رحمانالله لکنوال، هرچند افغانتبار است، اما «محصول افغانستان» نیست؛ او فرزند سیاستهای نظامی امریکا است. او در همان ارتشی خدمت میکرد که با آموزش، تجهیز و مدیریت مستشاران امریکایی عمل میکرد، ارتشی که سربازانش در فضای اشغال، ناامنی، عملیاتهای شبانه و دوگانگی فرهنگی پرورش یافتند.
اگر امروز یکی از آنان در واشنگتن دست به اسلحه میبرد، باید پرسید: این تفنگ را چه کسی در دستش گذاشت؟ این ذهنیت جنگ زده را چه کسی ساخت؟ امریکا که در خاک افغانستان تخم خشونت کاشت، اکنون در پایتخت خود میوهی همان درخت را میچیند، دقیق مثل پاکستان.
هیچ توجیهی برای ترور پذیرفتنی نیست. رحمانالله لکنوال باید به عنوان فردی که خشونت را در سرزمین میزبان تکرار کرد، محکوم شود. اما هم زمان نباید فراموش کرد که او، در ذهن و روان، بازماندهی جنگی بود که امریکا شعله ور ساخت.
اکنون این حادثه، دستاویزی شده تا دولت امریکا روند پناهندگی و اقامت هزاران مهاجر افغانستانی را «بازنگری» کند، مردمی که نه قاتلاند، نه مهاجم، بلکه قربانی همان جنگیاند که واشنگتن طراحی کرد. این بیعدالتی مضاعف است: جنایت یک نفر، بهانهی سرکوب هزاران بیگناه میشود.
به ترامپ قمارباز باید گفت:
تو افغانستان را «جهنم روی زمین» خواندی. از جهتی راست گفتی، اما نه آنگونه که تصور میکنی. افغانستان «جهنم متجاوزان» است؛ سرزمینی که هر متکبری از اسکندر تا انگلیس و از شوروی تا ناتو و امریکا، در آتشِ غرور خود سوخته است.
اما تو و هممسلکانت، همان کسانی هستید که در خاورمیانه آتش جهنم را برافروختید. این شما امریکاییها بودید که داعش را آفریدید تا به نام مبارزه با ترور، خود منبع اصلی آن شوید. شما بودید که خون هزاران کودک و زن سوری، عراقی و فلسطینی را به زمین ریختید تا بازار اسلحهتان گرم بماند.
شما بیست سال در افغانستان نه برای آزادی، بلکه برای منافع خود جنگیدید. بیست سال حکومتهای پوشالی ساختید، فرهنگ و زیربنا را ویران کردید، و هنگام فرار، بیش از بیست گروهک تروریستی را جا گذاشتید. اکنون نیز با وقاحت، قربانیانتان را «جهنمی» میخوانید!
ایالات متحده سالهاست که با شعار دموکراسی، خود به بزرگ ترین صادرکنندهی تروریزم در جهان بدل شده است. حمایت بیقید و شرط از رژیم کودککُش اسرائیل، سند روشن این واقعیت است. چگونه ممکن است کشوری که هر روز خون کودکان غزه را توجیه میکند، خود را «مدافع حقوق بشر» بنامد؟
تروریزم فقط در میدان جنگ نیست؛ در تصمیم کاخ سفید برای وتوی قطعنامهی آتشبس نیز هست، در ارسال بمبهای هدایتشونده به تلآویو، و در خاموشی وجدان جهانی.
حادثه واشنگتن نمادی از بحران اخلاقی عمیق در غرب است: بحران انسانِ بیریشه، بیمعنا و بیتعهد. جامعهای که در آن سربازی مهاجر، پس از سالها خدمت در ماشین جنگی امریکا، در خاک همان کشور دست به اسلحه میبرد، جامعهای بیمار است.
این بیماری، از درون تمدنی میآید که سود را جایگزین وجدان کرده و سلاح را مقدستر از انسان دانسته است.
تیراندازی واشنگتن باید بهجای آنکه بهانهای برای توهین به ملت افغانستان باشد، زنگ هشداری برای امریکا باشد؛ کشوری که خود تروریزم را آموزش داده، تغذیه کرده و جهانی ساخته است.
رحمانالله لکنوال باید پاسخگو باشد، اما امریکا نیز باید پاسخ دهد: چگونه نظامی که مدعی مبارزه با ترور است، فرزندانی چنین پرورش میدهد؟
ترامپ قمارباز، اگر افغانستان را «جهنم روی زمین» میخواند، بداند که این جهنم نه برای مردمش، بلکه برای متجاوزانش است، برای کسانی که بیست سال خونِ ملت ما را ریختند و امروز نیز با وقاحت، قربانی را متهم میکنند.
جهان نیازمند پایان دادن به دروغ بزرگِ «دموکراسی امریکایی» است؛ دموکراسیای که در خاورمیانه بوی باروت میدهد و در واشنگتن بوی خون.



