وزارت خارجه امریکا بارها با آب و تاب از برنامه «پاداش برای عدالت» سخن گفته است؛ برنامهای که گویا برای یافتن تروریستها طراحی شده، اما در حقیقت برای سفید سازی چهرهی آلودهی خود واشنگتن ساخته شده است.
آیا عدالت واقعاً در برابر پول به دست میآید؟ یا اینکه عدالت در قاموس امریکا فقط کالایی تبلیغاتی برای پنهان سازی شریکان جنایت است؟
امریکا امروز همان کشوری است که داعش را ساخت تا سوریه و عراق را به آتش بکشد، بعد از آنکه مأموریت داعش تمام شد، «نمایش مرگ البغدادی» را ترتیب داد. اما جسد البغدادی هیچگاه دیده نشد. آیا واقعاً کشته شد؟ یا مثل صدها مأمور دیگرِ پروژههای پنهان سیا، با هویت جدید در امریکا زندگی میکند؟ بسیاری از تحلیلگران نظامی و اطلاعاتی باور دارند که البغدادی هرگز کشته نشد، بلکه بهعنوان «منبع سوخته»، از صحنه خارج و بهجای امنی منتقل شد، همانگونه که پیشتر هم با عوامل دیگر تروریزم انجام داده بودند.
امریکا در دهه ۸۰ میلادی در افغانستان، بنلادن را با پول و سلاح پرورش داد تا با شوروی بجنگد. پس از پایان مأموریت، همان بنلادن شد دشمن شمارهی یک امریکا. برای سر او جایزه تعیین کردند، گفتند او را کشتیم، اما هیچ جسدی در کار نبود. بعد گفتند الظواهری را در کابل با پهپاد زدیم، باز هم بدون جسد.
این بازی، دیگر تکراریتر از آن است که کسی فریب بخورد. امروز اگر امریکا واقعاً دشمن تروریزم است، چرا هر جا پای منافعش در میان باشد، تروریستها ناگهان «دوست» و «شریک» میشوند؟
الجولانی؛ تروریست دیروز، مهمان امروز در کاخ سفید
نماد بارز این نفاق، ابومحمد الجولانی است؛ همان تروریست خونآشامی که سالها فرمانده جبههالنصره و قاتل زنان و کودکان سوری بود. امریکا برای سر او ده میلیون دالر جایزه تعیین کرده بود، اما همین تروریست چندی پیش در کاخ سفید با دونالد ترامپ شام خورد!
چه طنز تلخی! مردی که روزی به انتحاریهایش میگفت: «بروید و در میان زنان و کودکان منفجر شوید تا در بهشت با پیامبر ناهار بخورید»، اما امروز خودش با رئیسجمهور امریکا در کاخ سفید شام میخورد، این همان اسلامی ست که وهابی ها و الجولانی ها تبلیغ اش را می کردند و میکنند، نه اسلام حقیقی که پیامبر اش حضرت محمد (ص) است!
آیا این همان عدالت و مبارزه با تروریزم امریکایی است؟ یا همان ریاکاری کلاسیک واشنگتن که خون را میریزد، بعد با لبخند از صلح سخن میگوید؟
در حقیقت، واشنگتن تروریستها را از میان افرادی جاهل، خشن و بیریشه برمیگزیند، به آنان لباس «جهاد» میپوشاند، و در لابراتوارهای اطلاعاتی خود از آنان «گروهکهای تروریستی به نام اسلام» میسازد.
اسلامِ راستین، دین رحمت است، نه خشونت. اما امریکا با نیرنگ و تبلیغات رسانهای خود، این گروههای وحشی را به نام اسلام به جهان معرفی میکند تا هم اسلام را بدنام کند، هم بهانهای برای حضور نظامیاش در کشورهای مسلمان بهدست آورد.
این سیاست، نه فقط ضداسلامی، بلکه ضدانسانی است و باید از منظر حقوق بشر و قوانین بینالملل محکوم شود.
در حالیکه امریکا در جهان از عدالت، صلح و آزادی سخن میگوید، در عمل بزرگ ترین صادرکننده سلاح، جنگ، بیثباتی و تروریزم است.
آیا کشوری که میلیونها انسان بیگناه را در افغانستان، عراق، سوریه، یمن و فلسطین به خاک و خون کشیده، حق دارد از عدالت حرف بزند؟
آیا عدالت در قاموس امریکایی یعنی اینکه تروریستِ خودساختهاش را تا وقتی مفید است، «مبارز آزادیخواه» بنامد و وقتی تاریخ مصرفش تمام شد، برای سرش جایزه تعیین کند؟
امریکا امروز در برابر وجدان بشری برهنه ایستاده است. نقاب عدالت از چهرهاش افتاده و سیمای خونآلودش هویدا شده است.
دنیا میداند که تروریزم، فرزند نامشروع سیاستهای امپریالیستی امریکاست. از کابل تا بغداد، از دمشق تا غزه، رد پای واشنگتن در هر انفجار و هر اشک کودک دیده میشود.
امروز اگر امریکا جایزهای تعیین کرده، باید برای «افشای حقیقت خودش» باشد.
جهان دیگر فریب نمیخورد؛ انسان امروز، دیگر آن مخاطب خاموش رسانههای امریکایی نیست.
همانگونه که خداوند در قرآن سوره ابراهیم آیه ۴۳ فرموده است: «وَلا تَحسَبَنَّ اللّهَ غافِلاً عَمّا یَعمَلُ الظّالِمون» گمان مبرید که خدا از آنچه ستمکاران میکنند غافل است!
و روزی فرا میرسد که نه «پاداش برای عدالت»، بلکه عدالت برای پاداش خواهد بود و آن روز، امریکا در برابر خون ملتها پاسخگو خواهد شد.




