(بخش دوم و پایانی)
براساس گزارشها، در نزدیک به دو سال حاکمیت طالبان فقر و بیکاری در افغانستان سیر صعودی داشته است، میلیونها تن بیکار شدند، هزاران زن شغلشان را از دست دادند و این فقر و بیکاری باعث افزایش خشونت در خانوادهها و افزایش خودکشی در میان زنان شده است.
در ماههای اخیر با بسته شدن مکاتب، تعطیلی دانشگاهها، منع کار زنان و همچنان محدودیتهای اجتماعی، زنان و دختران برای رهایی از این وضعیت در برخی از ولایات کشور دست به خود کشی میزنند.
خبرگزاری معمار در بخش دوم این گزارش با یک کارشناس علوم دینی، یک تن از زنان و یک کارشناس اجتماعی گفتوگو کرده است و از آنها در مورد افزایش موارد خودکشی در افغانستان پرسیده است.
محمد باقر محسنی، کارشناس سیاسی-اجتماعی در صحبت به خبرگزاری معمار میگوید که خودکشی بر اساس تعریفی که از آن میشود پایان دادن به زندگی یک شخص است و دلیل اینکه یک شخص وادار میشود خودکشی کند این است که این فرد با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و مشکلات روحی و روانی دچار است.

آقای محسنی افزود: در مورد پدیده خودکشی دو دیدگاه مطرح شده است که دیدگاه اول از بعد روانشناختی است و بُعد دیگر دیدگاه جامعهشناسی است. در دیدگاه روانشناختی مهمترین دلیل خودکشی مشکلات روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی، ناامیدی و دیگر مشکلات است. در دیدگاه جامعهشناسی خودکشی یک سلسله مواردی دخیل است و کسی که تصمیم به خودکشی میگیرد احساس دوری و بیگانهگی از جامعه دارد، ساختار سیاسی، ساختار اجتماعی و سایر موضوعات دیگر در جامعه خلاف میل وی است و از طرفی توانایی آن را ندارد که وضعیت را طبق میل خود تغییر دهد، بناً تصمیم میگیرد که خودکشی کند.
وی میافزاید: به نظر من نسبت به عوامل روانشناختی عوامل اجتماعی بیشتر بر افراد تاثیر میگذارد، مشکلات اقتصادی، مشکلات فرهنگی، مشکلان اجتماعی و سیاسی به نحوی بر افراد تاثیر میگذارد و باعث مشکلات روحی و روانی میشود. با توجه به عوامل خودکشی، در افغانستان افزایش خودکشی مخصوصاً در بین زنان دو عامل دارد: عوامل روحی و روانی و عوامل اجتماعی. تاثیر عوامل اجتماعی بیشتر است، زیرا در وضعیت کنونی محدودیتها بر زنان شرایط زندگی را بر این قشر جامعه دشوار ساخته است. عدم تامین حقوق زنان، عدم آزادیهای اجتماعی، عدم تحصیل و کار مشکلات روحی و روانی زنان را افزایش میدهد و باعث خودکشی در میان زنان میشود.
محسنی در ادامه تصریح کرد: اگر وضعیت زنان را در سه مقطع (دور اول حاکمیت طالبان، زمان جمهوریت و نظام دموکراسی و سوم شرایط فعلی) بررسی کنیم، میبینیم که در دور اول حاکمیت طالبان زنان از ابتداییترین حقوقشان محروم بودند، اما بعد از سال ۲۰۰۲ تحولات که در افغانستان رخ داد یک نظام مبتنی بر شاخصهای یک نظام مدرن و عقلانیت سیاسی به وجود آمد که فرصتها برای زنان و دختران فراهم شد که در دو دهه اخیر زنان از فرصت پیش آمده خوب استفاده کردند. در حوزه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و سایر بخشها زنان برابر با مردان فعالیت میکردند، اما بعد از تحولات اخیر در کشور تمام دستاوردهای بیستساله زنان و دختران یکشبه از بین رفت و در حال حاضر زنان از ابتداییترین حقوقشان که حق آموزش و تحصیل است، محروم اند. وضعیت که برای زنان ایجاد شده در تضاد با معیارهای اسلامی و معیارهای حقوق بشری قرار دارد.
وی عامل خودکشی در بین زنان و دختران افغانستان را محدودیتهای وضعشده عنوان کرد و گفت که دانشآموزان دختر که تمام آرزوهایشان را از بینرفته میبینند اقدام به خودکشی میکنند.
این کارشناس سیاسی-اجتماعی میگوید: برای جلوگیری از افزایش آمار خودکشی باید در دو زمینه کار شود، یکی در سطح نظام سیاسی و دیگر در سطح اجتماعی و خانوادگی. در بخش سیاسی حکومت باید حقوق زنان را تامین کند و در سطح اجتماعی باید خانوادهها از زنان حمایت کند و زمینه را فراهم سازد تا زنان مصروف شوند و از اضطراب و افسردگی دور بماند. به گفته محسنی، «مردان خانواده باید برای تامین حقوق زنان در کنار این قشر مبارزه کنند. همچنان در کنار این موارد باید زمینه تحصیل دختران از طریق بورسیهها فراهم شود. این موارد میتواند در کاهش خودکشی در بین زنان موثر باشد.»
از سوی هم سیدمحمدحسین رضوانی بامیانی، عالم دین و رییس کمیسیون تحقیقات علمی شورای علمای شیعه افغانستان به خبرگزاری معمار میگوید: خودکشی در فقه اسلامی به نام انتحار یاد شده و خودکشی کننده را انتحار کننده میگوید. در اسلام خودکشی حرام و گناه کبیره است. هم از نظر آیات قرآن کریم و هم از نظر رویات و از نظر عقل و منطق خودکشی حرام است. کسی که خودکشی میکند ایمان از او سلب شده و افراد با ایمان این کار را نمیکنند. در اسلام احکامی در مورد فرد خودکشی کننده وجود دارد، وصیت فرد خودکشی کننده مورد قبول نیست.

آقای رضوانی افزود: مشکلات اجتماعی، مشکلات خانوادگی، مشکلات اقتصادی و مشکلات روحی و روانی از عوامل این پدیده در بین افراد است. یکی از عوامل واضح خودکشیعدم اعتقاد به دین و مذهب است. در کشورهای غربی به دلیلعدم اعتقاد افراد به دین و مذهب باعث میشود تا خودکشی در این کشورها بیشتر از سایر نقاط جهان باشد.
این عالم دین در مورد خودکشی در افغانستان گفت: پیش از این خودکشی کمتر بود، ولی متاسفانه در این اواخر خودکشی افزایش یافته که باید حاکمان و مدیران سیاسی و دینی برای این معضل چاره و تدبیر پیدا کنند تا از افزایش بیشتر خودکشی جلوگیری شود.
خبرگزاری معمار به دلیل حفظ هویت این زن از اسم مستعار استفاده میکند. خاطره یکی از هزاران زن افغانستان است که سرپرست ندارد و خودش تنها نانآور خانوادهاش است.
خاطره میگوید که پیش از این در یکی از ادارات دولتی به عنوان صفاکار مشغول بود، ولی با فروپاشی نظام بیکار شده و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند.
خاطره میگوید: در یک سال اخیر چندین بار کوشش کردم که خودکشی کنم، یک بار دوا خوردم کارم به شفاخانه کشید، بارها و بارها به خودکشی فکر کردم، چون دیگر توان تامین نان فرزندانم را ندارم. از اینکه خودم را ناتوان میبینم میخواهم بمیرم و به این زندگی پایان بدهم.
خاطره مادر ۴ کودک است که به گفته خودش توانست در سالهای جمهوریت آنها را به مکتب بفرستد. ولی در دو سال اخیر نتوانسته فیس کورس آنها را تامین کند،
وی میگوید: دلم به حال فرزندانممیسوزد، اگر من بمیرم اینها کجا شوند، چه کار کنند و دهها سوال بیپاسخ دیگر تا کنون مرا از خودکشی منصرف کرده است.
از سوی هم سهیلا سلطانی یکی از خبرنگاران در کابل به خبرگزاری معمار میگوید: در ۲۰ سال گذشته مشکلات نسبت به شرایط کنونی کمتر بود و این مشکلات برای همه بود، ولی اکنون مشکلات فقط برای زنان است، هیچ چیز در اجتماع بر اساس خواست زنان نیست.

خانم سلطانی میافزاید: ساختار سیاسی، ساختار اقتصادی، امور فرهنگی و … در مغایرت با خواستههای زنان قرار دارد. حتا خود انسان نمیتواند طبق خواسته خودش زندگی کند باید پوشششان طبق خواست امارت اسلامی باشد، تمام این مشکلات باعث میشود که زنان به خودکشی فکر کنند تا از این همه درد و رنج خلاص شوند.
وی همچنان گفت: من خودم بارها در مورد رهایی از این وضعیت تلاش کردم، یا باید فرار کنم یا خودکشی کنم، دیگر راهی برای زنان وجود ندارد.
گفتنی است در دو سال اخیر در پی افزایش فقر و بیکاری در افغانستان و همچنان محدودیتها علیه زنان آمار خودکشی در افغانستان افزایش یافته است.