حملات هوایی گسترده پاکستان به مناطق شرقی افغانستان، بار دیگر نشان میدهد که اسلامآباد در حل بحرانهای امنیتی داخلی خود، به جای مراجعه به ریشههای عمیق مسائل، راهحل را در صدور ناامنی و تنشآفرینی جستجو میکند. این رویکرد نه تنها مشکلات موجود را حل نمیکند، بلکه دامنه بیثباتی را گسترش میدهد.
شامگاه گذشته (شنبه، ۲ حوت/ ۲۱ فبروری) جنگندههای پاکستانی هدفهایی در ولایتهای ننگرهار و پکتیکا قرار دادند که بنا بر ادعای اسلامآباد، مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان و داعش خراسان بودند. اما آنچه واقعیت تلخ بمباران نشان داد، برخورد مستقیم با مناطق مسکونی، مکاتب و خانههای غیرنظامیان بود که دستکم ۱۷ نفر را به کام مرگ کشاند.
وزارت دفاع طالبان این اقدام را «تجاوز آشکار به حاکمیت ملی» خواند و وعده «پاسخ محاسبهشده و در زمان مناسب» داد. این واکنش، درحالی صورت میگیرد که تنشهای مرزی دو کشور طی ماههای اخیر شدت گرفته و به نقطه بحرانی رسیده است.
پاکستان طی سه سال گذشته بیش از دهها بار خاک افغانستان را بمباران کرده و این عملیاتها را پاسخ به حملات انتحاری داخلی توصیف نموده است. اما این الگوی تکراری نشاندهنده ناتوانی در تحلیل دقیق منشأ تروریزم و عدم وجود استراتژی جامع مقابله با آن است. آمارها حکایت از آن دارند که علیرغم این حملات مکرر، شدت عملیات تروریستی در پاکستان کاهش نیافته است.
تناقض آشکار در سیاست پاکستان زمانی برجسته میشود که این کشور همزمان ادعای مبارزه با تروریزم را مطرح میکند، اما تاریخاً از برخی گروههای افراطی به عنوان ابزار نفوذ منطقهای حمایت کرده است. این رویکرد دوگانه، اعتبار ادعاهای امنیتی اسلامآباد را زیر سؤال میبرد.
در مقایسه با کشورهای دیگر منطقه که با چالشهای مشابه تروریزم مواجه بودهاند، پاکستان تنها کشوری است که مداوماً به بمباران خاک همسایگان متوسل میشود. این امر نشان میدهد که اسلامآباد هنوز درسهای لازم از شکست سیاستهای گذشته نیاموخته است.
حملات اخیر نه تنها روابط دوجانبه را مسموم میکند، بلکه اقتصاد افغانستان را نیز متضرر میسازد. قطع ترانزیت و تجارت مرزی، ضربات سنگینی به مردم افغانستان وارد کرده که بیشترین آسیب را از این تنشها میبینند.
چرخه معیوب خشونت میان پاکستان و افغانستان، که با حملات هوایی مکرر اسلامآباد به خاک همسایه و تهدیدهای متقابل طالبان همراه است، چشمانداز روشنی ندارد و احتمال تشدید تنشها در کوتاهمدت بالاست.
تا زمانی که پاکستان به جای تمرکز بر اصلاح سیاستهای داخلی، ریشهکن کردن حمایتهای تاریخی از گروههای افراطی و دیپلماسی واقعی با کابل، به راهحلهای نظامی یکجانبه متوسل میشود، این الگوی شکستخورده ادامه خواهد یافت و هر دو کشور و بهویژه مردم مرزی افغانستان بیش از پیش در دام بیثباتی، قطع تجارت و تلفات انسانی گرفتار خواهند ماند.
با این همه، به نظر میرسد تا زمانی که پاکستان از نگاه تهدیدمحور دست نکشد و به جای حل ریشهای مسائل امنیتی داخلی، به تنشآفرینی بیرونی ادامه دهد، چرخه معیوب خشونت همچنان ادامه خواهد یافت و هر دو ملت متضرر خواهند شد.



