جبران خلیل جبران؛ آواز جان در میان شرق و غرب

جبران نه صرفاً شاعری نامدار یا نویسنده‌ای جهانی، بلکه مفسر رنج‌ های ژرف انسان، راوی عشق رهایی‌ بخش، و مبلغ ایمانی زنده و آگاهانه بود؛ اندیشمندی که آزادی را جوهر انسان می‌ دانست. به تعبیر ژرف ‌نگرانه علامه محمدتقی جعفری: اگر جبران فرصت عمر بیشتری می‌یافت، می‌توانست به «مولانای لبنان» بدل شود.
جبران خلیل جبران؛ آواز جان در میان شرق و غرب

زادروز جبران خلیل جبران، بهانه‌ای است برای درنگی دوباره بر اندیشه‌های انسانی، عرفانی و اخلاقی متفکری که با زبان جان، میان شرق و غرب پیوندی ماندگار برقرار کرد. این مناسبت را به همه دوستداران معنا، عرفان، اخلاق و کرامت انسان تبریک می‌گوییم؛ آنان که هنوز کلام جبران را چراغ راه جان‌های جستجوگر می‌یابند. جبران نه صرفاً شاعری نامدار یا نویسنده‌ای جهانی، بلکه مفسر رنج‌ های ژرف انسان، راوی عشق رهایی‌ بخش، و مبلغ ایمانی زنده و آگاهانه بود؛ اندیشمندی که آزادی را جوهر انسان می‌ دانست. به تعبیر ژرف ‌نگرانه علامه محمدتقی جعفری: اگر جبران فرصت عمر بیشتری می‌یافت، می‌توانست به «مولانای لبنان» بدل شود.

زندگی جبران از آغاز با فقر، مهاجرت، فقدان و تنهایی گره خورد. تولد در خانواده‌ای تهیدست، پدری ناتوان و مادری استوار، و سپس مهاجرت به امریکا، از او انسانی ساخت که رنج را نه امری تصادفی، بلکه بستری برای بیداری روح می‌دانست. این تجربه زیسته، در سخنان او آشکار است؛ آنجا که می‌گوید:

«گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است، در لحظه‌ای که خود نمی‌دانید، کشف خواهد شد.»

در نگاه جبران، رنج نه مانع کمال، بلکه آستانه کشف خویشتن است؛ نگاهی که با عرفان اسلامی و به ‌ویژه اندیشه مولوی همنواست.

یکی از محورهای بنیادین اندیشه جبران، وحدت انسان و هستی است. جمله مشهور اوکه می گوید:

بیشتر بخوانید:  سرگئی بابورین: نقش جنرال سلیمانی در تحولات منطقه تعیین‌کننده بود

«همه آنچه در خلقت است، در درون شماست و هر آنچه درون شماست، در خلقت است»، بیانگر نگاهی هستی‌ شناسانه و عمیق است که انسان را آینه تمام‌ نمای عالم می‌بیند. این اندیشه، انسان را از موجودی منفعل به فاعلی مسئول بدل می‌کند؛ انسانی که نمی ‌تواند جهان را اصلاح کند، مگر آنکه نخست درون خویش را سامان دهد.

از منظر اجتماعی، این دیدگاه، نقدی جدی بر بی‌مسئولیتی فردی و جمعی است؛ چراکه «زندگی راستین در درون ماست»، نه صرفاً در ساختارهای بیرونی.

جبران، دینی زنده و پویا را تصویر می‌کند؛ دینی که در عمل و اخلاق روزمره متجلی می‌شود چنانچه گفته است:

«زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست.» و نیز: «ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار.»

او با این سخنان، در واقع به نقد دینداریِ صوری و ریاکارانه می ‌پردازد؛ همان دینداریی که خود در آثارش بارها در برابر آن ایستاد و به همین سبب مورد خشم متعصبان قرار گرفت. جبران، همچون عارفان بزرگ، ایمان را تجربه‌ای درونی و مسئولیتی اجتماعی می‌دانست، نه ابزاری برای برتری‌جویی.

در اندیشه جبران، عشق امری سطحی یا حاصل عادت نیست: «عشق، ثمره خویشاوندی دو روح آشناست.»
او عشق را پیوندی قدسی می‌داند که با اجبار، عرف‌های پوسیده یا محاسبات مادی سازگار نیست. همین نگاه، او را به منتقد سنت‌های ظالمانه اجتماعی، به ‌ویژه در حوزه ازدواج و روابط انسانی، بدل می‌کند.

بیشتر بخوانید:  عطامحمد نور: نام جنرال سلیمانی در تاریخ مقاومت افغانستان ثبت شده است

جبران همچنین به آزادی درونی باور دارد؛ آزادی‌ای که حتی قدرت‌ها نیز قادر به خاموش ‌کردنش نیستند:

«کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟»

علامه جعفری با نگاهی ژرف، جبران را اندیشمندی میدانست که اگر عمر بیشتری می‌یافت، میتوانست به «مولانای لبنان» بدل شود. این سخن اغراق ‌آمیز نیست؛ چراکه هر دو، انسان را موجودی الهی، عاشق، پویا و در مسیر شدن می‌دانند. تفاوت در زبان و جغرافیاست، نه در عمق دغدغه‌ها. جبران، مولویِ عصر مهاجرت، بحران هویت و انسانِ مدرن است.

جبران خلیل جبران، فراتر از مرزهای دین، ملت و زبان، سخنگوی وجدان بیدار انسان است. او به ما می‌آموزد که ایمان بدون عمل، عشق بدون آزادی و دین بدون انسانیت، تهی و بی‌جان است. در جهانی که هنوز از ریا، خشونت و ازخودبیگانگی رنج می‌برد، بازخوانی زندگی و سخنان جبران، نه یک کار ادبی صرف، بلکه ضرورتی فرهنگی و اخلاقی است.

زادروزش خجسته باد؛ چراکه اندیشه‌اش هنوز زنده است و با ما سخن می‌گوید.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x