تحولات سیاسی، اجتماعی و تروریستی در منطقه جنوب آسیا همواره کانون توجه تحلیلگران و ناظران بینالمللی بوده است. در این میان، نقش پاکستان با همدستی امریکا در پرورش و حمایت از گروههای تروریستی بهعنوان یکی از عوامل اصلی بیثباتی منطقه، بارها مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
یکی از مسائل محوری در تحلیل وضعیت کنونی منطقه جنوب آسیا، حمایت پاکستان از گروههای تروریستی و تأثیر آن بر امنیت منطقهای است. شواهد تاریخی و گزارشهای متعدد حاکی از آن است که پاکستان همواره بهعنوان یک بازیگر کلیدی در حمایت از تروریسم با همدستی امریکا در منطقه شناخته شده است. از همکاریهای دیرینه با طالبان گرفته تا حمایت از گروههایی نظیر القاعده و داعش، پاکستان همواره در بحرانهای بزرگ منطقهای نقش ایفا کرده است.
این حمایتها نه تنها بهطور مستقیم بر امنیت افغانستان تأثیر گذاشته، بلکه آثار آن در سراسر منطقه، از جمله در هند و کشورهای آسیای مرکزی، مشهود است. بهعنوان مثال، بازداشت محمد شریفالله، طراح حمله انتحاری به میدان هوایی کابل در پاکستان، به وضوح نشاندهنده پناهدهی این کشور به گروههای تروریستی است. در همین راستا، سخنگوی طالبان، ذبیحالله مجاهد، تأکید کرده که داعش در پاکستان پناهگاهی امن دارد و از آنجا بهطور مستقیم به افغانستان حمله میکند. این تأکیدات، شواهد روشنی از نقش پاکستان بهعنوان حامی تروریسم و نقض امنیت منطقهای هستند. تاریخ به وضوح نشان میدهد که پاکستان همواره از تروریسم بهعنوان ابزاری برای تحقق اهداف استراتژیک خود استفاده کرده است. از اینرو، نقش این کشور در گسترش بحرانهای تروریستی و منطقهای غیرقابل انکار است.
افغانستان نیز همواره قربانی سیاستهای پاکستان و قدرتهای بزرگ جهانی بوده است. در حالی که افغانستان بهویژه در دهههای اخیر در معرض تروریسم صادر شده از خاک پاکستان قرار داشته، سیاستهای داخلی نیز مانع از مقابله مؤثر با این تهدیدات شده است. دورههای حکومت حامد کرزی و اشرف غنی، بهویژه بهدلیل اولویت دادن به مسائل قومی و ناتوانی در ایجاد یک سیاست متحد و کارآمد در برابر تروریسم، باعث تقویت گروههای تروریستی در افغانستان است.
از سوی دیگر، سیاستهای دوگانه ایالات متحده در مبارزه با تروریسم نیز در پیچیدگی این بحران بیتأثیر نبوده است. در حالی که ایالات متحده بهطور رسمی علیه گروههای تروریستی در افغانستان میجنگید، اما در برخی مواقع، منافع استراتژیک ایالات متحده باعث حمایت از گروههای مخالف دولتهای دیگر، نظیر گروههای تروریستی در منطقه شد. این سیاستها موجب شدهاند که در بسیاری از موارد، منافع کوتاهمدت بر امنیت بلندمدت و استقرار صلح غالب آید.
در مقابل، ج.ا.ایران بهعنوان یک همسایه دلسوز مردم افغانستان، همواره به مردم افغانستان کمک کرده است و سیاستهای آن در حمایت از مردم کشور ما و مقابله با تروریسم قابل ستایش است. در حالی که پاکستان از گروههای تروریستی حمایت میکند، ج.ا.ایران همواره در راستای حفظ امنیت و ثبات منطقهای گام برداشته است.
در نهایت، نقش پاکستان در پرورش و حمایت از تروریسم در منطقه باید مورد بازبینی جدی قرار گیرد. این کشور باید مسئولیتهای خود در قبال گسترش بحرانهای تروریستی را بپذیرد و بهجای ادامه حمایت از گروههای تروریستی، باید در راستای امنیت و ثبات منطقهای حرکت کند. ایالات متحده نیز باید از سیاستهای دوگانه خود دست بردارد و در کنار سایر کشورهای منطقهای، بهطور جدی در مبارزه با تروریسم مشارکت کند.
افغانستان، همچنان که قربانی سیاستهای خارجی و داخلی است، برای دستیابی به صلح پایدار و رهایی از بحرانهای جاری، به همکاریهای بینالمللی و اراده ملی نیاز دارد. اگر پاکستان و سایر بازیگران منطقهای نتوانند نقش خود را در مبارزه با تروریسم بهطور مؤثر ایفا کنند، افغانستان همچنان در آتش جنگ و خشونت خواهد سوخت و بیثباتی در منطقه گسترش خواهد یافت.
نویسنده: م.کهریزنوی