تداوم بحران انسانی در افغانستان؛ واقعیت‌هایی که نباید نادیده گرفت

کمیته بین‌المللی صلیب سرخ روز گذشته در گزارشی صریح اعلام کرد که میلیون‌ها افغان برای تأمین نیازهای اولیه زندگی با دشواری‌های عمیقی دست و پنجه نرم می‌کنند.
تداوم بحران انسانی در افغانستان؛ واقعیت‌هایی که نباید نادیده گرفت

این نهاد، با اشاره به ناداری فراگیر، پیامدهای اقتصادی دهه‌ها جنگ و شوک‌های آب‌وهوایی، هشدار داد که تاب‌آوری خانواده‌ها به شدت فرسوده شده است: «غذایی ناامن، دسترسی محدود به آب سالم و خدمات بهداشتی ناکافی، بخش گسترده‌ای از جمعیت را به کمک‌های بیرونی وابسته کرده است.»

منبع افزوده که در سال گذشته، این کمیته به همراه جمعیت هلال احمر افغانستان، بیش از یک میلیون و دوصد هزار بیمار را تحت پوشش قرار داد و صدها هزار دوز واکسن توزیع کرد. با این حال، این تلاش‌ها تنها قطره‌ای در اقیانوس نیازها هستند.

این وضعیت ریشه در پیشینه‌ای تلخ دارد. از زمان تغییر قدرت در سال ۲۰۲۱، کمک‌های خارجی به شدت کاهش یافته، انزوای بین‌المللی تشدید شده و سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی نزدیک به صفر رسیده است.

سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده که ۲۱ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر -نزدیک به ۴۵ درصد جمعیت- به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز خواهند داشت. این رقم، هرچند اندکی کمتر از سال پیش است، همچنان افغانستان را در فهرست بزرگ‌ترین بحران‌های بشری جهان نگه می‌دارد.

تناقض میان ادعاها و واقعیت، بیش از پیش آشکار است. حکومت طالبان از برنامه‌ریزی برای رسیدگی به نیازمندان سخن می‌گوید، اما سرما و بارندگی‌های شدید زمستان امسال، جان ده‌ها تن را گرفته و آسیب‌پذیری را افزایش داده است.

گزارش‌های رسمی حتی از مرگ حدود ۴۰ نفر در زمستان اخیر به دلیل سرما خبر می‌دهند. این ارقام، عمق بحران را در کشوری نشان می‌دهند که سال‌هاست با یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی منطقه مواجه است.

زنان و کودکان، آسیب‌پذیرترین اقشار، بیشترین ضربه را می‌بینند. محدودیت‌های اعمال‌شده بر مشارکت زنان، نه تنها خانواده‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد، بلکه کارایی کمک‌های بین‌المللی را نیز کاهش می‌دهد.

این سیاست‌ها، در بلندمدت، نسل امروز و فردا را با خطرات جبران‌ناپذیر روبرو می‌سازد. مقایسه با دوران پیش از ۲۰۲۱ نشان می‌دهد که پایان جنگ، به جای گشایش، فقر و بیکاری را به شکلی مزمن درآورده است.

کاهش کمک‌های خارجی، انزوا و ضعف حکومتداری در کشور، چرخه‌ای معیوب ایجاد کرده‌اند. بدون بازنگری جدی در رویکردها به ویژه در زمینه حقوق زنان و جذب کمک‌های جهانی، این بحران نه تنها تداوم خواهد یافت، بلکه مهاجرت گسترده و فاصله میان حاکمیت و مردم را نیز عمیق‌تر خواهد کرد.

به صورت کلی، افغانستان امروز در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار دارد که یا با نگاهی اصلاحگرایانه، سیاست‌هایی اتخاذ کند که امید را بازگرداند، یا شاهد تداوم رنجی شود که تاثیرات و تبعات منفی آن روز به روز افزایش خواهد یافت.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x