آتش‌بس یا آتش زیر خاکستر؛ آینده نامعلوم مرزهای خونین افغانستان و پاکستان

تنش‌های مرزی میان کابل و اسلام‌آباد بار دیگر به نقطه انفجار رسیده است. طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، با لحنی خالی از خوش‌بینی، آتش‌بس اخیر را نه توافقی میان دو دولت همسایه، بلکه ساز و کاری یک‌جانبه برای توقف «حملات تروریستی» از خاک افغانستان خواند.
آتش‌بس یا آتش زیر خاکستر؛ آینده نامعلوم مرزهای خونین افغانستان و پاکستان

این تفسیر، در پس‌زمینه بمباران‌های اخیر پاکستان در خوست، کنر و پکتیکا که جان بیش از ۱۰ غیرنظامی افغان، از جمله نه کودک را گرفت، نشان می‌دهد که اسلام‌آباد همچنان زبان زور را بر دیپلماسی ترجیح می‌دهد. این رویکرد، تداوم سیاستی است که دهه‌هاست افغانستان را در چرخه بی‌ثباتی فرو برده و اکنون پاکستان خود نیز گرفتار پیامدهای آن شده است.

ریشه این بحران عمدتا در عمق تاریخ مشترک دو کشور نهفته است. خط دیورند که در سال ۱۸۹۳ به دست استعمار بریتانیا ترسیم شد، هرگز از سوی افغانستان به رسمیت شناخته نشده و همواره کانون تنش بوده است. پاکستان که پس از استقلال در ۱۹۴۷ این مرز را بخشی از حاکمیت ملی خود دانست، در دهه‌های اخیر از طالبان افغانستانی به عنوان ابزار نفوذ استفاده کرد.

اما امروز، تحریک طالبان پاکستان که از همان ریشه‌ی ایدئولوژیک برخاسته، به تهدیدی جدی برای امنیت اسلام‌آباد تبدیل شده است. این واقعیت، تجلی ضرب‌المثل «کسی که باد می‌کارد، طوفان درو می‌کند» است؛ جایی که حمایت‌های دیروز، امروز به شکل گروه‌های افراطی بر پاکستان بازگشته‌اند.

آتش‌بس کنونی نیز همچون توافق‌های پیشین، آینده‌ای نامعلوم دارد. توافق اکتوبر ۲۰۲۵ در دوحه که با میانجی‌گری قطر و ترکیه حاصل شد، کابل را متعهد به قطع حمایت از تحریک طالبان پاکستان کرد، اما اسلام‌آباد ادعا می‌کند حملات نه تنها متوقف نشده، بلکه منجر به کشته شدن ده‌ها نظامی پاکستانی شده است.

موسسه مطالعات صلح پاکستان در گزارش سال ۲۰۲۵ اعلام کرده که بیش از ۱۲۰۰ کشته در حملات تروریستی در این کشور رخ داده که نیمی از آن‌ها به تحریک طالبان پاکستان نسبت داده می‌شود. اما در سوی دیگر، سازمان ملل از کشته شدن ۳۷ غیرنظامی افغان و زخمی شدن ۴۲۵ تن در درگیری‌های مرزی خبر داده است. این تضاد آشکار، ادعای پاکستان مبنی بر «هدف‌گیری دقیق» را زیر سوال می‌برد و نشان می‌دهد که غیرنظامیان افغان قربانیان اصلی این بازی قدرت هستند.

مقام‌های پاکستانی با تأکید بر اینکه «نمی‌توان نسبت به آتش‌بس خوش‌بین بود اگر حملات ادامه یابد»، در واقع استراتژی فشار نظامی را توجیه می‌کنند. اما این رویکرد، گزینه‌های دیپلماتیک را محدود کرده و اسلام‌آباد را در موضعی قرار داده که نه از اپوزیسیون افغان حمایت می‌کند و نه با حکومت فعلی کابل به تفاهم واقعی می‌رسد. این سیاست دوگانه، نه تنها امنیت منطقه را تهدید می‌کند، بلکه اقتصاد دو کشور را نیز فلج کرده است. بسته شدن مرزها تجارت را متوقف کرده و میلیون‌ها نفر را در فقر فرو برده است. کابل نیز این بمباران‌ها را نقض حاکمیت ملی دانسته و تهدید به پاسخ در «زمان مناسب» کرده است.

واقعیت این است که بدون حل ریشه‌ای مسائل تاریخی چون خط دیورند و پایان دادن به ابزاری کردن گروه‌های افراطی، آتش‌بس‌ها تنها وقفه‌ای موقت در چرخه خشونت خواهند بود. افغانستان که هنوز از زخم‌های جنگ‌های چهار دهه اخیر بهبود نیافته، نیازمند رویکردی غیرنظامی از سوی همسایه شرقی خود است. پاکستان نیز باید بپذیرد که امنیت پایدار نه با بمباران، بلکه با احترام به حاکمیت ملی همسایگان و قطع حمایت از افراط‌گرایی حاصل می‌شود.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x