زمستان، کمبود انرژی و بن‌بست سیاست‌گذاری در افغانستان

شرکت برق‌رسانی افغانستان (برشنا) اعلام کرده است که به‌دلیل برف سنگین و طوفان، خط انتقال برق در مسیر «پلخمری–کابل» به‌شدت آسیب دیده و فعلاً امکان انتقال پایدار برق وجود ندارد؛ وضعیتی که پیامدهای آن از خانه‌های مسکونی تا مراکز خدماتی و اقتصادی کشور گسترده شده است.
زمستان، کمبود انرژی و بن‌بست سیاست‌گذاری در افغانستان

قطع برق وارداتی ازبیکستان بار دیگر آسیب‌پذیری ساختار انرژی افغانستان را آشکار ساخت و میلیون‌ها شهروند را در میانه‌ی زمستان با خاموشی و کاهش برق روبرو کرد.

به‌گفته برشنا، در پی این رویداد، ولایت‌های پروان، کاپیسا، پنجشیر، کابل، ننگرهار، لغمان، میدان‌وردک، غزنی، لوگر، پکتیا، خوست و بخش‌هایی از بغلان با خاموشی یا کاهش جدی برق مواجه شده‌اند.

این شرکت افزوده است: «به‌دلیل برف سنگین و مسدود بودن بخش‌هایی از شاهراه سالنگ، تیم‌های فنی در حال حاضر قادر به دسترسی به محل دقیق آسیب‌دیدگی نیستند و عملیات ترمیم پس از بهبود شرایط جوی آغاز خواهد شد.» اظهاراتی که در عین توضیح فنی، ناتوانی ساختاری در مدیریت بحران‌های فصلی را نیز بازتاب می‌دهد.

واقعیت این است که افغانستان سال‌هاست به‌دلیل کمبود سرمایه‌گذاری در تولید داخلی برق، به واردات انرژی وابسته مانده است. بر اساس آمارهای رسمی، حدود ۷۰ درصد برق مصرفی کشور از اوزبیکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و ایران تامین می‌شود؛ آماری که نه‌تنها یک واقعیت اقتصادی، بلکه نشانه‌ای از آسیب‌پذیری راهبردی است. در چنین شرایطی، هر اختلال اقلیمی یا فنی در آن سوی مرزها، به‌سرعت به بحران اجتماعی در داخل کشور تبدیل می‌شود.

این نخستین‌بار نیست که زمستان، شبکه برق افغانستان را به چالش می‌کشد. هر سال با آغاز سرما، بارش برف، طوفان و بسته‌شدن مسیرهای کوهستانی به‌ویژه در سالنگ، خطوط انتقال برق آسیب می‌بینند و خاموشی‌های گسترده تکرار می‌شود. تناقض تلخ آن‌جاست که این چرخه قابل پیش‌بینی است، اما پاسخ‌ها همچنان واکنشی و کوتاه‌مدت باقی مانده‌اند؛ گویی زمستان، هر سال ناگهانی از راه می‌رسد.

بیشتر بخوانید:  بحران برق در افغانستان؛ چالش‌های روزمره و ضرورت راه‌‌حل‌های فوری و بنیادین

در کنار پیامدهای فنی، آثار اجتماعی و اقتصادی خاموشی‌ها نیز نگران‌کننده است. افزایش بهای مواد سوختی در بازار، خانواده‌های فقیر را ناگزیر می‌سازد تا برای گرمایش به گزینه‌های پرهزینه یا ناایمن روی آورند. هم‌زمان، کمبود برق، عملکرد شفاخانه‌ها، مکاتب، نهادهای خدماتی و حتی فعالیت‌های کوچک اقتصادی را مختل می‌کند؛ اختلالی که فشار آن مستقیماً بر شانه‌های شهروندان عادی سنگینی می‌کند.

در این میان، هرچند طالبان بارها بر «خودکفایی» و «مدیریت مستقل» تاکید کرده‌اند، اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که سیاست انرژی کشور همچنان فاقد نقشه راه شفاف، سرمایه‌گذاری پایدار و آمادگی زمستانی است. مقایسه با کشورهای همسایه، که با وجود شرایط اقلیمی مشابه توانسته‌اند شبکه‌های مقاوم‌تر ایجاد کنند، نشان می‌دهد مشکل صرفاً طبیعت نیست، بلکه فقدان برنامه‌ریزی و اولویت‌گذاری است.

به نظر می‌رسد بحران کنونی برق، صرفاً یک حادثه فصلی نیست، بلکه نشانه‌ای از یک بیماری مزمن در سیاست‌گذاری انرژی افغانستان است. در کنار راه‌حل‌های درازمدت مانند توسعه تولید داخلی و تنوع‌بخشی به منابع انرژی، در کوتاه‌مدت افزایش مدیریت‌شده واردات، تقویت خطوط انتقال، و توزیع عادلانه برق در زمستان باید در صدر اولویت‌های حکومت و نهادهای ذیربط قرار گیرد. در غیر آن، خاموشی‌ها همچنان تکرار خواهند شد و هزینه آن را مردمی خواهند پرداخت که کمترینی نقشی هم در شکل‌گیری این بحران نداشته‌اند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x