نویسنده: ز. نظری:
۲۲ بهمن؛ جشن پیروزی نور بر تاریکی، فرهنگ بر بیفرهنگی و اراده بر ناامیدی
چهل و هفت سال از طلوع خورشید انقلابی میگذرد که نه تنها جغرافیای سیاسی، که ژرفای هویت و فرهنگ یک ملت را دگرگون کرد. انقلاب جمهوری اسلامی ایران، با پرچمداری فرهنگ اهلبیت(ع)، از حاشیههای تاریخ به متن زندگی میلیونها ایرانی و غیرایرانی آمد و کلمه «نمیشود» را از فرهنگ ملی زدود و کلمه «می شود» را زنده کرد. این رویداد بزرگ، تنها یک تغییر حکومت نبود، بلکه زایش دوباره تمدنی بود که بر پایه عزت، خود باوری، عدالت و مبارزه با استکبار جهانی استوار شد. در این مطلب، با گذری بر دستاوردهای خیره کننده علمی و اقتصادی ایران و تأثیر امیدبخش آن بر ملتهای ستمدیده، به ویژه مردم همدل افغانستان، به تحلیل ابعاد فرهنگی، سیاسی و تمدنی این انقلاب میپردازیم.
۲۲ بهمن ۱۳۵۷، نقطه عطفی در تاریخ ایران و جهان اسلام است. روزی که ملتی برخاسته از «مکتب حسینی»، با ندای «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، یوغ استعمار را از گردن خویش برگرفت و فصل جدیدی از خودباوری، عزت و حرکت بر پایه ارزشهای اصیل دینی را آغاز کرد. انقلاب اسلامی، انفجار نور بود؛ نوری که از خورشید فرهنگ اهلبیت(ع) تابیدن گرفت و تاریک خانه های ناامیدی و وابستگی را روشن کرد. این انقلاب، به راستی چراغی بود که از فرهنگ علوی و حسینی روشنایی گرفت و راهی نو در برابر بشریت جویای عدالت گشود.
انقلاب اسلامی، فرهنگ اهلبیت(ع) را که در دوره طاغوت به حاشیه رانده شده بود، به قلب تپنده جامعه تبدیل کرد. تصاویر به یادماندنی میلیونها نفر در راهپیماییهای عظیم اربعین، مواکب خدمت رسانی، هیئتهای مذهبی در سراسر ایران، کمکهای خودجوش مردمی به نیازمندان و زنده نگه داشتن سنتهای حسینی و فاطمی، گواه این تحول عظیم فرهنگی در این کشوراست. این فرهنگ، تنها یک مجموعه مناسک نبود، بلکه روحیه برادری، ایثار و همدلی را در جامعه ایران را نهادینه کرد. همان روحیهای که مرزهای جغرافیایی را درنوردید و پیوند عمیقی میان مردم ایران و افغانستان ایجاد کرد. جوانان افغانستانی مقیم جمهوری اسلامی ایران که در دامان این فرهنگ پرورش یافتهاند، امروز نه تنها مدافعان حرم اهلبیت(ع)، بلکه سربازان فرهنگ ایثار و برادری هستند. این فرهنگ مشترک، حس هویت واحد امت اسلامی را تقویت کرده است.
انقلاب اسلامی ایران، فرهنگ ناامیدی و خودباختگی را که استعمار در جان ملتها تزریق کرده بود، درهم شکست. شعار «ما میتوانیم» تبدیل به نماد حرکت این ملت شد. پیشرفتهای خیره کننده در حوزههای علمی، رشد ۱۳ برابری تولید علم، قرار گرفتن در جمع ۱۵ کشور برتر دنیا، فناوری هستهای دستیابی به چرخه کامل سوخت، هوشمندسازی موشکی، پزشکی دستیابی به فناوریهای پیچیده مانند سلولهای بنیادی و تولید واکسن، نانو (جایگاه هفتم دنیا)، و فضایی، پرورش موجود زنده و ارسال ماهواره به فضا، تنها نمونههایی از این خودباوری است. این دستاوردها در شرایط سخت تحریمهای ناعادلانه امریکا و غرب به دست آمدهاند. همانطور که در یکی از رسانه ها جوانی از هموطنان ما (افغانستانی) با الهام از این مقاومت گفته بود: «وقتی دیدم ایران با وجود تحریمها پیشرفت میکند، فهمیدم ما هم میتوانیم.» این، نوید امید به تمام ملتهای تحت ستم است.
انقلاب اسلامی، ثروت ملی ایران را از چنگال قدرتهای خارجی و حکومت دست نشانده شاهنشاهی بیرون آورد و در مسیر توسعه و رفاه عمومی قرار داد. پیش از انقلاب، اقتصاد ایران وابسته و منابع کشور به یغما میرفت. پس از انقلاب، با کسب استقلال سیاسی و حرکت به سمت خودکفایی، این مردم ایران بودند که بر منابع خود حاکم شدند. اگرچه جنگ تحمیلی و تحریمها چالشهایی برای مردم این کشور ایجاد کرد، اما زیرساختهای عظیم اقتصادی، صنعتی و علمی در ایران بنیان نهاده شد.
مردم افغانستان که تجربه تلخ غارت منابع توسط بیگانگان را در تاریخ خود دارند، به خوبی این دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی ایران را درک میکنند. ما به امام خمینی(ره) و ملت ایران آفرین میگوییم که در برابر استعمار امریکا ایستادند و با گفتن «لبیک یا خمینی» خود را از نوکری بیگانگان آزاد کردند. این، درس بزرگی برای تمام ملتهای ستمدیده است.
رسانههای استکباری و معاند که سالهاست علیه انقلاب اسلامی ایران تبلیغات منفی ساختهاند، هرگز نتوانستهاند دستاوردهای حیرتانگیز ملت ایران را پنهان کنند. آنها پیشرفتهای علمی را نادیده میگیرند، وحدت ملی را انکار میکنند و در صدد ترویج یأس هستند. اما واقعیتهای میدانی، حضور پرشور مردم در صحنه های مختلف چون ۲۲ بهمن و رشد روزافزون فناوریهای بومی، رسوایی دائمی این رسانههاست. انقلاب اسلامی به مردم آموخت که «خودشان میتوانند آینده را بسازند» و این بزرگ ترین ضربه به پروژه ناامیدسازی دشمنان این کشور است.
انقلاب اسلامی ایران، تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ یک «گفتمان زنده» و یک «الگوی مقاومت» است. این انقلاب ثابت کرد که عزت، استقلال و پیشرفت با تکیه بر فرهنگ اصیل دینی و اراده مردمی ممکن است. به مردم ایران و ملت های ستم دیده یادآوری میشود که این دستاوردها، امانتی گرانبهاست که با خون شهیدان به دست آمده و پاسداری از آن نیازمند هوشیاری، وحدت و ادامه راه خود باوری است. به ملتهای آزاده جهان، به ویژه ما مردم افغانستان، باید گفت: تاریخ نشان داده است که زنجیرهای استعمار با اراده جمعی ملتها میشکند. الگوی ایران، به ما میآموزد که «نمیشود» واژهای ساختگی برای توجیه تسلیم است. آینده از آن ملتهایی است که بر فرهنگ اصیل خود بایستند، به توان خود ایمان بیاوریم و اجازه ندهیم منابع ما به یغما رود. انقلاب اسلامی ایران، چراغ راه است؛ هم برای ایران و هم برای همه آزادگان جهان.



