است که رویکردهای تقابلجویانه نهتنها به صلح پایدار نینجامیده، بلکه اغلب به شکست و تشدید دشمنی منجر شده است. در این میان، افغانستان دهههاست که زیر بار مداخلات پاکستان رنج میبرد و از این مسیر هزینههای سنگینی را متحمل شده است.
دخالتهای مداوم پاکستان، از پشتیبانی گروههای افراطی تا بهرهبرداری از خاک افغانستان در رقابتهای منطقهای، امنیت و ثبات این کشور را به شدت تضعیف کرده است. اما ضعف و ناکارآمدی دولتهای متوالی در افغانستان، هیچگاه اجازه نداده تا اسلامآباد بهطور جدی پاسخگوی اقداماتش باشد.
این چرخه پایانناپذیر، رنج مردم افغانستان را افزون کرده و امید به ثبات و بازسازی را کمرنگ ساخته است. ناامنی کنونی پاکستان هم نتیجه سیاستهای اشتباه نیم قرن گذشته این کشور است که با پرورش گروههای شبهنظامی، به دنبال اهداف استراتژیک خود بود.
تحریک طالبان پاکستان، که زمانی بخشی از این بازی قدرت بود، حالا به تهدیدی علیه خود اسلامآباد تبدیل شده و کابوس دیروز را به واقعیتی تلخ بدل کرده است.
با این حال، تهدید نظامی علیه افغانستان نهتنها این بحران را حل نمیکند، بلکه میتواند آتش تنشها را شعلهورتر کرده و منطقه را به سوی بیثباتی بیشتر بکشاند.
پاکستان اگر خواستار پایان این ناامنی است، باید مسئولیت اشتباهات گذشته را بپذیرد و به جای تهدید همسایه، سیاستهای بحرانزای خود را اصلاح کند. ادامه این رویکرد تقابلی، نه به سود پاکستان است و نه افغانستان را از گرداب مشکلات نجات میدهد.
راهحل پایدار در گرو دیپلماسی، همکاری منطقهای و بازنگری استراتژیهای شکستخورده است، نه در تهدید نظامی و تکرار خطاهای پیشین. پاکستان بایستی درک کند که امنیتش نه در خاک افغانستان، بلکه در اصلاح سیاستهای داخلی و پایان بازی خطرناک با افراطگرایی شکل میگیرد.